حاجی فیروزهای لیسانسه

یکی از هموطنان تهرانی طی نامه ای برایمان نوشته اند اخیرا در تهران حاجی فیروزها آغاز به کار کرده اند اما حالا دیگر حاجی فیروزها پیرمردها نیستند الان این عرصه دست جوانان است و بخصوص دانشجویان و فارغ التحصیلان بیکار به این حرفه روی آورده اند.  از سر ناداری و فقر فقط چند روز فرصت دارند که پولی به دست بیاورند با رنگی کردن خود با سیاه کردن خود با خنداندن مردم برای پشیزی که بتوانند خرج خود را در بیاورند. پول در همت و کار است و کار که عار نیست! میخواستم این نکته را بگویم که شما هم نشر دهید که این روسیاهی نیست روسیاهی مال آنهایی است که پول میگیرند و آدم میکشند!‌این  روسفیدی است و این مضحکه نیست در شهری که لبخندش را ربوده اند. این کار در آستانه نوروز واجب واجبات است برای مردمی که نیازمند خوشحالی هستند در حاکمیتی که برای مرگ تبلیغ میکند. اینجا ایران است و مردمش با این زجر زندگی میکنند و نان در می آورند روی دریای ثروتیم و مردم این شکلی زندگی میکنند

حرفهای چند حاجی فیروز:

 حاجی فیروز میدان تجریش: این کار نیست ولی از گدایی بهتر است. راهکاری برای یافتن درآمد عید است. حداقل با این درآمد می توانم هزینه خوراک و پوشاک خانواده ام را تهیه کنم. هر جا برای کار می روم با در بسته مواجه می شوم. دولت همش وعده می دهد. حاجی فیروز خیابان شریعتی: دانشجو هستم و از اینکه خرج تحصیل و اموراتم را به خانواده محول کنم خجالت می کشم. در ۳ تا ۴ روز پایانی سال به همراه دوستانم به صورت گروهی حاجی فیروز می شویم و درآمد ما روزانه به یک میلیون هم می رسد که بین ۳ تا ۴ نفرمان تقسیم می شود. هیچ کس از سر دلخوشی سر و وضع خود را این شکلی نمیکند گرفتاری و بیکاری است که مردم را به این سمت می کشاند.