حکایت جالب جوانی که اشتهایش کور شده بود و تجویز حکیم

124
حکایت جالب جوانی که اشتهایش کور شده بود و تجویز حکیم

حکایت جالب جوانی که اشتهایش کور شده بود و تجویز حکیم

حكايت جوان و عسل

پسر جوانی مریض شد.

اشتهای او کور شد و از خوردن

هر چیزی معده‌اش او را معذور داشت.

حکیم به او عسل تجویز کرد.

جوان می‌ترسید باز از خوردن عسل

دچار دل‌پیچه شود لذا نمی‌خورد.

حکیم گفت: بخور و نترس که من کنار تو هستم.

جوان خورد و بدون هیچ دردی

معده‌اش عسل را پذیرفت.

حکیم گفت: می‌دانی چرا عسل را

معده تو قبول کرد و پس نزد و زود هضم شد؟

جوان گفت: نمی‌دانم.

حکیم گفت: عسل تنها خوراکی در جهان

طبیعت است که قبل از هضم کردن تو،

یک‌بار در معده زنبور هضم شده است.

پس بدان که عسل غذای معده توست

و سخن غذای روح توست.

اگر می‌خواهی حرف تو را بپذیرند و پس

نزنند و زود هضم شود، سعی کن قبل

سخت گفتن، سخنان خود را مانند زنبور

که عسل را در معده‌اش هضم می‌کند،

تو نیز در مغزت سخنان خود سبک

سنگین و هضم کن سپس بر زبان بیاور.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy