متن نامه جنجالی آیت الله امینی به خامنه ای چه بود که به شدت تکذیب شد؟

1359

متن کامل نامه سرگشاده آیت الله ابراهیم امینی از اعضای خبرگان به خامنه ای

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

هیچ وقت به ذهنم خطور نکرده بود که روزگار ما به جائی برسد که لازم یاشد یکی مثل من به حضرت عالی نامه سرگشاده بنویسد ولی اوضاع اجتماعی، سیاسی و اخلاقی جامعه ما به حدی تنزل یافته و  بر ادبیات ما سایه انداخته که بی‌ادبی و گستاخی جزئی از اخلاق و فرهنگ ما شده. إنّا لله و إنّا إلیه راچعون.

از آنجائی که مناصب و اختیارات برآمده از آراء و بیعت مردم، خود از مهمترین مصادیق حق الناس به شمار می آید و حضرت عالی نیز به رعایت حق الناس سفارش اکید فرموده‌اید، بنا بر این نباید از نظر دور داشت که بزرگترین حق الناس حیثیت و شئونات و آبروی شخصیت حقوقی خود شما است که پس از طی مراحل قانونی و انجام انتخابات و همه پرسی های متعدد به عهده شما گذاشته شده (رای به نظام جمهوری اسلامی، رای به قانون اساسی، انتخابات دوره اول مجلس خبرگان رهبری، که شما را به رهبری انتخاب کرد. انتخابات دوره دوم و سوم مجلس خبرگان رهبری که ادامه رهبری شما را مورد تایید قرار می دهد) بنا بر این شخصیت حقوقی و حیثیت و آبروی شما یک حق ملی و عمومی و متعلق به همه مردم است به خصوص آنهائی در جهت پیروزی انقلاب اسلامی از هیچ تلاشی دریغ نورزیده و جان خود را فدای آن نمودند و امروز در میان ما نیستند و همین طور خانواده های شهدا و جانبازان و فرزندان آنها. حقی به این عظمت و تقدس به عنوان امانت به شما سپرده شده است. بنا بر این اولین و واجب ترین حق الناسی که باید رعایت شود و حرمت آن حفظ شود همین مقام و منصبی است که به دوش شما گذاشته شده و سزاوار ترین کسی که می بایست پاسدار حرمت آن باشد خود شمائید. ولی ناچارم جسارتا با کمال تاسف به عرض برسانم که آنچه مشاهده می شود غیر از این است.

دخالت شما در اموری که دون شأن مقام رهبری است به حیثیت این مقام صدمه فراوان زده. اگر چه نمی‌خواهم وارد همه جریانات و جزئیات مربوط به این امر شوم ولی به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌شود ؛ برخورد شما با یار دیرین خود و مرحوم امام خمینی، (مرحوم هاشمی رفسنجانی) و ترجیح آقای احمدی نژاد آن چنانی بر او، که بر فرض صحت، هیچ ضرورتی نداشت که با آن صراحت در خطبه نماز جمعه مطرح شود. و همین طور  خود داری از قرائت دعای مرسومی که در نماز میت به حکم یک کلیشه در آمده و بر جنازه هر بَرّ و فاجری، حتی متجاهرین به فسق، خوانده  می شود، بر جنازه آن مرحوم با آن همه سوابق مبارزاتی و انقلابی که با هم داشتید، که تحملش بسیار سنگین و خیلی دور ازانتظار بود.

در بسیاری از موارد برخوردهای شما با آقای خاتمی و آقای روحانی نیز همین حالت مشاهده می‌شود. زندانی کردن آقای کروبی و آقای موسوی و خانم رهنورد در خانه های خود در این مدت طولانی و مانع شدن از حضور آقای خاتمی در تشییع جنازه مرحوم هاشمی، حتی حضور بر سر جنازه او در کنار مرقد امام، بسیار سؤال برانگیز و بهت آور است.

 مگر حضرت عالی با رئیس جمهور که بر طبق قانون اساسی نفر دوم نظام ا ست چه قدر از هم فاصله گرفته اید که لازم باشد به جای صحبت در مجالس خصوصی در باره مسائل مختلف کشور، در سخنرانی های عمومی و در انظار دوست و دشمن  به آنها پرداخته شود؟

عجیب ترین این برخوردها مسئله “آتش به اختیار” است که خیلی بغرنج و غیر قابل درک و هضم به نظر می رسد. مگر چه اختلاف غیر قابل حلی بین شما و این آقایان که همه از مهره‌های اصلی انقلاب اسلامی بوده اند به وجود آمده که مستلزم این همه خشم و ناراحتی باشد؟ آیا معقول است که همه این آقایان که ازمهره‌های اصلی انقلاب اسلامی و مورد تایید رهبر کبیر انقلاب بوده اند به ارزش های انقلاب پشت کرده باشند و در صدد خیانت به انقلاب و کشور برآمده باشند؟ برای اکثریت قاطع مردم و آگاهان چنین اتهامی بسیار به دور از حقیقت تلقی می شود و ابدا قابل قبول نخواهد بود.

این گونه برخوردها با حیثیت و اعتبار مقام رهبری که از بزرگترین و مقدس ترین همه حق الناس ها است سازگاری ندارد بلکه آن را تضعیف می کند و در معرض آسیب های گوناکون قرار می دهد. این شخصیت حقوقی به  وسیله ده‌ها بلکه صدها میلیون رای مردم به وجود آمده و در اختیار شما قرار گرفته. چه حق الناسی بالا تر و با ارزشتر از این حق است؟

این اصل نامه است، پس از درج آن در رسانه ها و…. بلافاصله ایشان به تکذیب این نامه پرداخته است. مدتی میگذرد تا  مشخص شود که چرا ایشان این نامه سرگشاده را با این شدت تکذیب کرد! کسی نمیداند زیر این کاسه چه نیم کاسه ای قرار دارد!‌ اما این روزها روزهایی است که ماه زیاد پشت ابر باقی نمیماند و بیرون می آید.

ابراهیم امینی نجف‌آبادی معروف به ابراهیم امینی متولد ۹تیر ۱۳۰۴ در نجف آباد است. امینی تا سال ۱۳۸۴ امام جمعه موقت قم بود. بعد از انتخابات ریاست جمهوری بعد از یک خطبه‌ی تاریخی از این منصب کناره گیری کرد. وی قبلا عضو جامعه مدرسین بود. اما بدلیل مسایل سیاسی از این جامعه کناره گیری کرد. او از دوره ی اول تا سوم مجلس خبرگان رهبری نمایندگی استان چهارمحال و بختیاری را برعهده داشت. وی عضو پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری از حوزه انتخابیه تهران است.