عاشورای ۸۸ در امتداد عاشورای امام حسین

170
این‌که شما دارید زندگی نیست. بردگی است، فساد است ‌و تباهی. و همه این نکبتها را دست ظلم به شما تحمیل کرده است. من می‌روم، تا آن دست را قطع کنم، می‌روم تا ظلم را نابود سازم. این است راه من و این است هدف من. آنهایی که با من‌اند بیایند و کسانی که سودای دیگری دارند رو به زندگی خود بازگردند.
در اواخر دوران معاویه، وقتی که صحبت ولایتعهدی یزید بود، نابرابری در جامعه اسلامی غوغا میکرد و در دوران معاویه اسلام و حکومت اسلامی بالکل از مسیر خود منحرف شده بود و میرفت تا یزید بدتر از قبل کند! امام حسین به بیش از هزار تن از افراد آگاه و روشنفکران و علمای زمان، نامه نوشت و آنها را در مکه جمع کرد و آن خطبه و سخنرانی مشهور را خواند و با سرزنش  شدید نسبت به  آنها، نهیب زد که چرا نمی‌جنبید؟ چرا با این ها در مصالحه‌اید؟  چرا در سازشید؟ تقصیر با شماست!
برای تشکیل این گردهمایی، هر کس را هم که از زمان پیامبر سراغ داشت دعوت کرد و اگر هم خودش فوت کرده بود اولادش را دعوت کرد.
در شرایط آن روزگار با توجه به فواصل و مشکل حمل و نقل، کنگره گذاشتن و گردهمایی و اجتماع، کار بسیار مشکلی بود؛ آن‌هم از سراسر آن سرزمین پهناور. ولی دست آخر هزار نفر آمدند که در آن روزگار، خیلی زیاد بود.
امام حسین در آن خطبه گفت:
 بر شما می‌ترسم ای کسانی که خدا بر شما منت دارد.  به‌تحقیق می‌بینید که پیمانهای خدایی شکسته می‌شود و هراس نمی‌دارید. عهدها و حقوقها از دست رفته‌اند، اما شما به‌خاطر حقوق از دست رفته پدران خود در هراس  هستید. حال‌آن‌که پیمان رسول خدا بی‌مقدار گشته، ناتوانها و کورها و لالها و زمینگیرها در شهرها بی‌سرپرست افتاده‌اند و برایشان هیچ ترحمی نمی‌شود. و شما درخور مسئولیت و تواناییتان کاری نمی‌کنید و نسبت به آن‌کس هم که وظیفه خود را انجام می‌دهد اعتنایی ندارید و به مسامحه و سازشکاری و همکاری با ظالمان آرمیده‌اید.
شما در میان مردم، درخور بالاترین مصیبتید، به‌خاطر آن‌که عالمانه و آگاهانه از مسئولیت خود دست کشیده‌اید و ای‌کاش که در راه انجام آن به کار می‌پرداختید.
شما ستمگران را در مقام خود جای داده‌اید و زمام امور خدا را در کف ایشان نهاده‌اید تا به خطا عمل کنند. شما ضعیفان و ناتوانان مردم را به ایشان تسلیم کردید تا برخی را برده و مقهور خود کنند و برخی را به‌خاطر لقمه‌نانی بیچاره و درمانده نمایند. در این سرزمین، به خواست خود حکم می‌رانند و راه رسوایی و پستی را برای هوای خود هموار می‌کنند. در برابر خدای جبار، گستاخی و گردنکشی می‌کنند و زشتی و شرارت را رواج می‌دهند. در هر شهری گوینده‌یی از جانب خود بر منبر دارند، و این سرزمین تماماً پایمال آنهاست و بر همه‌جای آن دست گشاده دارند. مردم، برده‌های آنها و در اختیار ایشانند تا هر دستی را که می‌خواهند بر سر ایشان بکوبند و آنها نتوانند دفاع کنند. دسته‌یی زورگو ‌و جبار که نه خدا می‌شناسند و نه معاد؛ و بر ضعیفان و ناتوانان، شدیداً فشار می‌آورند. پس‌ ای عجب و چرا تعجب نکنم که زمین در تصرف مردی دغل و ستمکار است یا باجگیری نابکار یا حاکمی که بر مؤمنان هیچ ترحمی ندارد.
سپس صحبتهایش را چنین ختم کرد:
 خدایا می‌دانی که اینها را نمی‌گویم که چندین روز به فرمانروایی برسم. آرزوی آن را هم ندارم.
من نمی‌خواهم بندگان مظلومت، در دست ستمگران، اسیر باشند.
بنابر این کشته شدن حسین در راه برقراری عدالت چه جای شیون و زاری است! او قیام به عدل کرد زمانی که حاکمان ثروتمند نان سفره مردم را ربوده بودند!‌ حسین زنده است خودش گفت که کل حی سالک سبیلی هر زنده ای راه من را میرود
عاشورای ۸۸ در امتداد عاشورای حسین بوجود آمد و شهدای هر دو عاشورا زندگانند و نزد خدا روزی دارند. و در زمان قیام به قسط شتابان به حمایت می آیند!

گرامی باد یاد شهدای عاشورای ۸۸

شهرام فرج‌زاده، ۳۰ ساله، شهادت با زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی

سید علی موسوی حبیبی، ۴۲ ساله، شهادت با اصابت گلوله

شبنم سهرابی، شهادت توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد

شاهرخ رحمانی در چهار راه ولی عصر در تظاهرات آن روز توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد.

مهدی فرهادی راد بر اثر اصابت دو گلوله به سر و سینه شهید شد.

مصطفی کریم بیگی، در خیابان نوفل لوشاتو بر اثر اصابت گلوله به پیشانی شهید شد.

محمد علی راسخی نیا، ۴۰ ساله، شهادت در اثر اصابت ساچمه شکاری

جهانبخت پازوکی، ۵۰ ساله

امیر ارشد تاجمیر، ۲۵ ساله، شهادت با زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی