ایست قلبی اقتصاد ایران چرا؟

382
ایست قلبی اقتصاد ایران چرا؟

بازار جهانی نفت طی هفته های گذشته با دو شوک بزرگ روبرو گردیده است. نخست افزایش صادرات نفت از سوی عربستان سعودی به میزان ۱۰ میلیون و ۱۱۱هزار بشکه در روز و سپس اشباع شدن انبارهای نفتی در کشورهای بزرگ و بویژه صنعتی.

این وضعیت تاثیرات غیرقابل بازگشتی را بر بهای نفت ، بویژه نفت ایران بهمرا آورده، بطوریکه طی روزهای گذشته قیمت هر بشکه نفت در بازارهای جهانی به زیر ۵۰دلار رسیده است.

مهر روز۲۶اسفند نوشت: «نفت در روز سه شنبه به کمترین قیمت از زمان توافق عرضه اوپک رسید و بعد با ۱.۳۱ دلار سقوط تا ۴۷.۰۹ دلار به ازای هر بشکه در نیویورک معامله شد». )

به یقین افت بهای نفت برای حکومتی که حیات آن بشدت به درآمد های حاصله از این منبع ملی وابسته است ، تبعات مالی شدیدی را بهمراه خواهد داشت. زیرا به گفته کارشاسان مسائل اقتصادی ، افت هر دلار از درآمد های نفتی به معنای کاهش درآمد های ارزی بوده که در چرخه خود به کاهش واردات مواد اولیه راه خواهد برد، امری که در این وضعیت بحرانی، اقتصاد بشدت ضربه خورده ایران را دستخوش ضربات دیگری خواهد کرد.

همچنین به موازات افت بهای نفت در آستانه سال جدید، سازمان کشورهای صادره کننده نفت ، اوپک نیز در گزارشی اعلام کرد که ذخایر کشورهای صنعتی به میزان «۲۷۸ میلیون بشکه» افزایش یافته که در روند خود به افت بهای نفت ضریب زده است.

به موازات این چشم انداز تیره، باید اذعان نمود که وابستگی شدید حاکمیت به درآمد های حاصله از «طلای سیاه» بحدی است که تسنیم مینویسد: وابستگی درآمد های دولت روحانی به نفت در بهترین حالت «بیش از ۷۰ درصد» می باشد.

ترجمه این وضعیت به معنای «دوپینگ مالی و اقتصادی» است که اکنون در دستور دولت های وابسته به بیت ولایت قرار گرفته است.

اثرات مخرب این سیاست همان که برای نمونه با افزایش سه برابری بهای نفت در دوران احمدی نژاد، بودجه عمومی نیز به همین میزان افرایش پیدا کرد و بدینسان سرفصلی جدید برای رشد بی رویه نقدینگی رقم خورد.

رشد نقدینگی نیز به معنای نبود سیاست های راهبردی برای سرمایه گذاری در بخش های کلان اقتصادی و تولیدی است که در نهایت به ایست قلبی اقتصاد راه خواهد برد.

به موازات این واقعیت ها باید به روند روبه رشد واردات بی رویه اشاره نمود که آن نیز به دلیل ورود حجم عظیم دلارهای نفتی به صندوق دولت های! ولایت! بوده است، امری که اکنون تولید داخلی را فلج کرده و میلیون ها جوان ایرانی را با تمامی علم ، تحصیل و دانش به حاشیه جامعه پرت نموده است.