شیرازِ من و حضورِ خوبِ فروردینش
شیرازِ من و حضورِ خوبِ فروردینش

شیرازِ من و حضورِ خوبِ فروردینش

گلخنده ی یاس و نرگس و نسرینش

شعر تر حافظ و هوای رکن آبادش

میخانه و باده ی خوشِ نوشینش

شیراز من و صفای سعدی وارش

غم دور بمانَد از دلِ بی کینش

شیراز من و شنگی شورانگیزش

باغ ارم و کرشمه ی شیرینش

ای کاش دوباره مهرِ آزادی تابد

در چشمِ براه مانده ی غمگینش

ای کاش شبی دوباره بابا کوهیش

دامن سپرد به خوشه ی پروینش

شیراز من و همنفسی با تزویر؟

نیرنگ و ریا نبوده هرگز دینش

آئینه ی سینه اش پر از شادی باد

مهر است مـرام و عـاشقی آئینش