داستان ناشنیده از تلاش ناپلئون بناپارت برای رهائی دشمنش از مرگ حتمی

488
داستان کمتر شنیده شده از تلاش ناپلئون برای رهائی دشمنش از مرگ حتمی
داستان کمتر شنیده شده از تلاش ناپلئون برای رهائی دشمنش از مرگ حتمی

این داستان شنیده نشده از تلاش ناپلئون بناپارت برای رهائی یکی از انقلابیونی است که توسط لشگر او دستگیر شده بود.

بعد از مقاومت محمدکریم در مقابل فرانسوی‌ها در مصر و شکست او، قرار براعدامش شد، که ناپلئون بناپارت او را فراخواند و گفت: سخت است برایم کسی را اعدام کنم که برای وطنش مبارزه می‌کرد. من به تو فرصتی می‌دهم که ده هزارسکه طلا غرامت سربازهای کشته را بدهی…

محمدکریم گفت: من حالا این پول را ندارم اما صدهزارسکه از تاجران می‌خواهم، می‌روم تهیه می‌کنم و باز می‌گردم…

‏محمدکریم به مدت چندروز در بازار قاهره با زنجیر برای تهیه پول گردانیده می‌شد اما هیچ تاجری این پول را نمی‌داد و حتی بعضی از آنان طلبکارانه می‌گفتند که:

لعنت بر محمدکریم که با جنگهایش وضعیت اقتصادی را نابسامان کرد و به کسب و کار ما ضرر زد…

‏محمد کریم را نزد ناپلئون بناپارت آوردند …ناپلئون به او گفت:

‏چاره‌ای جز اعدام تو ندارم، نه بخاطر کشتن سربازهایم بلکه به دلیل جنگیدن برای مردمی که پول را مقدم بر وطن می‌دانند…‏⁧ ‏⁧ ‏⁧ ‏⁧

‏محمدکریم می‌گوید:

‏”آدم انقلابی که برای جامعه‌ی نادان مبارزه کند، همانند کسی است که خود را آتش می‌زند تا نور و روشنایی را برای آدم نابینا فراهم کند”

این بود که محمد کریم انقلابی مصری را کشتند.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy