آزادی پوشش از اولیه ترین حقوق زنان است کسی نمیتواند حجاب اجباری را برزنان تحمیل کند.

225
آزادی پوشش اولیه ترین حقوق زنان است و هیچکس نمیتواند حجاب اجباری تحمیل کند
آزادی پوشش اولیه ترین حقوق زنان است و هیچکس نمیتواند حجاب اجباری تحمیل کند

آزادی پوشش از اولیه ترین حقوق زنان است و هیچکس نمیتواند حجاب اجباری را برزنان تحمیل کند.

چشم پوشی از این حق حداقلی، به بهانه‌ی اعتدال در واقع ادامه‌ی تضییع حقوق ملت است.

در سرفصلهای انتخاباتی اولویتهای دروغگویان برچیدن سرکوب زنان میشود اما  دو روز که میگذرد همه چیز  از قبل بدتر میشود. روحانی در نطق انتخاباتی خودش گفته بود:

کاری می کنم دختران احساس امنیت کنند. نخواهم گذاشت ماموری بی نام و نشان از کسی سوال کند.

دختران جامعه خود حافظ حجاب و عفاف خود هستند”. این جمله یکی از معروف ترین سخنان روحانی قبل از انتخاب شدنش به عنوان رئیس جمهوری اسلامی است. هر چند همین جمله نیز دو پهلوست اما در همان زمان بارقه امیدی را در دل عده‌ی زیادی از دختران و زنان ایرانی به وجود آورد.

کسانی که دغدغه‌ی اصلی شان نوع پوشش و انتخابی بودن آن – دست‌کم در حد استانداردهای مورد قبول حکومت – بود به این نوع حرف‌ها امیدوار شدند. البته آقای روحانی واضح تر از این هم سخن گفت:

“به نظرم، عفیف بودن چیزی فراتر از حجاب داشتن است. به نظر من اگر زنی یا مردی حجاب رسمی مد نظر ما را رعایت نکند، عفیف بودنش زیر سؤال نمی‌رود. قبل از انقلاب زنان زیادی در جامعه ما حجاب نداشتند، ولی آیا انسان‌های عفیفی نبودند؟ من هشدار می‌دهم که حجاب را عین عفاف ندانیم.

به نظر من زنان زیادی از جامعه ما حجاب مطلوب قانون را ندارند، ولی عفیف هستند. عفت شاخص‌های زیادی دارد. کما این‌که می‌توان کسانی را هم یافت که ظاهر مطابق قانون دارند و حجاب دارند (چه مرد و چه زن) ولی اصول عفت را رعایت نمی‌کنند.”

برای مثال ساپورت پوشیدن زنان به یکی از بحث‌های داغ رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد و کمپینی هم در اعتراض به این نوع پوشش شکل گرفت.

“سخنان حسن روحانی درباره حجاب دوباره مقدماتی را فراهم آورد تا تندروها عزم خود را برای برخورد با زنان، به عنوان پیش زمینه‌ی برخورد با کل جامعه بیش از پیش جزم کنند.”

اما بعضا به این فکر نکردند که خود روحانی اولین پایه گذار سرکوب زنان با حجاب اجباری است. روحانی در خاطراتش به با حجاب کردن زنان اشاره میکند: طرح مساله پوشش و حجاب زنان از  اسفند ۱۳۵۷ تا مدت‌ها مسئولین را به خود مشغول کرد.

پس از ۲۲ بهمن و پس از آغاز به کار مدارس و ادارات، شمار زیادی از خانم‌های کارمند و دانش‌آموزان دختر، بدون حجاب در ادارت و سازمان‌های دولتی حاضر می‌شدند و در میان آن‌ها زنان باحجاب در اقلیت بودند.

بعضی پرستاران بیمارستان‌ها و پزشکان و معلمان زن نیز بدون روسری به محل کار خود می‌رفتند و در خیابان‌ها هم زنان بی‌حجاب رفت و آمد داشتند. البته زنان باحجاب نیز فراوان بودند و در همه جا به چشم می‌خوردند.

 اولین بار، علمای قم به بی‌حجابی زنان اعتراض کردند و گفتند: درحکومت اسلامی همه زنان باید باحجاب باشند. امام نیز در یکی از بیانات خود به لزوم حجاب برای زنان اشاره کردند و همین باعث شد عده‌ای از زنان بی‌حجاب در خیابان‌ها تظاهرات کنند و در مقابل کاخ دادگستری و نخست‌وزیری تحصن نمایند.

در این هنگام نیز آقای طالقانی پای پیش گذاشت و سخنانی درباره حجاب ابراز کرد و گفت: «حجاب اجباری نداریم و خانم‌ها باید خودشان حجاب را انتخاب کنند.» در اینجا نظر آقای طالقانی با نظر علمای دیگر متفاوت بود.

روزی آقای بنی‌صدر وقت به سازمان رادیوتلویزیون در جام‌جم رفته بود و در آنجا زنان بی‌حجاب دور وی جمع شده و پرسیده بودند که دلیل لزوم حجاب زنان چیست.

بنی‌صدر در پاسخ گفت: از موی سر آنان اشعه‌ای متصاعد می‌شود که باعث می‌شود چنین و چنان شود! این سخنان موجب تعجب همه شده بود.

مجاهدین خلق هم اطلاعیه‌ می‌دادند که حجاب اجباری نیست و نباید باشد. در دولت موقت هم بحث بود که آیا حجاب باید اجباری شود یا نه. خلاصه همان طور که اشاره کردم، آقای طالقانی در سخنرانی خود گفت: ما نمی‌توانیم زنان اهل کتاب را مجبور به پذیرفتن حجاب کنیم، ولی مسلمانان را می‌توانیم تشویق کنیم که حجاب داشته باشند و در هر صورت نباید کسی را به زور باحجاب کنیم.

با وجود این، در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب الزامی کنیم، که آغازی برای وزاتخانه‌ها و ادارات دولتی باشد. طرح حجاب اجباری در ادارت مربوط به ارتش، به عهده من گذاشته شد و بدین جهت در گام اول، همه زنان کارمند مستقر در ستاد مشترک ارتش را که نزدیک به سی نفر بودند، جمع کردم و پس از گفتگو با آنان قرار گذاشتیم از فردای آن روز با روسری در محل کار خود حاضر شوند.

زنان کارمند که همگی به جز دو یا سه نفر بی‌حجاب بودند، شروع کردند به غر زدن و شلوغ کردن، ولی من محکم ایستادم و گفتم: از فردا صبح دژبان مقابل درب ورودی موظف است از ورود خانم‌های بی‌حجاب به محوطه ستاد مشترک ارتش جلوگیری کند.

پس از ستاد ارتش، نوبت به نیروهای سه‌گانه رسید. در آغاز به پادگان دوشان‌تپه رفتم و همه کارمندان زن را که تعداد آن‌ها هم زیاد بود در سالنی جمع و درباره حجاب صحبت کردم.

در آنجا زن‌ها خیلی سر و صدا راه انداختند اما من قاطعانه گفتم: «این دستور است و سرپیچی از آن جایز نیست.»

بعد توضیح دادم که ما نمی‌گوییم چادر سر کنید، بحث چادر مطرح نیست، سخن بر سر استفاده از روسری و پوشاندن سر و گردن است.

در نهایت، در آنجا هم گفتم به دژبان دستور داده‌ایم از فردا هیچ زن بی‌حجابی را به پایگاه راه ندهند.

در نیروی زمینی و نیروی دریایی نیز برای کارمندان زن صحبت کردم و با خواندن آیات و روایات و کشاندن بحث حجاب به مسائل اجتماعی و سلامت جامعه و ارائه دلایل مختلف درباره لزوم حجاب، موضوع را تبیین کردم و دست آخر نیز با بخشنامه، رعایت حجاب الزامی شد.

بحمدالله این تلاش‌ها نتیجه مثبت داشت و پس از تعطیلات نوروز، همه زنان کارمند در ارتش با روسری به محل کار خود می‌آمدند.

در وزاتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و حتی صداوسیما نیز به‌تدریج حجاب عملی شد و همه زنان با روسری از خانه بیرون می‌آمدند.

البته در روزهای رفراندوم هنوز شماری از زنان بی‌حجاب بودند و با سر برهنه در پای صندوق‌های رای حاضر شدند، ولی [پس از دستور من جهت اجباری‌کردن حجاب توسط دژبان نظامی در ارتش] این معضل اجتماعی خیلی زود جمع و جور شد و به سامان مناسبی رسید.»

لینکهای مرتبط

ایران معترضان به حجاب اجباری را برای اعتراف تلویزیونی تحت فشار قرار می‌دهد
شکست تحمیل حجاب اجباری ، مقاومت زنان و شکست انواع پلیس سرکوب

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy