بحرانی که بیش از نیمی از ایران را در بر گرفته – خطر بیخ گوش خامنه ای است

317

بحرانی را تصور کنید که بیش از نیمی از جمعیت یک کشور را دربر بگیرد. سلامتشان را در معرض آسیب قرار بدهد، سرمایه اندوخته آنها آسیب جدی دیده باشد، درآمدهایشان قطع شده و امید آنها به تأمین آینده مخدوش شده باشد. چنین بحرانی چه تبعاتی برای یک کشور خواهد داشت؟

طی گزارشی که مرکز آمار ایران درباره نرخ بیکاری جمعیت بین ۱۵تا۲۴ سال در استانهای مختلف ایران ارایه کرده است نشان میدهد که:

در سال ۹۵ حدود ۲۹.۲ درصد از جمعیت فعالبین ۱۵تا۲۴ در استانها بیکار بوده اند این نرخ برای مردان و زنان به ترتیب ۲۵.۴ و برای زنان ۴۴.۲ درصد بوده است همچنین این نسبت در نقاط شهری ۳۲.۳ و نقاط روستایی ۲۲.۵ درصد بوده است.

بین استانهای کشوری استان چهارمحال و بختیاری با ۴۱.۳ درصد و استان زنجان با ۲۲.۲ درصد به ترتیب بالاترین و پایین ترین نرخ بیکاری در جمعیت  بین ۱۵تا۲۴ سال را داشته اند و بالاترین و پایین تریناین نرخ در نقاط شهری استانه به ترتیب مربوط به ایلام با ۴۸ و یزد با ۲۴.۹ درصد بوده است.

در نقاط روستایی بالاترین و پایین‌ترین نرخ بیکاری در این جمعیت به ترتیب مربوط به استانهای چهارمحال و بختیاری با ۳۹/۹درصد و استان زنجان با ۱۰/۸درصد بوده است.

همدلی از جناح اصلاح طلب به نقل از بانک مرکزی نوشته است: در دولت روحانی روند رشد شکاف طبقاتی به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته و براساس آمار بانک مرکزی، ۱۰ درصد بالایی طبقه مرفه ۱۵ برابر ثروتمندتر شده‌اند.

آنچه موجب شده تهدید ملی تأمین اجتماعی در ایران در اولویت نظام نباشد این است که تصور می‌شود این تهدید در آتیه بسیار دور به ‌وقوع خواهد پیوست یا دولت توان اقتصادی مداخله و مدیریت آن را خواهد داشت. حال آنکه در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تشریح می‌شود که نخست، احتمال ورشکستگی مالی سازمان تأمین اجتماعی در یک دهه آتی بسیار بالاست و دوم اینکه اندازه بحران به قدری است که دولت نیز توان مداخله اقتصادی را نخواهد داشت.

به گزارش شرق، مرکز پژوهش‌های مجلس با ذکر مثالی توضیح می‌دهد که اگر تنها تعداد ٧٧ هزار مستمری‌بگیر صندوق بازنشستگی را با بیش از پنج میلیون مستمری‌بگیر در ١٠ سال آتی سازمان تأمین اجتماعی مقایسه کنیم؛ فقط اعتبار موردنیاز جهت پرداخت حقوق و مزایای بازنشستگی آنها به بهای امروز بالغ بر ٩٠ هزار میلیارد تومان خواهد رسيد. از طرف دیگر گستردگی پوشش جغرافیایی و تنوع اقشار تحت پوشش آن سازمان است که می‌تواند زمینه ناآرامی‌های اقتصادی و اجتماعی در کشور را پدید آورد.

نظام تأمین اجتماعی در کشور ما نظام گسترده‌ای است که سازمان‌ها و صندوق‌های متعددی وظیفه ارائه خدمات اجتماعی را برعهده دارند. در این بین سازمان تأمین اجتماعی بزرگ‌ترین صندوق از نظر تعداد مشترکان چه به‌لحاظ بیمه بازنشستگی و چه به‌لحاظ بیمه درمان به ‌شمار می‌رود به نحوی که قریب به ٤٢ میلیون نفر را تحت پوشش خود دارد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد این سازمان در آینده نزدیک با بحران‌های جدی مواجه خواهد شد. کاهش نرخ تولد از یک ‌سو و افزایش سن افراد از سوی دیگر، منجر به افزایش چشمگیر میزان جمعیت بازنشستگان شده است. پیشی‌گرفتن رشد مصارف نسبت به منابع در سازمان تأمین اجتماعی هم به‌عنوان چالش و هم به‌عنوان پیامد سایر چالش‌ها مشهود است.

حال بحرانی را تصور کنید که بیش از نیمی از جمعیت کشور را دربر می‌گیرد. سلامتشان را در معرض آسیب قرار داده، سرمایه اندوخته آنها آسیب جدی دیده، درآمدهایشان قطع شده و امید آنها به تأمین آینده مخدوش شود. چنین بحرانی چه تبعاتی برای کشور خواهد داشت؟