چرا صادق لاریجانی دو منصب کلیدی نظام را عهده دار شد اهمیت موضوع چیست

241
چرا صادق لاریجانی دو منصب کلیدی نظام را عهده دار شد اهمیت موضوع چیست
چرا صادق لاریجانی دو منصب کلیدی نظام را عهده دار شد اهمیت موضوع چیست

انتخاب صادق لاریجانی در دو منصب کلیدی

تحولات داخلی و بین‌المللی ناشی از قیام مردم ایران روز به روز نظام ولایت را به انزوا و تدافع بیشتری می‌کشاند.

دیگر آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت که در سایه اوباما هر کاری میخواستند میکردند و اسمش را هم قدرتنمایی و اقتدار میگذاشتند.

شرایط به قدری تنگ آمده است که آخوند جانی و منفور صادق لاریجانی، که منصب قضاییه را هم برعهده دارت و مورد تحریم بین‌المللی هم هست با حفظ سمت کنونیش به ریاست مجمع تشخیص مصلحت و عضویت در شورای نگهبان گمارده میشود.

انتخاب صادق لاریجانی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و چشم‌انداز برداشتن او از ریاست قوه قضاییه که دوره‌اش در مردادماه سال آینده به پایان می‌رسد از چند وجه حائز اهمیت است:

۱ـ در لیست تحریم بودن لاریجانی به‌دلیل حجم جنایاتی است که در مدت ریاست بر قوه مرتکب شده است.

در این باره خبرگزاری رویتر نوشت: «صادق لاریجانی رئیس تندرو قوه قضاییه توسط واشنگتن در لیست سیاه قرار داده شده است.

صادق لاریجانی به‌عنوان یک متحد نزدیک خامنه‌ای نگریسته می‌شود.

واشنگتن در ماه ژانویه علیه صادق لاریجانی و ۱۳شخص دیگر به اتهام نقض حقوق‌بشر و حمایت از برنامه‌های تسلیحاتی رژیم ایران تحریم‌هایی اعمال کرد».

جهت یادآوری صادق لاریجانی در قیام دی ۹۶ چند بار به تلویزیون آمد و مردم ایران را تهدید به اعدام کرد.

در همان روزها هم چندین جوان بپاخاسته علیه حکومت ملایان در زندانهای تحت ریاست لاریجانی، خودکشی داده شدند که رسوایی جهانی به‌بار آورد.

۲ـ تنفر عمومی جامعهٔ ایران از لاریجانی که به‌دلیل خوی انسان‌خواری و از طرفی غارت  بیت‌المال و حتی جناح‌ های درونی نظام هم  منفور است.

۳ـ دست خالی بودن خامنه‌ای برای تعیین ریاست مجمع تشخیص مصلحت بعد از مرگ آخوند شاهرودی. واقعیت این است که پس از مرگ رفسنجانی، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام یک بحران برای خامنه‌ای شده است.

در آخرین انتخابات این مجمع، ۳۱نفر علیه نظر خامنه‌ای بودند که برای جایگاهی مثل تشخیص مصلحت بسیار اهمیت دارد.

۴ـ این جابه‌جایی بازتابی از تحول روزافزون جامعه علیه کلیت نظام و نیز بن‌بست نظام در دست بازداشتن برای سرکوب عریان است.

این بازتاب ناشی از گر گرفتن قیام‌ها و تندتر شدن شعارها علیه حاکمیت است:

«نه حاکم، نه دولت، نیستند به فکر ملت!»، «ننگ ما، ننگ ما، دولت الدنگ ما!»،  «دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن آمریکاست!»، «رو به میهن، پشت به دشمن!» و…

۵ـ اما از همه جالب تر و قابل‌ توجهتر این است که خامنه‌ای در این جابه‌جایی تاکنون نتوانسته است آخوند جلاد ابراهیم رئیسی را جایگزین صادق لاریجانی در قوه قضاییه کند.

در این باره هم از نفرت و کینهٔ اجتماعی نسبت به رئیسی در بن‌بست و هراس است.

یادآوری می‌شود که مردم ایران در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ آب پاکی بر دست خامنه‌ای ریختند و رئیسی را یکی از اجزای ماشین مرگ در قتل‌عام تابستان ۶۷ معرفی کردند که بازتاب جهانی هم داشت.

مرحله مشترک دیکتاتورها

محورهای فوق را یک عامل به هم پیوند و ربط می‌دهد: دیکتاتورها واپسین مرحله سلطه‌گری‌شان را با این نشانه‌ها بارز می‌کنند.

بی‌شک دوران پایانی نظام را خود خامنه‌ای و دست‌اندر‌کاران حاکمیت بهتر حس و درک می‌کنند.

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy