چگونگی تشکیل و شیوه‌های پیچیده کار وزارت اطلاعات اصلی‌ترین ارگان سرکوب

362
چگونگی تشکیل و شیوه‌های پیچیده کار وزارت اطلاعات اصلی‌ترین ارگان سرکوب
چگونگی تشکیل و شیوه‌های پیچیده کار وزارت اطلاعات اصلی‌ترین ارگان سرکوب

چگونگی شکل گیری اصلی ترین ارگان سرکوب و جاسوسی آخوندها یعنی وزارت اطلاعات و شیوه های پیچیده کار آن:

وزارت اطلاعات از دل ساواک شاه بیرون آمده است. بیشترین کمک توسط ارتشبد فردوست رفیق شاه در زندان به آنها شده است.

ساواک شاه ۸۰۰۰ کادر و نیرو داشت که ۳۰۰۰ نفر آن اعضای اصلی ساواک شاه بودند باقی افراد خبرچینهای ساواک بودند که به صورت مستقیم و غیر مستقیم مخالفان شاه را زیر نظر داشتند مخبریاز مساجد سخنرانیها دانشگاه ها مدارس و ادارات وظیفه آنها بود!

وقتی انقلاب پیروز شد بدنه اصلی ساواک سالم باقی ماند این ساواکیها در اختیار حاکمیت جدید یعنی خمینی قرار گرفتند.

حسین فردوست همکلاسی و رفیق شاه در بازسازی ارگان سرکوب اطلاعات نقش اصلی را داشت فردوست بعد از خروج شاه به همکاری با حکومت جدید پرداخت.

یکی از کارهای او جمع آوری کادرهای فراری ساواک و بازسازی اداره اطلاعات بود

ماموران ساواک که از قبل از تجربیان کافی برخوردار بوده و آموزشهای لازم را نزد کارشناسان آمریکایی، اسراییلی و انگلیسی کسب کرده بودند همه آنها را در اختیار دستگاه امنیتی رژیم قرار دادند!

آخوندها ابتدا به ساواکیها اعتماد نداشتند و فقط میخواستند از تجربیات آنها در برقراری امنیت استفاده کنند.

به همین دلیل میبایست این کادرهای ساواکی تحت آموزشهای آخوندها قرار گرفته و از یک کارمند امنیتی به یک عنصر امنیتی ایدئولوژیک تبدیل شوند.

یعنی تبدیل به سربازان گمنام امام زمان شوند.

بدین ترتیب هسته اولیه امنیتی های رژیم شکل گرفت. اما هنوز به صورت یک وزارتخانه در نیامده بود

ارگان سرکوب وزارت اطلاعات آخوندها و ساواک شاه یک تفاوت عمده داشت!

یک مامور ساواک یک کارمند امنیتی بود، اما یک مزدور اطلاعات رژیم خود را سرباز گمنام امام زمان میداند و به شخص ولی فقیه التزام عقیدتی دارد به همین دلیل مرز جنایتش کیفا از مرز یک مزدور ساواک شاهنشاهنی فراتر میرود.

در سالهای اول انقلاب حکومت به ضعفهای امنیتی خود پی برده بود و فهمیده بود که از دست کمیته چیهای محلات کاری ساخته نیست!

مساله جنگ و سرکوب روی میز آخوندها بود.

ساواکیها وارد صحنه شدند و شروع به شناسایی پایگاه‌ های نیروهای سیاسی مخالف  شدند! آنها تجربیات دهه ۵۰را داشتند به شناسایی پرداختند و تعداد زیادی از پایگاه‌ های نیروهای انقلابی را کشف کردند.

در این دوران  بود که اصلاح طلبان این روزها یعنی حجاریان و تاج زاده و هم پالکیهایشان به عنوان امنیتی‌کاران فعالیت اصلی خود را شروع کردند!

روش جذب نیرو

 اگر ساواک ۸۰۰۰ عضو داشت که ۵۰۰۰ تن آن خبرچین ساده بودند. اطلاعات رژیم بر اساس اسناد‌ آمریکا ۳۰۰۰۰ عضو اصلی دارد و  هزاران خبرچین و مخبر!

اما چگونه این سی هزار نفر جذب دستگاه امنیتی رژیم شدند

جنگ برای رژیم یک فرصت بود! رژیم میتوانست در جنگ نیروهای مورد اعتماد خود را پیدا کرده و آنها را وارد وزارت اطلاعات کند.

این نیروها باید شرایط مشخصی از جمله داشتن خانواده مذهبی داشتن سابقه جنگ و مورد تایید حفاظت سپاه قرار گرفتن و غیره را میداشتند و از این طریق حکومت توانست سی هزارمامور اطلاعاتی استخدام کرده و آنها را در دانشکده های سپاه آموزش بدهد.

اما بجز دانشگاه‌ های سپاه حکومت کادرهای اصلی خود را به روسیه فرستاد تا نیروهای اطلاعاتیش آموزشهای لازم را در آنجا کسب کنند روشهای مخصوص شکنجه سفید مواجهه با اعتراضات مردمی و سرکوب آن ایجاد جنگ روانی و همکاریهای اطلاعاتی و امنتیتی و روشهای ترور و حذف مخالفان و … بخشی از این آموزشها به کادرهای اطلاعا رژیم بود.

همه این تجربیات جدید در کنار تجربه های ساواک باعث گردید که ماموران اطلاعاتی از تجربه های دو روش شرقی و غربی برخوردار شده و بتوانند یک ارگان سرکوب و یک سازمان امنیت مخوف به وجود بیاورند!

وزارت اطلاعات یکی از منفورترین ارگانهای حاکمیت آخوندی است که در ۴دهه گذشته نقش مستقیم در قتل و شکنجه و جاسوسی از مخالفان حکومت داشته است.

فقط يكي از دستاوردهاي آن انجام بيش از ٨٠ عمليات تروريستي در خارج از ايران بود

در كنار ترورهاي خارجي،عناصر این وزارت خانه دست به قتلهاي زنجيره اي در داخل نیز زدند. این وزارتخانه همچنین مسئول اجرای توطئه هایی مثل بمبگذاری در حرم امام رضا و قتل کشیشان مسیحی نیز بوده است که با هدف بدنام کردن مجاهدین اجرا شد.

آلترناتیو سازی

در كنار ترورهاي هدفمند و كشتار مخالفان كه بيشتر به دست عناصر امنیتی اصلاح طلب انجام گرفت وزارت اطلاعات دردوران خاتمی به اين نتيجه رسيد که بجز حذف فيزيكي مخالفان، بايد خودش آلترناتيو هم ايجاد كرده و اپوزيسيون هم بسازد و اين آلترناتيو چيزي نبود جز جريان اصلاحات كه همان امنيتي كاران جامعه مدني را وارد صحنه کرد. جريان اصلاحات از اتاق فكرهاي حكومت شكل گرفت.

بدين طريق حكومت پروژه اصلاحات را آغاز كرد. اما اين اصلاحات به تبليغات نياز داشت امنيتي كاران وارد دولت اصلاحات شدند و اطلاعات كادرهاي خود را به داخل وزارت خانه هاي دولتي، مجلس ششم، روزنامه ها و نشريات دوم خردادي و …ريخت.

اما برای پیشبرد این پروژه لازم بود که همکاران سابق آنهايي كه در دهه ٦٠ به خارج از كشور رفته بودند و فقط كمي گلايه داشتند به کمک بیایند یکی از این همکاران که بدرد کارهای امنیتی و اطلاعاتی میخورد علیرضا نوری زاده بود

یکی دیگر از این اطلاعاتیهای خارج کشوری مسعود بهنود بود که بعدا به خارج اعزام شد و بین آنها هم تقسیم کار صورت گرفته بود یکی باید در بی بی سی سنگ اصلاحات به سینه بزند و دیگری درصدای آمریکا

پروژه خاتمی این بود که میخواست موضوع براندازی نظام مختومه شود.

پروژه ي اطلاعات براي مهار اپوزيسيون با این اهداف پیش گرفته شد:

١- حذف كامل مخالفان نظام از طريق ترور و قتل هاي زنجيره اي

٢- ايجاد آلترناتيو كاذب از دوستان قديمي رژیم كه در خارج بودند

٣- ساختن جامعه مدني قلابي در داخل

بعد از قیام ٨٨ و بطور خاص در ده سال اخير جامعه به خاطر پيشرفت هاي علمي و عمومي تر شدن اينترنت پيچيده تر شده است و رژیم دیگر نمیتواند با توسل به شيوه هاي قديمي، با اپوزیسیون برخورد کند.

اينجاست كه نسل دوم اپوزيسيون قلابي با كمك همان نسل اول یعنی نوري زاده _بهنود شكل ميگيرد.

اكثر كساني كه قبل و بعد از ۸٨ به خارج از كشور آمدند، با نوري زاده ، بهنود، بي بي سي وvoa مصاحبه كردند!

مصاحبه تلويزيوني با رسانه ها، سفارش چاپ مقاله در سايت هاي زرد، تبليغ در فضاي ماهواره اي، و مجازي بخشي از سرويس دهي نسل اول اپوزيسيون قلابي به نسل دوم مي باشد

این اپوزیسیون قلابی نسل دوم يك لايه ي پيچيده اي ازاشخاصی هستند كه در محور رسانه ها و در قالب روزنامه نگار یا هنرمند اپوزيسيون قلابي را هرروز بروز ميكنند!

اکنون اما میتوان با معیارهای مشخصی آلترناتیوها و اپوزیسیون های قلابی را شناسایی کرد تا این توطئه های اطلاعات رسوا شود:

1- آیا آلترناتیو دارای یک تشکیلات قوی است یا فقط یک شخص است؟

2- آیا شخص یا اشخاصی که آلترناتیو را رهبری میکنند در گذشته دستی در آتش مبارزه داشته اند یا نه؟

3- آیا این آلترناتیو حاضر به پرداخت هزینه یی در راه مبارزه هست یا نه؟

4- آیا این آلترناتیو در برگیرنده همه طبقات و اقشارو قومیتهای جامعه هست یا نه؟

5- آیا خواهان یک نظام مستقل و دموکراتیک هست یا نه؟

6- آیا استقلال مالی دارد؟

با پیدا کردن پاسخ شفاف و صحیح به این سوالات میتوان دست این آلترناتیوهای دست ساز را رو کرد و فضای اپوزیسیون را از وجود این عناصر آلوده غبار روبی کرد.

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy