يدالله قرص آرام بخشی به وی داد بعد با آمپول هوا کارش را تمام کرد- قتلهای زنجیره‌ای

272
يدالله قرص آرام بخشی به وی داد بعد با آمپول هوا کارش را تمام کرد- قتلهای زنجیره‌ای
يدالله قرص آرام بخشی به وی داد بعد با آمپول هوا کارش را تمام کرد- قتلهای زنجیره‌ای

پس از گذشت ۲۱ سال از قتلهای زنجیره‌ای اعتراف آخوند مصطفی پورمحمدی: این قتل‌ها «خودسرانه نبود»

 پس از گذشت بیش از ۲۰ سال از قتلهای زنجیره‌ای و ادعای خودسرانه بودن ارتکاب این قتل‌ها از سوی وزارت اطلاعات وقت، این بار مصطفی پورمحمدی  وزیر سابق دادگستری رژیم اعتراف کرد که این قتل‌ها «خودسرانه» نبوده است.

آخوند مصطفی پورمحمدی از اعضای هیات اعدام های سال ۱۳۶۷، در جدیدترین اظهاراتش درباره قتلهای زنجیره‌ای سال ۷۷ ، گفت که این داستان قتل‌های زنجیره‌ای «در سیستم اتفاق افتاد.» و آن بخش وزارت اطلاعات «هیچ خودسر نبودند.»

وی گفت که «معاونت امنیت، جانشینش مدیر این پروژه بود؛ یعنی جایی نبود که پنج نفر خودسرانه آمده باشند دست به این کار زده باشند.»

 اعتراف صریح به خودسرانه نبودن این قتل‌ها برای اولین بار است که از سوی مقامات ایران صورت گرفته است.

پیشتر وزارت اطلاعات با انتشار بیانیه ای در دی ماه ۷۷، عوامل قتل‌های زنجیره‌ای را «نیروهای کج اندیش و خودسر این وزارتخانه» معرفی کرده بود.

خامنه ای هم در دی ماه ۷۷گفت که این قتل‌ها با «سناریوی خارجی» برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

اهم اظهاراتش در این گفتگو را بخوانید؛

آمریکا در آن تاریخی که من آنجا بودم، اعلام کرد جزء چهار کشوری که بیشترین نفوذ و جاسوسی را در داخل آمریکا انجام داده است، به‌خصوص جاسوسی علمی، یکی‌ جمهوری اسلامی است.

من نمی‌خواهم از خودم بگویم و نمی‌خواهم اعتراف کنم که چه کارهایی کرده‌ایم یا نکرده‌ایم، دارم حرف طرف و دشمن را می‌گویم؛ بزرگ‌ترین ضربه‌ای که به شبکه جاسوسی آمریکا تا آن تاریخ در دنیا زده شده بود و تعداد جاسوس دستگیرشده از سوی وزارت اطلاعات.

یک وزارت توانمند مقتدر در مقابله با دشمنان، زمین‌گیرکردن شبکه‌های جاسوسی‌، شبکه‌های برانداز، شبکه‌های تفرقه‌افکن و نفاق‌افکن و گروه‌های تروریستی و هنجارشکن که اوجش هم اول انقلاب بوده است. وزارت اطلاعات چنین وضعیتی داشته است؛ اولا وزارت اطلاعات سال ۶۳ تشکیل شده و این نکته تاریخی مهمی است.

قبل از آن سه جا اطلاعات بوده؛ اطلاعات امنیتی که بیشتر در سپاه بود، ضدجاسوسی و اطلاعات جاسوسی بیشتر در نخست‌وزیری و یک‌سری اطلاعات امنیتی که در کمیته و دادستانی بود؛ یعنی کمیته با دادستانی هرکدام بخش‌های اطلاعاتی داشتند و مکمل بخش سپاه در فعالیت‌های اطلاعات امنیتی بودند؛ اما نخست‌وزیری بیشتر در آن بخش ضدجاسوسی یا خارجی کار می‌کرد.

پس ما چند نهاد اطلاعاتی داشتیم که عمده‌ترینش سپاه، نخست‌وزیری، کمیته‌ها و بعدش هم دادستانی بودند. اینها مجموعه اطلاعاتی ما بودند. سال ۶۳ اینها باهم ترکیب شدند.

تمام نیروهای این مجموعه آمدند وزارت و وزارت اطلاعات را تشکیل دادند و نیروهایی که در اطلاعات بودند، معمولا نیروهای یک‌مقدار باهوش، با فراست بیشتر و با ضریب هوشی بیشتر بودند، چون آنجا بیشتر قوه عاقله است که کار می‌کند؛ قوه محاسبه، پیش‌بینی و طراحی‌های جسورانه که شما در میدان و چهارراه گیج باید هوشمندانه یک نقطه را انتخاب کنید.

آن‌قدر درست نقطه‌ات را انتخاب کنی که ۹۰ درصد نزدیک هدف باشد. این هوش، ظرافت و فراست می‌خواهد و معمولا نیروهای اطلاعات همه‌جای دنیا نیروهایی هستند ماجراجو، بلندپرواز و با روحیات خاص و باهوش. در اینجا واقعا وزارت اطلاعات از این مجموعه‌ها تشکیل شده بود و بسیار وفادار و پای همه چیز انقلاب بودند؛ هیچ کم‌وکاستی نداشتند.

اگر سپاه با جانفشانی‌اش در جبهه عمل می‌کرد، نیروهای اطلاعات سپاه در مقابله با منافقین و گروه‌های برانداز پابه‌پا در همان جبهه بودند. حالا همان‌ها آمدند در وزارت اطلاعات به همراه نیروهای دیگر آنها وزارت اطلاعات را تشکیل دادند که خود من سال ۶۶ به وزارت اطلاعات ملحق شدم.

من جزء نیروهای وزارت یا حتی نیروهای اطلاعاتی قبل از وزارت هم نبودم؛ من کادر قضائی و قاضی و دادستان بودم و گفتم که وقتی از دادستانی خراسان کنار گذاشته شدم، چند ماه کاری نداشتم پس از آن از سوی آقای ری‌شهری دعوت شدم و آمدم وزارت اطلاعات.

من ۱۲، ۱۳ سال در وزارت اطلاعات کار کردم، سه سال هم نبودم، حدود ۱۶ سال می‌شود. به نظر من، یک وزارت توانمند مشرف بر فعالیت‌ها و تأثیرگذار در فضای داخلی و فضای بیرونی بودیم و البته تیپ‌های مختلف بودیم.

تعبیری بود در وزارت اطلاعات که هفت‌خط‌ها اینجا جمع هستند

ما تندترین نیروهای چپ را که جزء سران نیروهای اصلاح‌طلب بودند، در وزارت اطلاعات داشتیم و طیف مقابل شدیدا موضع‌دار ۱۸۰درجه‌ای اینها در وزارت اطلاعات بودند. تعبیری بود در وزارت اطلاعات که هفت‌خط‌ها اینجا جمع هستند؛ تعبیر شماتیکی بود، هم همه خطوط و هم معنی هفت‌خط به معنی رایج عامیانه مردمی‌اش.

با همه این موضع‌گیری‌ها که حتی در وزارت هم این نظرات ابراز می‌شد، این‌طور هم نبود که پنهان‌کاری بکنند؛ یعنی این مواضع روشن بود، بچه‌های لانه جاسوسی که لانه را گرفته بودند، در اطلاعات نخست‌وزیری بودند و همه به وزارت آمدند؛ یعنی با گرایش‌هایی که داشتند، رئوس اصلاح‌طلبان، مشارکت و مجاهدین انقلاب و اینها را تشکیل می‌دادند».

مدیران اصلی  در قتلهای زنجیره‌ای گرایش چپ داشتند

*اینها گفتند ما عملیات پیش‌دستانه انجام بدهیم تا این اتفاقات نیفتد و اتفاقا مدیران اصلی این تصمیم گرایش چپ داشتند؛ یعنی نسبت به آقای خاتمی که رئیس‌جمهور شده بود، نظر مثبت داشتند و طرفدار آقای خاتمی بودند».

پورمحمدی درباره سعید امامی میگوید: او در قتل‌ها مدیر پروژه نبود، حداکثر مشاور بود.

ماجرای قتل سعیدی سیرجانی ونقش سعید امامی

سعيدی سيرجانی در تاريخ ۲۳ اسفند ۱۳۷۲ توسط معاونت امنيت وزارت اطلاعات بازداشت و به گروه اجتماعی وزارت اطلاعات جهت تحقيق سپرده می شود.

سعيدی سيرجانی از زندان توحيد به بازداشتگاه پل رومی و از آن جا نيز به يکی از خانه های امن وزرات اطلاعات در ولنجک منتقل می شود.

دو تيم مسئول کار بر روی سعيدی سيرجانی می شوند. يک تيم فنی که با عمليات روان گردانی و گاها شکنجه از وی اقرار تصويری می گرفتند (اين تيم از اطلاعات نيروی انتظامی و زيرنظر مسعود صدرالسلام و محمدرضا نقدی گزينش شده و در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته بود)، تيم ديگر که از عوامل وزارت اطلاعات و نيروهای متمايل به چپ بوده که سعيدی سيرجانی تا به آخر آن ها را «دوستان و رفقای خود» می شمرده است.

چهل و پنج ساعت برنامه در چندين محور اعترافات از سعيدی سيرجانی زيرنظر حسين شريعتمداری و سعيد امامی ضبط شده و بدست عوامل توليد مستند «هويت» سپرده می شود.

اما سعيدی سيرجانی دارای اطلاعات اضافی بوده و رو در رو با حسين شريعتمداری و دو تن از افرادی که از رفقای نزديک سيرجانی بوده و در ارتباط با معاونت امنيت وزارت اطلاعات بوده اند، و در ثانی غالب اين اقارير که بنا به گفته ی سعيد امامی در ۲۵/۱۰/۱۳۷۵ در دانشگاه همدان، ده ها ساعت اعتراف سعيدی سيرجانی را داشتند که جامعه هنوز آمادگی شنيدنش را ندارد و برای بسياری ها نيز اعجاب آور خواهد بود، که تمامی اين اعترافات البته با ضرب و شتم و شکنجه های روحی و جسمانی همراه بوده، به طوری که در اثر اين شکنجه ها يکی از کليه های سيرجانی از کار افتاده و آن سيرجانی ضعيف و بی حال شده بود که با آن که به مدت سه ماه در اختيار تيم تصويربرداری بوده، ولی به علت ضعف مزاجی و زرد شدن رنگ صورت وی و لاغر شدن شديدا محسوس وی، کار تصويربرداری نيمه تمام تعطيل می شود.

سيرجانی در يکی از مصاحبه هايش با زبان ايما و اشاره و زيرکی به اين ضرب و شتم ها اشاره می کند و می گويد: «… تلنگر سفتی به روح من می خورد… پس بايد بگويم که در تمام نوشته ها و گفته های من رگه هايی از لج بازی بوده…»

همه ی اين ها عواملی بوده اند که باعث شده تا سيرجانی زنده از دست محفل اطلاعاتی خلاص نشود. سعيد امامی ضمن آن که پيشتر در جلسه شورای اطلاعات استان اصفهان ماجرای چگونگی قتل سيرجانی و آن «تلنگرهای سفت» را با آب و تاب تمام شرح داده بود، در اوراق بازجويی خود دوباره به آن اشاره می نمايد:

«…سيرجانی در اواخر کار واقعا بريده و بيمار شده بود. شايد هم تيم فنی در تعزير وی بسيار زياده روی نموده بود، شايد هم از… وی بوده، نمی دانم الله اعلم.

حال سيرجانی خوب نبود و ضبط ويدئويی نيز ديگر موثر نبود. يک ماه ديگر وی را در خانه نگهداری کرديم تا که قرار بر حذف وی گرفته شد.

س: اين قرار چگونه و از چه طريقی گذاشته شد؟

آقای محسنی خود از آيت الله خوشوقت حکم حذف سيرجانی را گرفت که همان شب پس از آن که به اطلاعم رسيد با … و اکبر خوش کوش و يدالله رفتيم به خانه ی امن. پرسنل عمليات را فرستاديم. آن ها که از خانه رفتند، يدالله قرص آرام بخشی به وی داد و بعد… با آمپول هوا کارش را تمام کرد.

من و اکبر و… رفتيم و يدالله همان شب جنازه را تحويل تعاون وزارت داد…»

در تاريخ ۶/۹/۱۳۷۳ خبر فوت سعيدی سيرجانی منتشر می شود و چند روز بعد از آن هنگامی که کانون نويسندگان و دوستان سعيدی سيرجانی تصميم می گيرند برای وی مراسمی برپا کنند، تعدادی از نويسندگان و فعالان اين جمع از جمله دکتر سيمين دانشور، محمدعلی سپانلو، سيمين بهبهانی و غلامحسين ميرزا صالح و صالحيار را احضار و چشم بسته به يکی از خانه های امن وزارت اطلاعات منتقل می کنند.

سعيد امامی خود با حضور در ميان نويسندگان اعلام می کند که: هيچ نوع خبر، سخن و مراسمی درباره مرگ سعيدی سيرجانی نبايد شنيده و ديده شود، و پس از هشدار و انذارهای پی در پی سعيد امامی و نبايدهای وی، صالحيار می پرسد پس ما چه بکنيم؟

که در جواب سعيد امامی می گويد: برويد روزنامه کيهان را بخوانيد، آن جا نظرات نظام منعکس است.

هرچه میزدیم مصيب​ نمی​مرد، زنده​ به​ گورش کرديم​ – قتلهای زنجیره‌ای
روزنامه نگار بعد از ۲۰سال وقایع هولناک قتل‌های زنجیره‌ای را افشا می‌کند
سالروز قتل سعیدی سیرجانی طی قتلهای زنجیره‌ای توسط سعید امامی + فیلم
اسامی و مسئولیت های بیش از ۵۰ تن از آمران و مسئولان کشتار تابستان…

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy