پیام نوروزی «شعله پاکروان» مادر ریحانه جباری : زمستان ایران خواهد رفت

94
 پیام نوروزی «شعله پاکروان» مادر ریحانه جباری : زمستان ایران خواهد رفت
 پیام نوروزی «شعله پاکروان» مادر ریحانه جباری : زمستان ایران خواهد رفت

پیام نوروزی «شعله پاکروان» مادر مرحومه «ریحانه جباری» به مردم: «زمستان ایران خواهد رفت»

هیچ زمستانی پایدار نبوده و نخواهد بود. زمستان حاکم بر سرزمین زیبای ما هم بی‌شک رو به پایان است.

«آرش» تیر آزادی‌خواهی را به قیمت جانش پرتاب کرد تا «گُلرخان» سرزمین‌مان، آزادانه آواز بخوانند و عشق بورزند.

«نرگس»ها دور از فرزندان‌شان سینه دیوار را چاک خواهند داد تا «نسرین»ها در سیاهچاله‌ها نپوسند.

شیر بچه‌ها خواهند غرید تا «شیرزاد»ها رؤیای آزادی را محقق کنند.

خیابان‌ها پر از «شاپرک» خواهد شد تا گیسوان مهرویان در نسیم برقصند. همچنان‌که بنفشه‌ها سر از خاک درآورده‌اند تا نوید بهار دهند.

خوشه‌های نور و «سپیده» رها شده و سرود آزادی خواهند خواند. با طبقی پر از رنگین کمان بر سر و گلخنده‌های معصومانه بر لب.

شعله پاکروان در پیام نوروزی خود می افزاید: ستاره‌های بخت و اقبال طلوع کرده و آن‌گاه خواهیم توانست «سهیل»ها را در کنار هزاران ستاره دیگر در آغوش کشیم.

«فرنگیس»ها و «هاجر»ها سوار بر اسب‌های وحشی، دشت‌های پر شقایق را زیر پا گذاشته و خواهند تاخت تا «اسماعیل»ها قربانی نشوند. تا «آمنه‌ها» و «شهین»ها و «شریفه»ها رخت سیاه «زانیار»ها و «ارشدترین امیر»ها و «رامین»ها را بر تن نکنند.

باد «صبا» خواهد وزید تا عطر «نیلوفر» و «مریم» و شب بو، مشام مردم را پر کند. جویبارهای جاری بر گونه‌های مادران سیاه‌پوش، رودهای پر آبی است که دشت‌های لاله «خاوران» را آبیاری کرده و اینک هم‌چون سیل طغیان‌گر هر چه پلشتی‌ست از دامن بانوی مهر و آب، «ایران» آناهید نشان، خواهد زدود.

کاوه‌ها با پرچم ژاله نشان خویش، قله‌های دادخواهی را فتح خواهند کرد تا «سام»ها و «سهراب»ها زندگی کنند. تا «کیکاووس»ها و «سینا»ها و «سارو»ها خودکشی نشوند!

«شعله»های آتش عشق، جنگل‌های پر از نهال و سپیدار، و بیشه‌های پر از «ریحان» را روشن خواهند کرد تا بیدهای مجنون دلگرم و «خواستار» آزادی و له کردن ترس باشند. تا «پرستوهای مهاجر» بر شاخه‌های نارون حیاط خانه پدری لانه بسازند.

شکوفه‌های بادام و گیلاس، عطر وحشی خود را رها خواهند کرد تا از فراز دیوارهای بلند زندان، مشام «آتنا»ها را پر کرده، رؤیای آزادی را قابل دسترسی کنند.

برق ابرها، رنگین کمانی از مهر خواهد ساخت تا چشمان «زینب»ها نور بگیرد. خوشه‌های گندم زیر برق خورشید خواهد رقصید، تا «جعفر»ها نان به سفره‌های ساده کارگری ببرند. دختران دلربا کنار چشمه‌ها سرود خواهند خواند تا «عبدی»ها بر لوح سفید کودکان «شین‌آباد» بنویسند: «دارها را بسوزانید تا دار قالی در فضایی پر از دار و درخت برپا کنیم».

مدت‌هاست دانه‌ها در دل خاک برای زندگی و جوانه زدن می‌جنگند. تمام فصل سرد را جنگیده‌اند و اکنون سر از خاک درآورده‌اند. جوانه زده و کوچه‌ها را پر از طعم زندگی کرده‌اند.

این وعده تاریخ و طبیعت است که از پس هر زمستان، بهار و پس از هر شب تاریک، سحر می‌آید. در پس هر سختی و تنگنا، پنجره‌ها به سوی نور گشوده خواهد شد. سپس روز نو می‌شود تا همه هستی و جهان «ندا»ی زنده باد زندگی را بشنود.

تا «ترانه»های رامشگران خنیاگر، خواب را از سر خواب‌زدگان بپراند. تا شلاق باد بهار، نه بر پشت «دراویش»، که بر ستیغ کوه‌های بلند زاگرس و تفتان فرود آید. جمخانه‌ها پر از هو هوی «دور باد دیو» خواهد شد تا ضحاک در دل البرز فرو رود.

تا مردم، آری مردم، زندگی کنند. بی‌هراس از مارهای سیاهی که بر دوش گماشتگان و «سپاهیان» تاریکی روییده تا نور را سر ببرند و جهان را در ظلمات جهل و فقر و ارتجاع فرو کنند.

ما مردمانیم. مردمی که گوی بلورین «جاودانگی» را در دل داریم. نسل‌ها می‌آیند و می‌روند و «ما مردم» همچنان هستیم. زیرا ما مردمانیم!

«روز نو»ی بهار را به همه مردم نیک اندیش و زیبا گفتار که حامی فرزندان نیک روش ایرانند شادباش می‌گویم. تندرست و نیک انجام باشید.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy