فالگوش ایستادن‌های فائزه هاشمی در ملاقاتهای اکبر هاشمی رفسنجانی

202
فالگوش ایستادن‌های فائزه هاشمی در ملاقاتهای اکبر هاشمی رفسنجانی
فالگوش ایستادن‌های فائزه هاشمی در ملاقاتهای اکبر هاشمی رفسنجانی

فائزه هاشمی از فالگوش ایستادن خودش و بقیه خانواده در ملاقاتهای هاشمی رفسنجانی خاطره میگوید:

دو جا بود که بابا ملاقات‌هایش را در آنجا انجام می‌داد؛ یکی اینجا (اتاق پذیرایی) و یکی حیاط؛ چون بابا به فضای باز علاقه داشت.

بهار، پاییز و تابستان کنار استخر ملاقات داشتند.

در این اتاق هم مسئولان و هم افرادی از فامیل می‌آمدند و ملاقات داشتند.

جای بابا همیشه ثابت بود و ملاقات کنندگان روی صندلی کناری می‌نشستند؛ مثل ملک عبدالله ( پادشاه سابق عربستان) ، آقای روحانی، حسن آقا (خمینی).

معمولاً وقتی کسی می‌آمد اینجا، ما فالگوش می‌ایستادیم ببینیم چه حرف‌هایی زده می‌شود.

غیر از فالگوش ایستادن، دفتر خاطرات ایشان هم مورد علاقه همه بود.

دفتر خاطرات کنار کشوی پاتختی بود و همه اعضای خانواده و فامیل، اول از همه سراغ دفتر خاطرات می‌رفتند تا ببینند چه نوشته است.

مامان بیشتر فالگوش می‌ایستاد. دوره‌هایی خیلی سرفه می‌کرد. بیماری پیدا کرده بود.

یک بار بابا که آمد از اتاق بیرون، گفت: «فالگوش ایستادی حداقل سرفه نکن! آبروریزی است ببینند کسی پشت در گوش می‌دهد.»

گاهی هم ملاقات کننده یک دفعه خداحافظی می‌کرد و تا می‌آمدیم بجنبیم، داستان درست می‌شد

یک لحظه تصورش را بکنید؛ اعضای خانواده و همسر مرحوم هاشمی خیلی وقت‌ها پشت در جلسات او با سیاسیون در منزل فال‌گوش می‌ایستادند.

خیلی روشن است که جلسات هاشمی رفسنجانی با سیاسیون و مراجعه آنها به منزل او نمی‌توانسته محتوایی چندان دم دستی و پیش پا افتاده داشته باشد.

هر چه نبوده بالاخره قسمت مهمی از جریان‌‌های سیاسی کشور به نوعی او را در مقام پدرخواندگی و بزرگ‌تری خود می‌دیدند.

مشورت برای شکل حضور در رقابت‌های سیاسی مختلف، بستن لیست‌های انتخاباتی، تصمیم‌گیری برای اقدام در میانه رویدادها و تحولات و چیزهای دیگری از این دست بخش مهم جلسات او با سیاسیون را در بر می‌گرفته.

جلساتی که نه تنها از برگزاری آنها در منزل مسکونی خود ابا نداشته بلکه از فال گوش ایستادن اهل منزل پشت در اتاق جلسات هم بی اطلاع نبوده است.

روایت فائزه هاشمی از شکل و شیوه‌ای که پدر فقیدش از میهمانان سیاسی خود میزبانی می‌کرده قدری منحصر به فرد به نظر می‌رسد.

حالا در کنار این بگذارید که برخی از این جلسات ناظر به سرنوشت ریاست جمهوری‌ها و مجالس کشور بوده.

در نگاه اول تنها یک سیاست‌ورزی اصطلاحاً «هیأتی» می‌تواند در چنین فضایی توجیه شود.

سیاست ورزی‌ای که شاخصه‌های حرفه‌ای گری ندارد و به همین دلیل نگران این نیست که بیرون رفتن حرف‌های «محرمانه» از یک جلسه حیاتی و رسیدنش به گوش اهل منزل و خانه چقدر می‌تواند تبعات داشته باشد.

آنها که برای شنیدن حرف‌های مگوی سیاسی پشت در ایستاده‌اند به همین راحتی می‌توانند آن حرف‌ها را درمحافل و گعده‌های دیگری بازگو کنند و این اتفاق آنقدر تکرار شود که آن حرف‌های مگو تبدیل به حکایت کوچه و خیابان شوند.

سیاستمداری مثل هاشمی رفسنجانی، با آن ذکاوتی که همواره از او یاد می‌شود، چطور نگران چنین تبعاتی نبوده؟

شاید به این دلیل بوده که اعضای این خانواده مثل باشگاهی با یک هدف بودند و هاشمی به خانواده اش بیش از بیرون خانواده اعتماد داشته است.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy