برای آنانیکه به ادعای مسلمانی، قرآن به نیزه کرده اند – نامه یکی از شاگردان محمد علی طاهری

91

به نام خداوند قانون و قلم – و تو نمی دانی لحظه های چشم به در ماندن و منتظر آزادی و رها شدن از سلول های سرد و نمناک و دخمه مانند بی اکسیژن یعنی چه ؟ و تو نمی توانی تصور کنی اسارت در بند ظلم و ستم و به ناحق برای طلبیدن حق از دست رفته، یعنی چه ؟ و تو نمی خواهی به خاطر بسپاری که هفت سال در سلول انفرادیِ زشت و بی حیایِ، منتصب به بند دو الف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، که تلاشش حفظ امنیت ملی است و قرارش با من و تو و پدران و مادرانمان حفظ مال و ناموس و جان فرزندان ایران زمین از دست دژخیمان ستمگر بوده و اکنون جان و مال و ناموس و زن و مرد و پیر و جوان در دخمه های هولناک، جان می کنند از اینهمه فاصله که بین وحدت و اتحادمان افتاد و مگر برادران و پسران و پدرانمان خون پاکشان را برای آزادی و رهایی از اسارت دژخیمان و سیاه رویان تاریخ ندادند تا ایرانمان چونان نگینی خوش بدرخشد بر تارُک جهان و جهانیان و اینک چگونه است که هر که برای آبادی سرزمینم، کمر به همت ببندد کمرش را می شکنند و برایش جایگاهی در بدترین شرایط می سازند تا دیگر نطق نکشد و نطقی نشنوند از هر آنکه دلسوزی می کند برای آباد شدن آب و خاک و میهنم…

هفت سال در بند و اسارت و سپری کردن عمری هفت ساله در سلول انفرادی به زبان ساده است و برایت می گویم که بازجوی عزیز و گرامی که تلاش می کردید تا سلول انفرادی را بهشت توصیف کنید کاش نه به قاعده ی هفت سال و نه حتی هفت ماه و هفت هفته که فقط هفت ساعت، جایتان را با استاد محمد علی طاهری در سلول خوش آب و هوای انفرادی اش عوض می کردید!

کاش قبل از آنکه فرمان دهید و اجرا کنید مزه ی سلول انفرادی و حبس و حصر و شکنجه ی روحی و روانی را می چشیدید تابه این سادگی قلم را بر کاغذهاتان سُر ندهید و ویراژ ندهید و به خشم و غیض، دستور اسارت و حبس و حصر و اعدام صادر نکنید به ولله قسم که آخرتتان را بدشگون می بینم و خوش نمی بینم احوال ستمگری که تیشه برداشته و قلم و قدم و قامت حق را به ناحق، زخم زده و چگونه رویتان می شود در پیشگاه خداوند آمرزش بطلبید و بخواهید تا قلم بخششش را بر فرمانهای به ناحق داده تان بکشد ؟

شگفتا از اینهمه بغض در گلو خفته ام که تا اَبَد می گرید از کلام استادم که خود را به خدای الرحم الراحمین سپرده و تن به مشیت الهی داده و پناهنده شده از دست ظلم و زور و ستمی که به ناحق، پا بر گلویش ساییده و تصمیم به قتلش گرفته اند و کاش که بیدار شوید قبل از آنکه خوابیدنتان تا قیامت به درازا بکشد. کاش بدانید که شمشیر مسلمان، زهرش را به مسلمان دیگر نمی ریزد، کاش بدانید که اگر شما ایرانی هستید که اگر شما مسلمان هستید که اگر شما ملاصدرا و ابوعلی سینا دارید که اگر شما شهید همت و شهید باکری و شهید کشوری و…دارید و برای خودتان خط فاصله کشیده اید و ما را از خودتان جدا کرده اید ما نیز جزئی از این آب و خاکیم ما هم مسلمانیم و ملاصدرا و بوعلی سینا و شهدای هشت سال دفاع مقدس هم جزء افتخارات ماهستند و چگونه می شود که وصله های ناجور و چرک دار تمامی ندارد از اینهمه دوری، و مگر خدا فقط شما را مسلمان و مسلمانزاده آفرید تا بر آنانی که مسیحی و یهودی و کلیمی و… هستند ستم کنید و مگر خدای عالم و توانا خود غافل بود از اینهمه اندیشه و دین و شعور که نیازش قضاوت به اسلحه، پول و قدرت و زندانتان باشد. به ولله قسم که این مسلمانی نیست به ولله قسم این عدل علی علیه السلام نیست به ولله قسم که آه مظلومان دامانتان را خواهد سوزانید و حریمتان را خواهد درید و پرده های عفت و اعتبارتان را سکه ی یک پول سیاه خواهد کرد.

من به عنوان یکی از مردمان این سرزمین که سهمی از ایران دارم و بارها به حکم ناعادلانه ی شما مورد حمله و ضرب و شتم و توهین و زندان و…قرار گرفته ام می خواهم که اگر قصدتان ویرانی ایران نیست دست به دست هم دهیم و ایران را آباد کنیم و مردمان کشورم را خوشحال و خوشنود کنیم که خداوند هم از اعمالمان راضی باشد که اگر قصدتان چیز دیگریست خداوند را در این ماههای عزیز که به اسم سرور شهیدان عالم، امام حسین علیه السلام که فرمودند اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید و این روزها، رسم حق طلبی و ظلم ستیزی اش را امانت گذاشت بر دوستداران و اهل بیتش، قسمش می دهیم که حاکم بین ما و شما شود که اگر استاد فرزانه، استاد محمد علی طاهری و شاگردان ایشان به ستم بوده اند لعن و نفرین خداوند سزاوارشان باد و اگر شما و قاضیان و بازجویان، مغرض و ستمگر بوده اید خود حکم کند بین ما و شما و نماند آنکه تلاشش ویرانی اسلام و ایران است و جامه اش فریب مردم و مرامش بی مرامیست.

چه دل پری دارم از شما که همه ی زورتان را برای از بین بردن و به دار کشیدن و رها نکردن مردی بزرگ و بزرگوار، به چله کشیده اید و با تمام قوا، خود را به آب و آتش می زنید تا حکم ناعادلانتان، روسیاهمان کند و تاریخ بگوید قرون وسطی در ایران به تکرار، تکرار شد.

خدایا همه ی قدرتمان تویی، ما به قدرت تو پناه آورده ایم. والسلام. زهرا شفیعی دهاقانی

برای آنانیکه به ادعای مسلمانی، قرآن به نیزه کرده اند.