سانحهٔ اتوبوس و وحشت و سراسیمگی که سرتا پای نظام را در برگرفته

144
وحشت و سراسیمگی سرتا پای نظام در ترس ازلب ریز شدن کاسه صبر مردم
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان اوین در واکنش با حوادث ناگوار اخیر

سانحهٔ اتوبوس واحد علوم و تحقیق دانشگاه آزاد تهران که به جان‌باختن دلخراش ۱۰دانشجو و راننده این اتوبوس منجر شد، بار دیگر وجدان جامعه را متأثر و مردم را خشمگین کرده و یک بار دیگر پوسیدگی رژیم و همهٔ ساختارهای آن را که نتیجه‌اش در معرض خطر قرار گرفتن مستمر جان  مردم ایران است را برملا کرد.

در مورد این حادثه فاجعه‌بار که روحانی با خونسردی گفت: «حادثه به هر حال پیش میاد»! با سرآسیمگی حکومت در اعزام بلافاصله نیروهای سرکوبگر گارد را به دانشگاه و  اشغال دانشگاه با پاسداران وحشی‌اش متناقض است!

از یکطرف هم ازخود خامنه‌ای و سران سه‌قوه گرفته تا پاسدار محسن رضایی و اعضای مجلس و دستگاه تبلیغاتی رژیم و دیگران همگی به میدان اظهارنظر شتافتند، تسلیت گفتند و اشک مصنوعی ریختند و دستور رسیدگی دادند و ظاهراً تعدادی از عوامل فرعی را هم اخراج کردند یا گرفتند و قول دادند که همه‌ را هم محکوم می‌کنند و… امروز هم خود دادستان جنایتکار به میان دانشجویان رفت!

البته روشن است چرا این‌ کارها را می‌کنند! مردم ایران از یک هفته پیش یعنی پس از آتش‌سوزی در دبستان دخترانه در زاهدان و سوختن زنده زنده ۵دخترک معصوم، اکنون که با این واقعه و قربانی شدن ۱۰دانشجو، آن‌ هم در محوطه داخل دانشگاه مواجه می‌شوند، به‌شدت خشمگین و برانگیخته می‌شوند، چرا که با آگاهی عمیقی که نسبت به این رژیم دارند، می‌دانند که مسبب اصلی این فجایع، رژیم غارتگر و عقب‌مانده‌ای است که جز غارت و چپاول و حفظ حاکمیت خودش به هر قیمت، به هیچ چیز دیگری فکر نمی‌کند و جان و سرنوشت مردم، کمترین ارزش و بهایی برایش ندارد.

طبیعی است که رژیم به‌شدت نگران باشد چرا که هر واقعه‌ای از این قبیل در این فضای به‌شدت ملتهب، می‌تواند کل جامعه را به انفجار بکشاند. این حرف روحانی که حادثه به هر حال پیش می‌آید، چیزی است که این رژیم می‌خواهد به مردم القا کند، اما مردم ایران آگاه‌تر از این حرفها هستند و از قضا با این حرف‌ها بیش‌از‌پیش خشمگین و برانگیخته می‌شوند.

تفاوت ایران با دیگر نقاط جهان چیست؟

در یک نگاه منصفانه باید گفت به هر حال حادثه در هر جای جهان ممکن است اتفاق بیفتد، اما چگونه است که در ایران، حوادث باعث انفجار اجتماعی شوند؟

پاسخ البته روشن است: در ایران هم اگر فقط همین یک حادثه بود، شاید طبیعی می‌نمود!

اما در ایران تحت حاکمیت آخوندها تصادف به‌معنی رخدادی غیرقابل پیشگیری نیست.

زیرا چنین حوادثی در ایران با غارت و چپاول سیستماتیک و گسترده‌ای که در این رژیم جریان دارد، ربط مستقیم دارد!

در این نظام، مردم در سراسر کشور در برابر حوادث، چه حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و چه حوادث مصنوعی بشر به‌کلی بی‌دفاع و به‌شدت آسیب‌پذیرند، به‌قول رسانه‌های رژیم، گویی تمام عوامل آماده شده که جان مردم را بگیرد یا آنها را از هستی ساقط کند؛ علاوه بر سرکوب گسترده و اختناقی که امنیت را از مردم گرفته، مردم در هیچ جا، هیچ امنیت جانی هم ندارند! نه خودشان در خانه و محل کار و نه بچه‌ها و فرزندانشان در مدرسه و دانشگاه.

دانشگاه آزاد، در واقع یک مؤسسه پول‌سازی است اما تحت عنوان دانشگاه! دانشگاهی که از فرزندان مردم ایران سالی چندین میلیون به‌عنوان شهریه می‌گیرد، ۳۰۰هزار میلیارد تومان(که البته مربوط به ۲سال پیش است و اکنون حتماً بیشتر شده) ثروت آن است، اما همین دانشگاه، دانشجویانش را با یک اتوبوس اسقاطی جابه‌جا می‌کند.

همه جا همین طور است

در زلزلهٔ کرمانشاه که در ۲۱آبان سال ۹۶ اتفاق افتاد، هنوز مردم بی خانمان هستند.

در ۱۶دی ۹۶ کشتی نفتکش سانچی آتش گرفت و غرق شد و تمام ۲۲سرنشین آن سوختند و به قعر دریا رفتند.

در ۲۹بهمن ۹۶ هواپیمای مسافربری تهران یاسوج که بر اساس استانداردهای بین‌المللی، نباید پرواز می‌کرد، پرواز کرد و سقوط کرد و کلیه ۶۵سرنشین آن‌هم کشته شدند.

در ۱۳اردیبهشت ۱۳۹۶، معدن زغال‌سنگ در آزادشهر منفجر شد و ۴۳تن از کارگران معدن جان خودشان را از دست دادند.

علاوه بر این ایران به‌لحاظ تعداد تصادفات رانندگی نسبت به جمعیت خودش در جهان رکوردار است.

در سال ۹۶ به گواهی سازمان پزشکی قانونی کشور، بیش از ۱۶هزار نفر در حوادث رانندگی کشته شده‌اند که این تعداد نسبت به سال قبل از آن ۱.۷درصد افزایش داشته است.

در سوانح هوایی و سقوط هواپیما هم همین ‌ور است.

هر کدام از این وقایع را که بررسی کنید می‌بینید که همهٔ آنها قابل اجتناب هستند، اما به‌دلیل این‌که این رژیم غارتگر، زیرساختهای کشور را نابود یا به‌شدت فرسوده کرده، مانند جاده‌ها که ظرفیت و کشش این تعداد خودرو را ندارند یا به‌علت فقر شدیدی که بر مردم حاکم کرده که مردم، حتی در شهرها قادر نیستند مسکن مناسبی برای خود تهیه کنند.

یا رانندگان زحمتکش ناچارند بیش از ۱۲ساعت پشت فرمان بنشینند تا بتوانند چرخ زندگیشان را بچرخانند.

در واقعهٔ آتش‌گرفتن و فروریختن ساختمان پلاسکو که در دیماه ۹۵ در تهران اتفاق افتاد، روزنامه‌ها نوشتند: پلاسکو نمادی از رژیم است. رژیمی که بنیادهایش پوسیده و فروریخته است.

در چنین شرایطی هر واقعه و حادثه‌ای مانند واقعه دانشگاه آزاد می‌تواند به‌مثابه آخرین قطره‌ای باشد که کاسه صبر مردم را لبریز ‌کند.

سراسیمگی رژیم هم به همین علت است چرا که این واقعیت را خود به‌روشنی می‌داند و لمس می‌کند و می‌داند که از قیام دیماه ۹۶ به بعد،‌ چیزی در جامعه ایران ورق خورده و رژیم خود بهتر از هر کس دیگری می‌داند که چه کاشته و چه درو خواهد کرد؟! و درست به همین علت است که با یک حادثه ساده رانندگی همچنین بازتاب‌هایی از خود صادر می‌کند!

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy