قاتل با لباسهای خونی بهناز کاویانی و شیرینی به پدرش گفت من دیشب دامادت بودم

359
قاتل با لباسهای خونی بهناز کاویانی و شیرینی به پدرش گفت من دیشب دامادت بودم
قاتل با لباسهای خونی بهناز کاویانی و شیرینی به پدرش گفت من دیشب دامادت بودم

بهناز کاویانی همان روزی که در شافت رشت متولد شد، مادرش را از دست داد و پدرش آقای رمضانعلی کاویانی او را با هزار عشق و امید و آرزو بزرگ کرد. در سال ۶۰ بهناز ۱۵ ساله به همراه عده‌ای از دختران به جرم آزادیخواهی دستگیر شد و در سال ۶۱ آزاد شد.

اما پاسداران و مخبرین اطلاعات که مستمر در اطراف وی پرسه میزدند چند ماه بعد مجددا او را دستگیر کردند. وی دوباره  به یک سال زندان محکوم می شود. از آن پس تصمیم میگیرد که  به ارتش مجاهدین بپیوندد که مجددا در سال ۶۴ در تبریز دستگیر می شود و مستقیم به شکنجه گاه اطلاعات در رشت انتقال داده می شود و زیر بدترین شکنجه ها قرار می گیرد.

پدری که در تنهایی و تنگدستی اورا بزرگ کرد،  تحمل دستگیری دختر هجده ساله‌ اش را نداشت هر کاری کرد نجاتش بدهد فایده نداشت.

خبرهای بدی از داخل زندان می‌شنید. اما سه سال بعد روزی یک پاسدار با جعبه‌ای شیرینی درب خانه‌اش را کوبید و برایش جعبه‌ای شیرینی آورد و درب جعبه را باز کرد و به پدر گفت مبارک باشد.

پاسدار گفت: اومدم خبر آزادی دخترتو بدم دهنتو شیرین کن پدر که فکر می‌کرد به همه آرزوهایش رسیده از خوشحالی شیرینی را برمیدارد و منتظراست که بقیه توضیح پاسدار را بشنود پدر به قدری خوشحال شد که نور شادمانی چهره تکیده‌اش را دوباره روشن کرده بود.

پاسدار ساک لباس خونی دخترش را با یه شاخه نبات ویک سکه پنج تومانی گذاشت جلویش.

پدر میگوید این چیه؟ پاسدار میگوید دیشب من دامادت بودم… دخترت دیگه آزاده…۵تومان پول و یک شاخه نبات هم مهریه شرعی اوست.

پدر دیوانه میشود و بعد از مدتی فوت میکند.

یکی از هزاران جنایت در قوانین کیفری فعلی ایران که هم اکنون نیز مورد استفاده دستگاه های قضایی میباشد “صیغه دختر باکره قبل از اجرای حکم اعدام” میباشد.

بین سال ۶۰ تا ۶۷ برای اعدام دختران زندانی سیاسی احکامی صادر شد با صدور این احکام تاخت و تاز به دلخواه از سوی قضات جانی و بی خرد همه گیر شده بود،.

در سال ۶۷ بعد از عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) خمینی دستور داد، ‌تمامی ‌زندانیان سیاسی که بر موضع قبلی خود استوار مانده بودند، اعدام شوند.

پس از اجرای این حکم، کلیه وسایل و لوازم شخصی زندانیان سیاسی پس از اعدام به خانواده آنها تحویل داده شود.

آنها بر این عقیده بودند که  از نظر اسلام دختری که رابطه جنسی نداشته و باکره است بی گناه به شمار می آید، اگر اعدام شود به بهشت می رود، طبق فتوای شرعی خمینی، برای جلوگیری کردن از بهشت رفتن دختران سیاسی محکوم به اعدام در شب پیش از اجرای حکم، آنها را مجبور به صیغه با یکی از پاسداران یا کارگزاران دیگر زندان می کردند.

تا با تجاوز، از آنها رفع بکارت شود و بعد اعدام شوند.

اسدالله لاجوردی ( رئیس زندان اوین ) خطاب به دختران ایران : فکر نکنید که شما رو باکره اعدام می کنیم.

بهناز کاویانی در قتل عام تابستان سال ۱۳۶۷ در زندان پل عراق رشت به دار کشیده شد.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy