حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسه سرای بزرگ ایران، که همچون ستاره ای در ادبیات ایران می درخشد

9
حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسه سرای بزرگ ایرانی است که همچون ستاره ای در محفل ادبیات حماسی ایران می درخشد

حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسه سرای بزرگ ایران، که همچون ستاره ای در ادبیات ایران می درخشد. این که امروز و با وجود تهاجمات اقوام مختلف به سرزمین ایران، اینچنین فصیح فارسی را سخن می گوییم، نتیجه سال ها تلاش و رنج شبانه روزی فردوسی است.

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی متولد سال ۳۱۹ خورشیدی در روستای پاژ از توابع طابران طوس است. او در خانواده ای از طبقه دهقانان متولد شد. طبقه ای اجتماعی در آن دوران که صاحب املاک بسیار بودند و به نوعی “اشرافیت” داشتند. زندگی آن ها در عمارت های مجللی سپری می شد و اداره املاکشان را به واسطه روستاییان انجام می دادند.

فردوسی از همان کودکی به آموختن علم و دانش مشغول شد. علاقه او به داستان های ایران باستان، وی را بر آن داشت که به خلق اثری ناب بپردازد. “شاهنامه” که اکنون به بسیاری از زبان های دنیا برگردانده شده است.

او قریب به سی سال از بهترین ایام جوانی خود را بر سرودن شاهنامه گذراند روزهای سختی که به فقر و تنگدستی منتهی شد اما عاقبت فردوسی را محبوب تمام پارسی گویان و پارسی دوستان کرد.

نام و آوازه فردوسی تنها منحصر به محدوده مرزهای ایران نمی شود. این نابغه ادبیات فارسی در تمام جهان ستودنی است. “شاهنامه فردوسی” اثر بزرگ ادبی- حماسی او است که به زبان های بسیاری برگردانده شده است.

فردوسی پس از خلق اثر ماندگار خود در زادگاهش در شهر طوس از دنیا رفت و در باغی که متعلق به خودش بود آرام گرفت. اثر بدیع او نه تنها پرمایه ترین شاهکاری است که از عهد سامانی و غزنوی بر جای مانده بلکه مهمترین سند مکتوب بزرگ و پربار در زبان فارسی است. سندی که در جای جای آن بر تمدن غنی پارسی باستان اشاره شده است و گنجینه ادبیات فارسی به شمار می رود. در سرودن این اثر از هرگونه دروغ و هجو و تملق که آن زمان خوشایند درباریان بود، خودداری شده و هیچ کلامی مغایر اخلاق در آن نیامده است.

شاید اگر اثر بزرگ فردوسی نبود در تهاجم اقوام مختلف به این ملت، زبان ما نیز به تاراج می رفت. او انسانی معتقد و بزرگ منش بود و بر عقاید خود آشکارا پا فشاری می کرد.

گرت زین بد آید، گناه من است

چنین است و آیین و راه من است

بر این زادم و هم بر این بگذرم

چنان دان که خاک پی حیدرم

فردوسی شاهنامه را در شش یا هفت دفتر نوشت و به دربار غزنه نزد سلطان محمود فرستاد. به گفته خودش، سلطان محمود “نکرد اندر این داستانها نگاه” و حتی پاداشی هم برای او نفرستاد. او پس از آن، بخش‌های دیگری بر شاهنامه افزود و از تلخ‌ کامی اوضاع زمانه سخن گفت. در روزهای پایانی زندگی، فردوسی دو بار به سن خود اشاره کرد. یکبار خود را هشتاد ساله و در جایی دیگر هفتاد و شش ساله خوانده.

شاهنامه پرمغزترین سرودهٔ فردوسی است. شاهکاری در ادبیات حماسی ایران. سرودن این اثر نغز بر پایهٔ نوشتار ابومنصوری در حدود سال۳۷۰ هجری قمری آغاز شد و سرانجام در تاریخ ۲۵ سپندارمذ سال ۳۸۴ هجری قمری (برابر با ۳۷۲ خورشیدی) با این ابیات به پایان رسید.

سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد

به ماه سفندارمذ روز ارد

ز هجرت سه صد سال و هشتاد و چار

به نام جهان داور کردگار

باستان شناسان موفق به شناسایی دو مقبره ۴۵۰۰ ساله شده‌اند

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy