نگاهی به اثرگذاری و نقش زنان ایرانی به مناسبت ۸مارس روز جهانی زن + کلیپ

41

در گرامیداشت روز ۸مارس به‌عنوان نماد برانگیزانندهٔ حس برابری‌طلبی، و یا  زنگ بیداری نگاهی به نقش زنان ایرانی در سرفصل‌های مبارزات آنان بیاندازیم.

مبارزات زنان ایران برای آزادی و برابری به شروع تاریخ جدید ایران یعنی آغاز مشروطیت برمی‌گردد.

مشروطیت که خود فکر نو زمانه‌اش بود، انگیزش و شور نویی در زنان برانگیخت. حضور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نیز سازمانیافتگی زنان را اولین بار در مشروطیت شاهدیم.

مشروطیت علیه «قرن‌ها سکون و تکرار» و نیز «پرتو فکر نو و اندیشهٔ تغییر» بود. همین دو عامل هم بودند که افقی نو پیش روی زنان گشودند و آنان به یاری مشروطیت شتافتند.

در جنبش مشروطه زنان زیادی با تغییر قیافه و پوشیدن لباس مردانه در ‌کنار مشروطه‌خواهان علیه نیروهای دولتی  ضدمشروطه می‌جنگیدند.

در همین نبردها حدود ۲۰تن از زنان در زمرهٔ جان‌ باختگان راه آزادی بودند.

با پیروزی جنبش مشروطیت، زنان دست به تأسیس تشکل‌های صنفی خویش زدند و از دست‌آوردهای برابری‌ محافظت می‌کردند.

برخی از تشکل‌ها و اجتماعات خاص زنان تا ۵۰۰نفر هم می‌رسید.

اثرگذاری و نقش زنان ایرانی بر نسل‌های بعدی باعث شد که زن ایرانی از کنج عزلت و فراموش‌خانه‌های پشتاپشت کاشانه و زندگی به در آید و به میزانی که بر حق برابری خویش اصرار می‌ورزید، به حقوق مسلم خویش آگاه می‌شد.

مصدق و فکر رأی زنان

در قدم بعدی جای پای مبارزات برابری‌طلبانه و آزادیخواهانهٔ زنان در تاریخ ایران را در حمایت از دکتر محمد مصدق می‌بینیم.

دکتر مصدق برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران تلاش کرد حق رأی زنان را از تصویب مجلس بگذراند.

اما کارشکنی‌های آخوندهای عمامه دار و بدون عمامه مجلس نگذاشت لایحهٔ حق انتخاب زنان به تصویب برسد.

اما طرح این مسأله و انتشار آن در مطبوعات و خانه‌های مردم، اثری را که باید بر جنبش برابری می‌گذاشت، گذاشت و زمینه‌ای شد برای حضور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی زنان در جامعه ایران.

فراز برجسته و تکامل‌یافتهٔ حضور زن ایرانی در مبارزه برای آزادی را از اواخر دههٔ ۴۰ و دههٔ ۵۰ به بعد شاهدیم.

زنانی را حتی اگر اندک شاهدیم که پیام حضورشان این فکر را تداعی می‌کند که اعتراف کنیم این زنان نخست در ژرفای حقیقت انسانی‌شان یگانگی و برابری را باور داشتند و سپس به ضرورت بودن خویش در عرصهٔ نبردهای سیاسی و فرهنگی رسیدند.

در این دوره مبارزه زنان با مبارزه علیه دیکتاتوری و استبداد گره می‌خورد. دختران و زنانی را در صفوف انقلابیون می بینیم.

عدهٔ قابل‌توجهی از دختران دانشجو در ردیف زندانیان سیاسی بودند. در جامعه هم حضور فرهنگی و اجتماعی زنان نسبت به دوره‌های پیشین تفاوت بسیار پیدا کرده بود. با همین زمینه‌ها به قیام سراسری سال ۱۳۵۷ می‌رسیم.

در قیام ۵۷ زنان دوشادوش مردان در خیابان بودند. از سویی اما انرژی آزاد گشته بر اثر شکست طلسم اختناق شاهی، تأثیرات بسیاری بر آگاهی تاریخی و صنفی زنان نسبت به جنبش برابری و حقوق مسلم آنان گذاشت.

در قیام ۵۷ زنان هم چرخهٔ امورات جاری زندگی را در اختیار داشتند و هم در تظاهرات سراسری نقش فعال و یکسان با مردان ایفا می‌کردند.

نقش زنان ایرانی آن‌قدر پررنگ و ویژه بود که خمینی که سال ۴۲ با حق رأی زنان مخالفت کرده بود، مجبور شد بر افکار ارتجاعی‌اش نسبت به زنان لااقل چند ماهی دهنه بزند و در مصاحبه‌ها و گفتارهایش از آزادی زنان حمایت نماید.

اما این حمایت را هم دجالگرانه و فریبکارانه برای به قدرت رسیدن خودش صورت می‌داد؛ چرا که بلافاصله پس از قبضهٔ قدرت، در یک خیانت آشکار به‌قول و قرارهایش با مردم ایران، درست ۲هفته پس از پیروزی قیام بهمن ۵۷، حرکت قرون‌وسطایی «یا روسری یا توسری» را راه انداخت که زمینه‌ای برای سرکوب تمام‌عیار زنان تا امروز گشته است.

زنان ایران در همان ۱۷اسفند ۱۳۵۷ در یک تظاهرات بزرگ، مقابل حکم و فتوای ضدبشری خمینی و سرکوب چماقداران ایستادند و اعتراضشان را در وجدان بیدار ایران و جهان به ثبت رساندند.

و این نقش بی بدیل تا به  امروز همچنان ادامه دارد و میرود تا مسئولیت خود را به انتها برساند. این نقش هم در تظاهرات صنفی و سیاسی هویداست و هم  در قیام دیماه به خوبی مشاهده شد!

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy