چگونه میتوان با تجمعات و اعتراضات حکومت را به عقب راند

136

 تظاهرات و تجمعات و اخیرا تحصن در تهران و شهرستانهای دیگر تبدیل به یک منظره آشنای روزمره شده است. گویا همه مردم ایران در اعتراضند، از کارگر و کشاورز و معلم و دانش آموز و دانشجو و پزشک و کاسب گرفته تا بازنشسته و مالباخته و جمعیت انبوه بیکاران.

شعارهای صنفی ابتدایی که خواستن حقوق معوقه و نان بود روز به روز قوی تر میشود و مردم حرفهای ممنوعه میزنند سوریه را رها کن فکری به حال ما کن! یا حجت ابن الحسن ریشه ظلم را بکن و دولت به این بیغیرتی هرگز ندیده ملتی

برجسته ترین تظاهرات مربوط به  کارگران کارخانه‌های هپکو و آذرآب اراک که بزرگترین کارخانه‌های ایران هستند صورت گرفت. کارگران معترض این دو کارخانه که تنها خواستارحقوق معوقة خود هستند، بارها مورد حمله و ضرب ‌و شتم وحشیانه مزدوران نیروی انتظامی قرار گرفته‌اند، اما آنها مرعوب نشده و به تجمع خود ادامه دادند و فریاد زدند که همه ارگانهای حکومتی دست در دست یکدیگر برای غارت اموال ما دارند. در پی ایستادگی کارگران روزنامه حکومتی وطن امروز (۴مهر) نوشت: «از سال گذشته کارگران شرکتهای هپکو و آذرآب با مشکلات معیشتی بسیاری دست و پنجه نرم می‌کنند و مشکلات آنها هر روز بیشتر می‌شود تا حدی که حالا برای این‌که مسئولان به‌ آنها توجه کنند، دست به‌ اردوکشی‌های خیابانی، تجمع و تحصن زده‌اند». «اردوکشی خیابانی» اصطلاحی است که حکومت عیناً در مورد قیام ۸۸ نیز به‌کار می‌برد.

همین روزنامه سپس با اشاره به‌ درگیری نیروی انتظامی با کارگران که در نتیجه شهر اراک تبدیل به ‌یک شهر امنیتی شده، ابراز نگرانی کرد که این وضعیت موجب شده «برخی فرصت‌طلبان از آب گل‌آلود ماهی بگیرند». این هم تعبیر و اصطلاح آشنایی است که حکومتیان زمانی که زیاد بترسند از آن استفاده میکنند.

 نگرانی از شعله‌ور شدن این آتش به آنجا رسید که ، شرق ۴مهر نوشت: «برخی نمایندگان به‌خاطر شیوه برخورد با کارگران، به‌ وزیر کشور تذکر دادند و وزیر صنعت، معدن و تجارت هم برای رسیدگی به‌ وضعیت این دو کارخانه تحت فشار قرار گرفت».

اما مهمترین ترس حکومت از گستردگی این اعتراضات در شهرهای مختلف کشو و به‌هم پیوستن آنهاست؛ زیرا حرکتهای اعتراضی اخیر نه تنها با سرکوب متوقف نشده، بلکه از یک سو شعارهای آنها از شعارهای صنفی به ‌شعارهای سیاسی و ریشه‌یی، مانند «‌نه سازش نه بخشش، نبرد تا رهایی» بالغ شده و از سوی دیگر، به ‌اقدامات عملی مثل بستن جاده، درگیری با نیروی انتظامی و… رسیده است.

 واقعیت مهم در این روزها این است که در حال حاضر آتش اعتراضات به ‌اقشاری رسیده که جز زنجیرهای اسارتشان چیزی برای از دست دادن ندارند و این همان واقعیتی است که دیکتاتورها به‌ شدت از آن میترسند.

اما طبعاً ابراز نگرانی و وحشت دیکتاتور به‌ این معنا نیست که دست از سرکوب، زورگویی و چپاول کارگران و سایر اقشار محروم و به‌جان‌آمده برمی‌دارد. زیرا این حکومت به طور ماهوی، غارتگر و سرکوبگر است و تا آخرین دم حیات از ویژگیهای ذاتی خود جدایی ناپذیر است، اما، منطق تعادل‌قوا روی آن تاثیر میگذارد. بنابراین به ‌هر اندازه که مردم معترض و اقشار به‌ستوه آمده پایداری ورزند و اعتراضات خود را مجدانه پیگیری کنند، می‌توانند آن را به‌ عقب‌نشینی وادارند و به‌ بخشی از حقوق خود دست پیدا کنند.