داستان پندآموز خری که سلطان جنگل شد!

536
داستان پندآموز خری که سلطان جنگل شد!
داستان پندآموز خری که سلطان جنگل شد!

خر سلطان جنگل شد!

خر همۀ حیوانات را مجبور کرد که ساعت ۶ صبح بیدار شده و ۶ عصر بخوابند!

در هنگام توزیع غذا دستور داد که هر کدام از چارپایان و پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند ۶ لقمه غذا بخورند.

وقتی خواستند پینگ پونگ بازی کنند، هر تیم ۶ بازیکن داشته باشد، و زمان بازی نیز ۶ دقیقه باشد.

کارها خوب پیش می رفت و خر مجلّۀ هفتگی منتشر کرد.

در سرمقالۀ شمارۀ ششم مجلّۀ جنگل نوشت:

ما پیروان مکتب شِشیان هستیم، مکتب ما از آیین پنجیان و چهاریان و سه ییان کامل تر است!

در یک روز دل انگیز پاییزی، خروس ساعت ۵ و ۲۰ دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند.

خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت:

مکتب ما از همه مکتب ها کامل تر است و خروج از این مکتب و تخلّف از قانون های ششگانه جرم محسوب و منجر به اشدّ مجازات می شود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد.

همۀ حیوان ها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقّت بیشتر قوانین را اجرا می کردند.

بعد از گذشت چندین سال، خر بیمار شد و در حال مرگ بود.

شیر به دیدارش رفت و گفت:

من و تعدادی دیگر از حیوان ها می توانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم نظم جنگل به هم بریزد، حال بگو علّت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سال ها سختگیری کردی؟

خر گفت:

حالا من به خاطر خرّیت یک چیزهایی ابلاغ کردم،

شماها چرا این همه سال عین گوسفند اطاعت کردید؟!!!

آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy