روز ۳۰ تير اقشار مختلف مردم به حمايت از رهبر ملی دكتر مصدق به تظاهرات پرداختند

96
دکتر محمد مصدق
روز 30 تير اقشار مختلف مردم به حمايت از رهبر ملی دكتر مصدق به تظاهرات پرداختند

پس از افتتاح مجلس دوره هفدهم، دكتر مصدق در هفدهم تير ماه ۱۳۳۱ بنابر سنت پارلماني از سمت خود استعفا كرد. اين در حالي بود كه او به تازگي از مسافرت خود جهت شركت در دادگاه بين‌المللي لاهه به وطن بازگشته بود.

در اين مسافرت كه بيش از يك ماه به طول انجاميد، دكتر مصدق با شركت در جلسات دادگاه ضمن دفاع حقوقي از منافع ايران و رد صلاحيت ديوان لاهه براي رسيدگي به شكايت انگلستان و با استفاده از تريبون آزاد آن ديوان به افشاي سياستهاي استعماري انگلستان پرداخت.

در چنين اوضاعي رأي اعتماد مجلس از نظر مصالح ملي با توجه به تأثيري كه مي‌توانست در رأي ديوان لاهه داشته باشد حائز اهميت بود، چرا كه رأي عدم اعتماد مجلس به دولت به مفهوم بي اعتمادي مجلس از كاركرد دولت مصدق در ديوان لاهه را به همراه داشت.

رأي صادره ديوان مي‌توانست تأثيري منفي براي ايران داشته باشد. مجلس شوراي ملي در پي تظاهرات گسترده و اعتصابات مردم در حمايت از دولت در پانزدهم تير، تحت تأثير فشار افكار عمومي مجدداً به دكتر مصدق رأي داد، اما مجلس سنا رأي خود را به بعد از اظهارنظر شاه موكول كرد و به اين ترتيب نارضايتي خود را برملا ساخت.

اين موضعگيري با مخالفت دكتر مصدق مبني بر اينكه تا پيش از ابراز تمايل مجلس مسئوليت نخست‌وزيري را نخواهد پذيرفت مواجه شد و نهايتاً مجلس سنا مجبور شد به دكتر مصدق رأي اعتماد بدهد.

در نتيجه روز نوزده تير ماه شاه فرمان مجدد نخست‌وزيري دكتر مصدق را صادر كرد. اين بار دكتر مصدق ضمن اعلام برنامه‌هاي خود، تقاضاي تصويب لايحه اختيارات را به مدت شش ماه از مجلس كرد. مخالفان او اعم از وابستگان دربار و حزب توده با به راه انداختن تبليغات وسيع، گرفتن اختيارات را به معني هموار كردن ديكتاتوري قلمداد كردند.

در اين شرايط دكتر مصدق روز ۲۵ تير ۱۳۳۱ براي مشورت و تبادل نظر در مورد وزيران جديد به ديدن شاه رفت. وي تفصيل اين ملاقات را در خاطرات خود آورده است.

مصدق تصميم گرفته بود اختيار تعيين وزير جنگ را از شاه بگيرد «تا دخالت دربار در آن كم شود و كارها در جهت صلاح كشور پيشرفت كند….» واكنش شاه در برابر اين پيشنهاد چنين بود: «پس بگوييد من چمدان خود را ببندم و از اين مملكت بروم.» مصدق در پاسخ فوراً گفت كه در اين صورت استعفا خواهد داد.

به هر حال مجلس شورا در ۲۶ تير ماه ۱۳۳۱ به نخست‌وزيري قوام رأي داد. قوام موفقيت خود را در گرو انحلال مجلس مي‌دانست و هوادارانش هم اصرار داشتند پيش از گرفتن فرمان انحلال تن به قبول مسئوليت ندهد، اما ظاهراً شاه به هر زباني كه بود قوام را راضي كرده بود بدون اصرار در انحلال مجلس دولت خود را تشكيل دهد.

طبق يادداشتهاي ارسنجاني، عباس اسكندري كه در جريان مذاكرات بود به ارسنجاني گفت: «هنوز اعليحضرت [با انحلال مجلس] موافقت نكرده‌اند ولي مآلاً موافقت خواهند كرد.»

از روز ۲۷ تير ماه كه خبر نخست‌وزيري قوام به همه جا رسيد اعلاميه‌اي شديداللحن به نام او از راديو انتشار يافت كه در آن ضمن ايجاد رابطه با انگليس به قلع و قمع گروههاي سياسي، تهديد گروههاي اسلامي و ايجاد دادگاههاي انقلابي و اعدام مخالفان تأكيد شده بود.

در پايان ۲۹ تير مردم آمادگي زيادي پيدا كرده بودند تا روز بعد در برابر قدرت دربار و قوام به مقابله برخيزند.

در روز ۳۰ تير اقشار مختلف مردم و گروه‌هاي سياسي در ميادين و خيابانهاي تهران به حمايت از دكتر مصدق به تظاهرات پرداختند.

در اين تظاهرات كه به درگيري شديد ميان نيروهاي نظامي و مردم منجر گرديد عده‌اي مقتول و مجروح شدند.

در اين روز عده‌اي از نمايندگان مجلس شورا با شاه ملاقات و خطر سقوط رژيم پهلوي را اعلام كردند، شاه قوام را از نخست‌وزيري معزول و فرمان نخست‌وزيري مصدق را مجدداً صادر نمود.

روز بعد پس از قيام سي تير، ديوان لاهه اعلام كرد كه در رسيدگي به اختلاف ايران و انگليس در مورد مسئله نفت صلاحيت ندارد.

دكتر مصدق به مناسبت تجليل از شهداي روز سي تير كليه ادارات دولتي را تعطيل عمومي نمود و مجلس قيام سي تير را «قيام ملي» و شهداي آن روز را «شهداي ملي» ناميد.

قيام سي تير و رأي ديوان لاهه به منزله شكست انگليس در ايران تلقي شد و تجربه اين قيام نشانه همبستگي ملي و پيروزي مردم بر استبداد و استعمار بود.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy