علی خامنه‌ای بر سر یک دو راهی که یک راه مستقیم به سقوط  و راه دیگر بعد از چند پیچ خطرناک به سقوط می‌رسد
علی خامنه‌ای بر سر یک دو راهی که یک راه مستقیم به سقوط  و راه دیگر بعد از چند پیچ خطرناک به سقوط می‌رسد

به‌رغم مهلت یک ماهه باقیمانده تا پایان ضرب‌الاجل آمریکا، گرچه در مسایل کلان سیاسی تقریباً فرصت تمام شده محسوب می‌شود، اما هنوز رژیم به‌طور رسمی تصمیمی را اعلام نکرده است و ارگانها و طرفهای رسمی در این رابطه در سکوت هستند.  مثل همیشه تصمیم و اعلامش بر عهدة خود علی خامنه‌ای است.

اما او فعلاً هم‌چنان در سکوت است. آیا علت سکوت سختی این تصمیم است؟ یا انتخاب بین بد و بدتر و یا شاید هم بین بدتر و بدتر از بدتر دردناک و مرگبار است.

اکنون ولی‌فقیه با کلیت نظامش بر سر یک دو راهی قرار دارد که یک راه مستقیم به پرتگاه ختم می‌شود و سقوط به ته دره، و راه دیگر هم بعد از چند پیچ خطرناک به پرتگاه می‌رسد.

این دقیقاً وضعیت کنونی خامنه‌‌‌ای و نظام اوست. اگر شرایط آمریکا را بپذیرد، یعنی تنزل بی‌پایان و همان که خودش در خرداد ۹۵ گفت و الآن عبارت جدیدترش شده «برجام هفتم» که نفی کل نظام است.

یا این‌که مسیر باقی ماندن در همین وضعیت که بازگشت تمامی تحریمها و وضعیت «خفگی» است، به‌علاوه تهدید بند هفتم منشور ملل‌متحد در برابر نظام و مهمتر این‌که نظام فقط تا روز ۲۲ اردیبهشت که پایان ضرب‌الاجل است وقت دارد و در این روز بخواهد یا نخواهد تحولات در یکی از این دو مسیر به پیش خواهند رفت.

به‌خاطر همین وضعیت بغرنج است که خودشان می‌گویند تصمیم‌گیری خیلی سخت شده و هر چه می‌گذرد سخت‌تر می‌شود و به همین دلیل ما فقط علائمی را از هر دو مسیر می‌بینیم.

دلواپسان می‌گویند نباید به شرطهای آمریکا تن بدهیم؛ آصفی، سخنگوی پیشین وزارت خارجه گفت: «خروج آمریکا از برجام دستمان را باز خواهد کرد و هیچ دلیلی برای محدودیتهای خودخواسته وجود ندارد!».

دفاتر بسیج به‌اصطلاح دانشجویی رژیم ۱۹فروردین در یک بیانیه، با طعنه به روحانی طلبکاری کردند که «چرا شاهد مواضع چندپهلو از دست‌اندرکاران مذاکرات هسته‌یی هستیم؟» بعد هم با لگد زدن به برجام، تلویحا خواستار نپذیرفتن شرطهای آمریکا شدند.

سایت «اتاق خبر۲۴» هم رسماً تهدید کرده اگر آمریکا از شرایطش کوتاه نیاید، «شرایط ساخت سلاح هسته‌یی با فناوری که در ایران وجود داشته و دارد، کار دشواری نبوده است». البته این حرفها گرد و خاکهایی است که معمولا برای پوشاندن حقیقت به پا میکنند.

در مقابل جناح روحانی تأکید می‌کنند شرایط آن قدر خطرناک است که مجبوریم تسلیم شویم و جام‌زهرهای بعدی را سربکشیم. برای نمونه، علی خرم ۱۹فروردین در سرمقاله شرق نوشت: برای این‌که ایران از حادثه‌یی در سطح جهانی ضربه نخورد، باید مانع شکل‌گیری افکار جهانی شامل افکار عمومی ملتها و نظر کشورها به‌نحوی شود که با وجود محق‌بودن ایران، حکم بر ناحق‌بودن بدهند.

وادامه می‌دهد: «جمهوری اسلامی با دولتی در آمریکا طرف است که مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور که وظیفة هماهنگ‌کردن سیاست‌های امنیتی و سیاست خارجی را برعهده دارد، جان بولتون ضدایرانی شده است.

یعنی بولتون تندرو باید نظرات افراطی و ضدایرانی خود را تدوین کرده، طرح‌ها و برنامه‌های سی‌آی‌ای دربارهٴ اقدامات ضدایرانی را شنیده و با طرح‌ها و سیاست‌های وزارت امور خارجه مایک پومپئو که خود یک ضدایرانی دیگر است ترکیب کرده و از آن سیاستی آتشین استخراج کند که باب طبع دونالد ترامپ ماجراجو قرار گیرد.

اگر نقش مخرب نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل‌متحد و نقش بسیار مؤثر ولی خاموش کوشنر، داماد ترامپ و بزرگ‌ترین لابی اسراییل نزد رئیس‌جمهور آمریکا را هم به این مجموعه اضافه کنیم، اعداد و ارقام وحشتناکی خواهد شد…».

خرم سپس می‌پرسد چرا دیپلوماسی مانند دوران برجام «باز نیست و به جای متن، به حاشیه می‌پردازد؟» یعنی می‌گوید سریعتر مانند دوران برجام، شرایط را قبول کنید! و حسرت می‌خورد که فرصت زهرخوری در سفر دو وزیرخارجه اروپایی (لودریان و جانسون)‌ را از دست داد. و در پایان می‌گوید زهر خوری «امری عاجل و فوری است و تأخیر در آن از جمله در همگامی بیشتر اروپا با ترامپ در ٢٢اردیبهشت برای خروج احتمالی از برجام هویدا می‌شود!».

اما خود خامنه‌ای و روحانی همچنان در سکوت هستند.

حالا یک سؤال مطرح است. در حالی که روحانی و جناحش بیشترین علامت مسیر زهرخوری را نشان می‌دهند، پس چرا  صالحی از کار سانترفیوژها و از توان اتمی نظام و اقداماتی که می‌خواهد روز ۲۰فروردین تحت عنوان روز جشن هسته‌یی اعلام کند، صحبت می‌‌کند. آیا این حرف در تناقص با خواسته اصلی این جناح نیست؟

پاسخ تنها مصرف داخلی این قبیل مواضع است و مخاطب این حرف بسیجی‌هایی هستند که در نامه ۳۰۰تن از طرفداران احمدی‌نژاد، مشخص شد که آنان اکنون تبدیل به «مجموعه‌یی بی‌نشاط، کم‌عمق، ضعیف، و بدون ابتکارِ عمل که حتی امکان هر گونه حرکت جدی و مستقل را به بخش‌های زندة بدنهٴ خود نیز نمی‌دهد!» شده‌اند.

یعنی اگر تصمیم زهر خوری باشد، تلخی آن را زیر پوشش این گونه تبلیغات برای ریزشیها می‌توان برای چند روزی کاهش داد.

در نتیجه: اکنون ولی‌فقیه با کلیت نظامش بر سر یک دو راهی قرار دارد که یک راه مستقیم به پرتگاه ختم می‌شود و سقوط به ته دره، و راه دیگر هم بعد از چند پیچ خطرناک به پرتگاه می‌رسد.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy