طنز – دل نوشته موگرینی از مراسم تحلیف

84

خانم فدریکو موگرینی بعد از بازگشت به پارلمان اروپا دل نوشته ای در فیس بوکش منتشر کرد که مورد توجه شبکه های اجتماعی قرار گرفت.

اوه مای گاد هنوزم فکر می کنم خواب می دیدم. تمام دیدارها و مراسم دیپلماتیک زندگی ام یک طرف مراسم تحلیف حسن روحانی یکطرف. یک عمر در مرکز دیپلماسی بودیم و کسی نگفت خانم موگرینی خرت بچند اما از مجلس جمهوری اسلامی هرچی بگم کم گفتم. یکی با عبایش صندلی برایم تمیز می کرد. یکی تند و تند نوشابه تعارف می کرد. یکی هی شکلات و نقل بیدمشک میذاشت توی جیبم. همه سلفی می گرفتند. یکی شان اینقدر با من خودی شده بود می گفت فدی جون یه کم بخند و شرق شرق عکس می گرفت. یک نماینده دیگر وقتی می خواست از من عکس بگیرد گفت: بگو چیز. رفیقش گفت بگو مرگ بر آمریکا اینطوری قشنگتره. حتی یکنفر تلفن اش را داد دستم و گفت منزل و دخترم پشت خط هستن سلام دارن خدمتتون. یکی هم بلند بلند با تلفن حرف می زد و می گفت فعلا وقت ندارم، با خانم موگرینی هستم بعدا زنگ بزنید. بیچاره موگابه با حسرت نگاهم می کرد و دندان قروچه می رفت. روسای لسوتو و جزایر قمر و گینه بی صاحاب هم بر و بر نگاهم می کردند و زیرلب فحش می دادند. چند نماینده هم گفتند به کسی قول ندی چون بعد از مراسم قراره بریم تو مرقد حضرت امام یه دوری بزنیم. یکی هم یک پاکت داد دستم و گفت کادوی بچه هاست قابل شما را نداره. نگاه کردم دیدم مقداری دلار گذاشته توی پاکت شماره تلفن اش را با خط انگلیسی هم نوشته بود پشت پاکت و یک استیکر قلب هم چسپانده بود روی در پاکت. ناگهان صلوات فرستادند و شروع کردند به الله اکبر گفتن. فکر کردم داعش حمله کرده. از ترس رفتم زیر میز. بعدا فهمیدم روحانی با یک لشکر وارد مجلس شده.

مراسم با نوحه خوانی شروع شد. بعدش چند نفر صحبت می کردند. دو سه نفر هم روضه خواندند. مهمونای خارجی همه چرت می زدند. حتی یک چهره سرشناس نظام چنان خروپفی می کرد که خیلی ها را به خنده انداخته بود. منم خوابم گرفته بود ولی چون بغل رئیس جمهور و آقا جواد نشسته بودم، خودم را نیشگون می گرفتم تا خوابم نبره. یک هیئت خیلی بلند پایه بین المللی از من پرسیدند تو قبلا زیاد اینورا بودی، میدونی کی نهار میدن؟ آخه ما دیشب دیر آمدیم به شام هم نرسیدیم امروز هم صبح زود ما را با مینی بوس آوردن مجلس. دست کردم توی جیبم و مقداری نقل بید مشک ریختم کف دست نماینده هیئت. یازو گفت خدا خیرت بده داشتم وا می رفتم. از جواد جان پرسیدم مراسم تحلیف چرا اینقدر دنگ و فنگ داره؟ گفت جلو شما و مهمانان خارجی خودشان را لوس می کنند. آخر سر رئیس قوه قضاییه رفت پشت تریبون و خطاب به روحانی گفت: بیا از این بالا قسم بخور که از این در رفتی بیرون دست از پا خطا نمی کنی. و با دلخوری اضافه کرد اینجا رو امضا کن. روحانی پرسید قلمت کو؟ رئیس قوه قضاییه گفت: مگه خودت قلم نداری؟ روحانی به جواد گفت قلم داری؟ جواد گفت نه . خلاصه از هرکسی پرسیدند قلم داری هیچکس نداشت. بعدا معلوم شد حراست مجلس اجازه ورود قلم به مجلس نداده. یکی از روسای خارجی ته جیبش یک قلم پیدا کرد ولی نمی نوشت. آخر سر قرار شد روحانی قسم بخورد و بعدا امضا کند. از جواد جان پرسیدم چرا اینقدر اصرار بر امضا رئیس جمهور دارن؟ جواد جان جواب داد: چون از زمان هاشمی به بعد همه روسای جمهور همینکه پایشان را از مجلس گذاشته اند بیرون زده اند زیرش. جای همه دوستان خالی خیلی خوش گذشت…

این متن نوشته – آقای اسد مذنبی از تلگرام برداشته شده است.