جزییات تکان دهنده کشتن مردم در سینما رکس به دستور شورای قم و اعدام بیگناهان به همان جرم

در مورد اعدام تعدادی بی گناه در ماجرای سینما رکس به جزییات تکان دهنده‌ای اشاره میکند، آیت‌الله علی تهرانی (شوهر خواهر رهبر ایران) درباره این رویداد، مطالبی علیه نوری همدانی و داماد وی سیدحسین موسوی تبریزی در خاطرات خود بیان داشته، که ذکر آن خالی از لطف نیست.

وی می‌گوید: ما در سقز بوديم که خبر آتش‌سوزی سينما رکس آبادان منتشر شد. من خيال می کردم کار ساواک است. چون هر خرابکاری‌ای که می‌شد، به ساواک می‌بستند.

ولی آقای شيخ نوری همدانی گفت: «ما (يعنی شورای اسلامی قم) اين‌کار را برای به حرکت درآوردن مردم آبادان در راه انقلاب انجام داديم، تا خيال کنند کار ساواک است و به حرکت در آيند».

من گفتم: اين (نوری همدانی) ساواکی است. همسرم در سقز بود. هنوز هم اين سخن نوری همدانی به يادش هست و می‌گويد: «ديدی او درست می‌گفت و تو اشتباه کردی!»

خمينی بعد از پيروزی انقلاب در نامه‌ای که برای من فرستاد، از من خواست و بر من واجب کرد که به خوزستان بروم و قضاوت شرعيه را در آن استان عهده‌دار شوم.

پس از آن‌که به اهواز رفتم، يکی از کارهايی که انجام دادم، بررسی پرونده سينما رکس آبادان بود که در زمان شاه بطور روشن بازجویی که از تهران به اهواز رفته بود، تنظيم نموده بود.

در آن پرونده آمده بود که: «از شورای اسلامی قم چهار نفر مأمور شده بودند که آن عملیات را در آبادان انجام دهند تا نسبت به ساواک شاه داده شود و مردم آرام آن شهر در راه انقلاب به حرکت درآيند.

آن چهار نفر چهار گوشه سينما را آتش زدند، سه نفر از آنها در آتش‌سوزی تلف شده بودند و يک نفرشان باقی و در زندان بود.»

من برای امری به قم نزد خمينی رفتم. از مطالبی که به او گفتم همین قضيه مذکور بود. چون شرايط من برای قضاوت در استان خوزستان فراهم نشد، به مشهد برگشتم.

اقوام قربانيان آن سينما از بنی‌صدر با تلگراف (که روزنامه کيهان در شماره ١١٠٢٦ چاپ کرد)، خواستند که حقير محاکمه‌ای که بنا بود تشکيل شود را عهده‌دار شوم.

ولی بعضی از سران حزب جمهوری اسلامی با عجله موسوی تبريزی را فرستادند و با تشکيل دادگاهی مطابق ميل‌شان، حکم اعدام چند نفر بی‌گناه و از جمله همان فرد مأمور از طرف شورای اسلامی قم را صادر نمودند.

من مشهد در خانه نشسته بودم که زنگ زدند. در را گشودم، ديدم سه نفر آبادانی آمده‌اند. آنها را به اطاق بردم. ديدم خيلی ناراحت هستند. احوال‌پرسی کردم گفتند: «پس از اينکه با آمدن تو به آبادان موافقت نشد و آن شخص آمد و حکم اعدام آن بی‌گناهان را صادر کرد، ما که هر کدام از اقوام عده‌ای از آن قربانيانيم، از اقوام بقيه هم وکالت گرفته‌ايم که بياييم مشهد و تو را برداريم ببريم پيش خمينی و بگویيم که اين‌ها بی‌گناهند.

ما از خون اقوام خود درگذشتيم، اينها را اعدام نکنيد. عاملان واقعی آن واقعه هولناک مشغول حکومت کردن بر ملت هستند، اين بی‌گناهان نيستند.

ولی به دويست کيلومتری مشهد که رسيديم راديو ماشین باز بود. در اخبار اعلان کردند که حکم اعدام آن بی‌گناهان اجرا شد و اين خبر آتشی به جان ما افکند.

به همراه به همراه حسین تکبعلی‌زاده نفر اصلی که سینما را آتش زده بود ۶نفر دیگر برای رد گم کنی اعدام شدند:

سروان منوچهر بهمنی، ستوان شهربانی آبادان، علی نادری صاحب سینما رکس، اسفندیار رمضانی دهاقانی مدیر داخلی سینما رکس، سرهنگ سیاووش امینی آل آقا رئیس سابق اطلاعات شهربانی آبادان و فرج‌الله مجتهدی کارمند ساواک.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy