آقای دوربینی نمونه یکی از مردم مستضعف و قرائتی نمونه یکی از مستبدان حکومتی، با هم مقابل دوربین مردم

117

اگر خاطرتان باشد چند روز پیش محسن قرائتی آخوند لوده ای که با مسخره بازی برای مطرح شدن هر جفنگی را روی منبر میگوید به یکی از نفرات که در پای منبرش نشسته بود پرخاش کرد و تنها و تنها برای خنداندن حضار دستور بیرون کردن این مفلوک بینوا را به پا منبریهایش داد، چند نفر بلند شدند و دستور شیخ را اجرا کردند و به این وسیله آقای دوربینی در جلسه مفتضح شد.

آقای دوربینی کیست:

مردی حدودا ۵۸ ساله که دارای اختلالات روحی و شخصیتی است و سالهاست که موضوع گزارشات شده است خودش گفته است که عاشق دیده شدن در دوربین است همین. بی آزار و ساده دل که از عاشورای  سال ۱۳۵۶ در مسجد ارک تهران به علت عزاداری سوزناکش جلوی دوربین طاغوت! به شهرت رسید و البته شهرتش، نان و آبی برایش نداشت و از سفره انقلاب هیچ نبرد و فقط آبدارچی وزارت ارشاد شد و نمونه‌ای از امت همیشه در صحنه بود که به جز سر کوفت از انقلاب خود کرده، چیزی عایدش نشد. «حسین نمازی» در تمام مراسم دولتی، نماز جمعه‌ها، اعتراضات و تظاهرات شرکت میکند و هرجا نظام سیاهی لشگر و حضور در صحنه مردم را می‌طلبید تا بقای خود را حفظ کند، «حسین نمازی» با مقاصد ضمنی دیده شدن در دوربین‌های رسانه‌ها و با هدف اصلی قربت الهی به صحنه آمد. آقای دوربینی نمونه بارزی از امت مستضعف و انقلابی ایران است که پله‌ای شدند تا امثال حاج محسن قرائتی به ثروت‌های کهکشانی برسند و قدرت را به چنگ آورند و بر خر مراد سوار شوند!

از طرف دیگر قرائتی را هم همه میشناسند آخوند مسخره و لوده ای که پای منتبرش همه چیز میگوید تا فقط نفرات پای منبرش زیاد شوند و بخندند.

یکی از نمونه هایی که مسئولیت اصلی اش تحمیق توده ها و از این طریق کسب ثروت هنگفت برای خود بوده است کسی که با ۳۸سال به ظاهر ارشاد کردن مردم بر منبر می نشیند و هر غلطی دلش میخواهد میکند۱

سوال این است که جناب قرائتی؛ آیا جرات دارید اطرافیان‌تان را هم جلوی دوربین محاکمه و مواخذه کنید؟ یا فقط مظلوم و مستضعف و افراد ضعیف و بی پناه و بیماران را محاکمه می‌کنید؟ ای کاش بعد از ۳۸ سال جلوی همین دوربین حقایق و فسادهای خود را اقرار می‌کردید. آقای قرائتی! آیا عکس العمل افکار عمومی و موج نفرت مردم از خودتان را دیدید؟ فورا از خوف عمل خود بیانیه دادید و گفتید جایز الخطا هستید و معصوم نیستید، و به روش سنتی تمام روحانیون که تا خود را در خطر دیدید، به مظلوم نمایی پناه بردید. دقیقا این صحنه تلویزیونی صحنه‌ای بود از به تمسخر گرفتن نهاد روحانیت پس از استیلا بر مستضعفین و امتی که خودشان، تاج شاه را پایین کشیدند تا برخی روحانیون به ثروت اندوزی و فساد در زمین بپردازند و در نهایت هم همین روحانیون با وقاحت در جلوی ۸۰ میلیون نفر در برنامه تلویزیونی چنین سخنی بگویند: «این آقا به خاطر دوربین آمده! بنشانیدش زیر سه پایه دوربین!»

برخورد این دیکتاتور با یک مستضعف جلوی دوربین همه حرف را زد و نشان داد که این آقا دوربینی منبری چشم یک لحظه دوربین را هم روی آن یکی ندارد و همه را برای خودش میخواهد. همه شان همین هستند و همه چیز را برای خودشان میخواهند از مال اموال و ثروت مردم گرفته تا برسد به یک دریچه دوربین.