نشانه‌های تعیین‌تکلیف رژیم ایران فرا رسیده است

158
نشانه‌های تعیین‌تکلیف رژیم ایران فرا رسیده است

از روز چهارشنبه ۱۸ا ردیبهشت ۹۸که روحانی و شورای عالی امنیت رژیم خبر سرپیچی رژیم از برخی محدودیتهای پیش‌بینی شده در برجام را منتشر کردند و بعد هم از خروج گام به‌گام از برجام سخن گفتند، تحولات در همهٔ زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی سرعت و شتاب فوق‌العاده‌یی پیدا کرده است که بازتاب آن را در پهنهٔ اجتماعی از یک‌سو و در داخل دستگاه سیاسی رژیم از سوی دیگر می‌توان دید.

این هراس تا آنجا بود که امام جمعه‌های خامنه‌ای صراحتاً به ترس مسولان و ریزش نیروها اشاره کردند و برخی نیز از چشم‌انداز قیام و به خیابان ریختن مردم به جان آمده ابراز وحشت می‌کردند.

چرا چنین فضایی وجود دارد؟

آیا فی‌الواقع تهدید جنگ با آمریکا جدی است؟

نقشه‌مسیر رژیم چیست؟

و این تحولات به چه سمتی روان است؟

نگاهی به سیر تحولات

این موج از روز چهارشنبه گذشته با اعلام خروج رژیم از برخی تعهدات برجامی توسط روحانی و بیانیه شورایعالی امنیت رژیم آغاز شد.

به‌دنبال آن شاهد موضع‌گیری سریع و شدید سه کشور اروپایی ذیربط و اتحادیه اروپا بودیم که نه تنها اولتیماتوم رژیم را به پیشیزی نخریدند و صراحتاً آن را رد کردند؛ بلکه به او اخطار کردند در صورت خروج از برجام عواقب سختی از بازگشت تحریم‌ها و رفتن به شورای امنیت در انتظارش خواهد بود.

آمریکا هم به روند تشدید تحریم‌های خود ادامه داد و تحریم فروش فلزات رژیم را به تحریم‌های قبلی، تحریم نفتی، تحریم هسته‌یی و تحریم‌های بانکی افزود و علاوه بر این دست به سلسله‌ای از حرکات گستردهٔ نظامی زد و پمپئو سفر اروپایی خود را نیمه‌کاره گذاشت و به عراق رفت و به سران حکومت عراق گفت که آمریکا اطلاعات دقیقی دارد مبنی بر این‌که رژیم قصد دارد با استفاده از نیروهای مزدور و سرسپرده خود در عراق به نیروها و منافع آمریکا در منطقه حمله کند و از سران حکومت عراق تضمین گرفت که آنها اجازه چنین چیزی را نخواهند داد و همچنین مقامات آمریکا به رژیم اکیداً گوشزد کردند که هر گونه حمله‌ای به اهداف آمریکایی با پاسخ کوبنده روبه‌رو خواهد شد. اما در عین‌حال باب مذاکره را هم باز گذاشتند و رئیس جمهور آمریکا گفت من منتظر هستم که از تهران به من زنگ بزنند.

نتیجه‌گیری از تحولات

از این تحولات چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟ آیا این تحرکات نظامی گسترده حاکی از این است که جنگی در تقدیر است؟

در این مورد خاص باید گفت هیچکس به قطع و یقین نمی‌تواند به این سؤال جواب بدهد که جنگ می‌شود یانه؟ خوب است یادآوری گردد که شخص خامنه‌ای در مرداد ماه گذشته در استدلال این‌که چرا جنگ نمی‌شود گفت: جنگ دو طرف دارد یک طرف جنگ ما هستیم و ما هم نمی‌خواهیم جنگ شود. در طرف آمریکا مقامات آمریکایی هم پیوسته تکرار کرده‌اند که ما شروع کننده جنگ نخواهیم بود. این تحرکات نظامی هم اساساً جنبه بازدارنده دارند چرا که آمریکا می‌گوید اطلاعات موثقی دریافت کرده حاکی از این‌که رژیم با استفاده از نیروهای نیابتی خود درصدد ضربه زدن به اهداف آمریکایی در منطقه است. اما یک نکته را به قطع و یقین می‌توان گفت که تحولات شتاب نامتعارفی پیدا کرده و این شتاب تحولات خواب و خیال خامنه ای مبنی بر زمان خریدن و کش دادن وقت را به کلی بهم زده است.

نشانه‌های تعیین‌تکلیف فرا رسیده است. بنابراین از دو حالت خارج نیست:

یا در این تعیین‌تکلیف خامنه ای تسلیم می‌شود و عقب‌نشینی می‌کند یعنی از پروژه اتمی، توسعهٔ موشکی، دخالت منطقه‌یی و سرکوب مردم در داخل دست بر می‌دارد که این نفی پایه‌های وجودی‌اش می‌باشد.

یا این‌که در برابر جامعهٔ بین‌المللی می‌ایستد و چنانکه گفته از برجام خارج می‌شود که معنی این هم روشن است به کار افتادن مکانیسم ماشه و چشم‌انداز هولناکی که در انتهای این مسیر که چندان هم طولانی نخواهد بود مشاهده می‌شود.

تنش و پیچ و تابی که در رژیم به‌صورت موضع‌گیریهای ضدو نقیض و تشدید بحران درونی رژیم دیده می‌شود ناشی از گیر کردن و بی‌تصمیمی بر سر این دوراهی است.

راهپیمایی در شرایط کنونی

در این بحبوحه‌ که آمریکا ناوگانهای نظامی خود را به منطقه می‌فرستد و همهٔ حدس و گمانها در مورد این است که آیا جنگ می‌شود یا نمی‌شود اما رژیم در وحشت، از به خیابان ریختن مردم حرف می‌زند چرا؟

این وحشت را در نمایشهای جمعه رژیم هم به‌خوبی می‌شد دید. این ابراز وحشت‌ها دو وجه دارد یکی به خیابان ریختن و یا همان قیام مردم و دیگری ریزش نیروهای خود رژیم.

در مورد ریزش نیروها علاوه بر اعتراف صریح امام جمعه‌ها، بریدن و کناره‌گیری سرکردهٔ کل سپاه پاسداران در بحبوحه‌ٔ این تحولات هم هر ناظری را از هر توضیح یا داده‌های بیشتر بی‌نیاز می‌کند.

در واقع کانون اصلی وحشت رژیم قیام است. و این را سران و مقامات رژیم به هزار زبان اعتراف می‌کنند.

آخوندمقیسه در نمایش جمعه سبزوار گفت: دشمن تلاش می‌کند مردم را از خامنه ای و بدنه نظام جمهوری اسلامی جدا کند.

آخوند نورمفیدی امام جمعهٔ گرگان: آمریکا… می‎خواهد مردم را به شورش علیه نظام ترغیب کند

آخوند اسماعیلی در جمعه‌بازار تکاب گفته‌ امروز بزرگترین خطر جامعه جدایی جوانان از روحانیت است

حتی پیش از این تحولات یعنی دو هفته پیش این آخوند علم‌الهدی بود که در نمایش جمعه مشهد صراحتاً گفت منظور خامنه‌ای از «آرایش جنگی» اتخاذ این آرایش در برابر «جوانان» است که «پا به عرصه گذاشته‌اند»!

ریشه مشکل چیست؟

برخی تحلیل‌گران می‌گویند رژیم به‌علت عواقب مذاکره که در واقع همان دوازده شرط آمریکاست، پای مذاکره نمی‌رود اما چنان‌چه آمریکا در قبال گرفتن امتیازات اساسی سیاسی و اقتصادی از خواسته‌هایش قدری کوتاه بیاید و برای رژیم فرجه بقا قائل گردد رژیم حاضر به مذاکره شده و به این ترتیب رژیم فرجهٔ بقا به دست خواهد آورد. آیا اساساً چنین نظریه‌ای واقعی است؟

در این مورد البته که پاسخ منفی است! چرا که مشکل اصلی رژیم، آمریکا و قدرتهای خارجی نیست.

یا روزنامهٔ مردم‌سالاری نوشته: « راه اصولی مقابله با (آمریکا)، تحکیم جبهه داخلی و تکیه بر قدرت مردم است و از طریق ملی‌سازی حکمرانی در ایران»است. آنچه که این روزنامه از آن با عبارت نامأنوس «ملی سازی حکمرانی» اسم برده است در واقع کنار گذاشتن استبداد سیاه ولایت فقیه است.

این مربوط به شرایط سیاسی بود. در مورد شرایط اقتصادی هم عینا همین حکم صادق است. چند سال پیش جواد منصوری از مهره‌های ولایت فقیه گفت که اگر از آسمان طلا هم ببارد مسائل اقتصادی ما حل نخواهد شد. او نیز در همان مصاحبه ناخواسته به این واقعیت اذعان می‌کرد که مسأله اصلی در ایران دیکتاتوری است که همهٔ مشکلات و مسائل دیگر از آن زاییده می‌شود.

کما این‌که همهٔ گره‌ها نیز از آزادی و دموکراسی گشوده می‌شود. در نتیجه با مذاکره یا بی‌مذاکره، آنچه که مسأله را به‌طور نهایی حل خواهد کرد، قیام مردم ایران است و بس!

مایک پمپئو برای رفع اختلافات در رابطه با ایران به روسیه سفر می کند

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy