جهان به سوی تمدن حکم اعدام را لغو میکند و نه به اعدام می‌گوید

22
جهان به سوی تمدن حکم اعدام را لغو میکند و نه به اعدام میگوید
جهان به سوی تمدن حکم اعدام را لغو میکند و نه به اعدام میگوید

حکم اعدام در ۱۸۰۰سال قبل از میلاد مسیح و در عصر جهالت و دنیایی به دور از تمدن،‌ در بابل بنیاد گذاشته شد. این مجازات همواره برای نوعی انتقام و ترویج ارعاب و در مقابل آن، تثبیت قدرت سیاسی اعمال شده است.

با پیشرفت تمدن بشری، آگاهی عمومی و مبارزات مداوم علیه این شیوه بدوی مجازات، سازمان ملل در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، ۲قطعنامه را به‌عنوان مقدمه‌یی برای لغو اعدام در مجمع عمومی به‌تصویب رساند. از آن زمان تاکنون، هر ساله در ۱۰اکتبر فعالیت‌های سیاسی و حقوقی و مدنی و فرهنگی علیه حکم ضدانسانی اعدام از جانب ایرانیان و سازمانهای حقوق‌بشری جهانی صورت می‌گیرد.

این فعالیت‌ها، اعتراضات، افشاگریها و روشنگری‌ها باعث شده است که توجه به نقض هیستریک حقوق‌بشر توسط دولتهای دیکتاتور و در رأسشان دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران هر ساله بیشتر و بیشتر شود. سازمان ملل ‌متحد از سال ۱۳۶۴ تاکنون ۵۶قطعنامه علیه نقض حقوق‌بشر توسط حاکمیت ولایت فقیه صادر کرده است. یکی از دلایل صدور قطعنامه‌های محکومیت این رژیم در مجامع بین‌المللی، استفاده مداوم از اعدام برای به نمایش گذاشتن «اقتدار» مذهبی و سیاسی‌ است.

مقام اول اعدام در جهان

پیشرفت مخالفت عمومی و نیز مبارزه با مجازات اعدام، باعث شده است که ۱۰۴کشور جهان از طریق برگزاری رفراندوم، مجازات اعدام را کنار گذاشتند. ۵۰کشور اصلاً این روش مرگ را منسوخ دانسته‌اند. ۶کشور هم اعدام را فقط برای زمان جنگ استفاده می‌کنند. در دنیای کنونی فقط ۳۴ یا ۳۶ کشور از این مجازات ضدبشری استفاده می‌کنند که ایران در میان این کشورها دومین رتبه را از نظر تعداد اعدام در سال دارد و از نظر نسبت جمعیت، ایران مقام اول اعدام را در جهان دارد!

معنای «اعدام» توسط حکومت ایران

معنای اعدام در ایران تحت حاکمیت ملایان یک ابزار سیاسی و مذهبی برای تثبت «اقتدار» نظام ولی‌فقیه است. ریشه و بنیاد این مجازات در نوع تلقی چندین آخوند از آنچه «فقه اسلامی» نامیده می‌شود وجود دارد.

از آنجا که طبق فتوای خمینی «حفظ نظام از اوجب واجبات» است، تمام اصول و حقوق و جزا و قضا، در خدمت حفظ حاکمیت ولایت فقیه، تعبیر، تفسیر، اجرا و اعمال می‌گردد.

در این حاکمیت، از دین و مذهب به‌عنوان حکم الاهی برای قضاوت و حقوق استفادهٔ ابزاری می‌شود. منظور از کلمه «الاهی» هم چیزی جز «نظام مقدس جمهوری اسلامی» نیست تا بتوانند فتوای خمینی مبنی بر «اوجب واجبات» بودنش را توجیه سیاسی و مذهبی نمایند. این «حکم الهی» را هم با تعابیری چون: «محارب با خدا، طاغی علیه اسلام و پیامبر، مفسد فی‌الارض، منافق و مرتد» تبلیغ می‌کنند تا از شدت سرکوب و جنایت برای ترویج رعب و وحشت استفاده شود.

قوه قضاییه در ایران چه می‌کند؟

اکنون پرسش این است که کار قوه قضاییه در ایران کنونی چیست؟ پاسخ کوتاهی که همه مردم ایران آن را تجربه کرده و می‌کنند و مجامع بین‌المللی حقوق‌بشر نیز بر آن تأکید دارند، این است که کار قوه قضاییه ایجاد سهولت برای تثبت استقرار و اقتدار حکومت ولایت فقیه است. به همین دلیل مسلم هم از آغاز حاکمیت این حکومت در ایران، ارگانهایی به‌نام کانون مستقل وکلا، هیأت منصفه و وکیل مستقل اصلاً جایی و رسمیتی نداشته و ندارند.

یکی از دلایل بسیار مبرهن و آشکار و اثبات‌شده، حکم مذهبی و سیاسیِ قتل‌عام زندانیان سیاسی توسط خمینی است. خمینی نه حقوقدان بود، نه وکیل بود، نه قاضی بود و نه اندک صلاحیتی در این امور قانونی داشت. او تنها به‌دلیل «مطلق بودن اصل ولایت فقیه» که خودش واضع و صاحب مقام و مجری آن بود، تمام قوانین حقوق قضایی و حقوق‌بشر را زیر پا گذاشت و حکم فقاهتی و مذهبی و سیاسی برای اجرای اعدام جمعی زندانیان سیاسی را صادر نمود.

چرا نه به اعدام ؟

گذشته از آگاهی عمومی بشری نسبت به «منشور حقوق‌بشر» و مبارزات جهانی علیه این مجازات بدوی و وحشیانه، آنچه به ایران کنونی برمی‌گردد، پاسخ نخست این است که «نه به اعدام» یعنی نه به حاکمیت ولایت فقیه، نه به جمهوری اسلامی آخوندی.

نفی اعدام، مرادف با نفی این رژیم است. به همین دلیل هم دستگاه قضاییه آخوندها، همواره تلاش کرده است صحنه اعدام را به خیابانها و میدانهای شهر و انظار عمومی بیاورد. بنابراین هدف فقط نوعی مجازات هم نیست، بلکه ترویج رعب و وحشت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در سراسر کشور است.

بنابراین در فعالیتها و مبارزات «نه به اعدام»، علاوه بر وجه حقوق‌بشری آن برای ایجاد جهانی متمدن‌تر، به ایران کنونی که می‌رسیم، که «اعدام» از مهمترین سلاحها و ابزارهای سرکوب و جنایت برای تثبیت اقتدار حاکمیت آن محسوب می‌شود.

آمار و ارقام تنها طی ۱۰سال گذشته نشان می‌دهند که حاکمیت ولایت فقیه به‌طور میانگین روزانه ۲ تا ۳اعدام اجرا کرده است. رقمی که به‌نسبت جمعیت در جهان بی‌نظیر است. آیا این تصور دور از ذهن است که در کشوری که روزانه ۲ تا ۳اعدام ـ آن هم بیشترش در انظار عمومی ـ صورت ‌گیرد، هدف جز تثبیت اقتدار سیاسی و مذهبی نیست؟

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy