داستان جالب مهرداد دوم و صحبتهای او با باغبان

83
داستان جالب مهرداد دوم و صحبتهای او با باغبان
داستان جالب مهرداد دوم و صحبتهای او با باغبان

داستان مهرداد دوم و باغبان

مهرداد دوم اشکانی با سپاهش از کنار باغ سبزی می گذشت سایه درختان باغ مکان خوبی بود برای استراحت بود ، فرمانروا دستور داد در کنار دیوار بزرگ باغ لشکریان کمی استراحت کنند .

باغبان نزدیک پادشاه ایران زمین آمده و از او و سربازان دعوت کرد که به باغ وارد شوند .

مهرداد گفت : ” ما باید خیلی زود اینجا را ترک کنیم و همین جا مناسب است . “

باغبان گفت : ” دیشب خواب می دیدم خورشید ایران در پشت دیوار باغم است و امروز پادشاه کشورم را اینجا می بینم . “

مهرداد گفت ” اشتباه نکن آن خورشید من نیستم آن خورشید سربازان ایران هستند که در کنار دیوار باغت نشسته اند . “

از این همه فروتنی و بزرگی پادشاه ایران زمین اشک در چشمان باغبان گرد آمد .

مهرداد دوم ( اشک نهم ) بسیار فروتن بود و همواره در کنار سربازان خویش و بدور از تجملات بود .

اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : فرمانروای شایسته ارزش سربازان را کمتر از خود نمی داند .

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy