کاندیدای انتخابات کیست و چه کسی برنده انتخابات خواهد شد – مانا ارجمند

287

انتخابات همواره برای نظامهای سیاسی بیانگر فرصتها است، اما در ایران انتخابات، رأی‌گیری و این بازیها، تحمیل قرن بیستم و بیست‌ویکم به یک دستگاه قرون‌وسطایی است که انتخابات از نظرش جرم است. دنیا و تاریخ ایران انتخابات را به این حکومت تحمیل کرده و با این تحمیل است که به برگزاری چنین نمایشی تن میدهند!‌ اما این تحمیل هم با شیوه های خاص آخوندی مهندسی میشود و همه چیز از قبل روشن است البته غیر از این انتخابات که همه چیز در ابهام است . اصلی ترین دلایل نبود وزنه ای به نام رفسنجانی! نبود اوباما بعنوان یک حامی مهم برای حکومت و دیگری وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم! حالا به توضیح هریک می پردازیم

سوال مطرح این روزها این است که چه کسی رییس جمهور خواهد شد؟ آیا جناح اصولگرا کفه تعادل را به سود خود وزین خواهد کرد یا باز هم روحانی با اصلاحات قلابی اش بر مسند ریاست جمهوری خواهد نشست؟

راستی کاندید هر دو جناح چه کسانی هستند؟ اگر به این سوال پاسخ داده شود بخشی از معما حل میشود!

چیزی که مشخص است اینکه نظام در یک تشتت عجیب و پیش بینی نشده قرار دارد. در جناح اصولگرای ولی فقیه، یک نظر واحد نیست و کسی برای معرفی وجود ندارد! ولی فقیه جامعه را تست میکند برای همین احمدی نژاد دوباره اسمش زبانزد میشود! ولی به طور واقعی این انتخاب جدی نیست بلکه یک تست است!

جناح اصولگرا نمیتواند سکاندار باشد زیرا چه بخواهد چه نخواهد باید با آمریکا تراز کند! زیرا با شاخ و شانه کشیدن نمیشود کار را پیش برد خود حکومت این را به خوبی میداند و دست به عصا راه میرود بگذریم از بعضی مانورهایی که فقط برای مصرف داخلی انجام میدهد! و سریعا در سیاست خارجی تلاش میکند که تعادل کار کند و کوتاه بیاید. دیگر نه رفسنجانی هست که تعادل برقرار کند و نه اوباما هست که به دلیل سیاستهای خارجی اش باب مماشات را باز نگه دارد. پس می بینیم که حکومت ضعیف تر از آن است که فردی از جناح تندرو را سر کار بیاورد! اوباما رفته است و سیاستهایش را با خود برده است! و کسی که سر کار آمده است خوب خودش را به نظام معرفی کرده است .

مشکل این است که اگر جناح اصولگرا بخواهد سیاست مقابله با سیاستهای آمریکا را پیش بگیرد بهترین انتخاب احمدی نژاد یا مشابه اوست! ولی وضعیت وخیم تر از آن است که او بتواند کاری را پیش ببرد!‌همین الان هم بسیاری مواضع سیاسی که گرفته میشود صرفا حرف است و درعمل کاری غیر از حرف انجام میشود! برای اثبات این مدعا به ذکر دو نمونه می پردازیم که کفایت است

بنا به گزارش العربیه به تاریخ ۸فوریه شبكه خبرى «فاکس نیوز» گزارش داد كه ایران از آزمایش موشک موسوم به «سفیر» منصرف شده است. اين خبر در حالى منتشر ‌شد كه رئيس‌جمهوری آمريكا و مقامات ارشد دولت ترامپ نسبت به ادامه آزمايش‌هاى موشكى به شدت به تهران هشدار داده‌ بودند.

موشک ماهواره‌بر سفیر یا ماهواره‌بر سفیر ۱ نخستین موشک ماهواره‌بر ایرانی است که برگرفته از موشک بالستیک شهاب است.

ایالات متحده پیش از این به دنبال آزمایش موشک بالستیک موسوم به «خرمشهر» در چند روز گذشته، تحریم‌های جدیدی علیه ایران اعمال کرد.

بر اساس این تحریم‌ها ده‌ها فرد و نهاد ایرانى و غیر ایرانی به اتهام ارتباط با «تولید اسلحه کشتار جمعی» و «فعاليت‌هاى تروريستى جمهورى اسلامى» در منطقه به ليست تحريم‌هاى آمریکا افزوده شدند.

درست در همین روز چهارشنبه ۸ فوریه خبرگزاری رویترز و

روزنامه نیویورک تایمز اعلام کردند که دولت ترامپ، در حال بررسی پیشنهادی برای قرار دادن سپاه پاسداران ایران و البته گروه اخوان المسلمین مصر، در فهرست گروه‌های تروریستی است.

روزنامه نیویورک تایمز در این باره خاطرنشان کرد که بیشترین فشارها برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی در حال انجام است. قرار است وزارت امور خارجه آمریکا این پیشنهادها را بررسی کند. ترامپ مشاورانی در کاخ سفید دارد که بر قرار دادن سپاه پاسداران و اخوان المسلمین در فهرست گروه‌های تروریستی اصرار دارند.

بسیاری از مسئولان آمریکایی، سپاه پاسداران را به پشتیبانی از جنگ‌های نیابتی در خاورمیانه متهم می‌کنند.

و اما وضعیت طرف مقابل جناح به اصطلاح اصلاحات هم فاقد یک نفر مناسب برای نشستن بر کرسی ریاست است و مستمر روحانی را باد میکند، روحانی دوباره تبلیغات انتخاباتی راه انداخته است، سوال از او این است که وعده هایت چه شد گفته بود با برجام و رابطه با کشورها همه مسائل مردم ایران حل میشود نفت فروخته شد دارایی ها به ایران باز گشت و راه نفس اقتصادی باز شد، اما چه کسی سود برد؟ مردم فقیر تر شدند، کارخانه های بیشتری بسته شد و کارگران بیشتری بیکار شدند و پولها همه برای کشور گشایی و جنگ در کشورهای هم جوار و برای سوریه و یمن و عراق و هرجا که نظام دستش رسید خرج شد!‌ خرج ساختن قایقهای تندرو انفجاری کنترل از راه دور در دست حوثی های یمن شد.

که آقا زاده ها صنایع خارجی را برای از بین بردن صنایع وطنی وارد کنند تا تعداد بیکاران روزانه با آمار نجومی بالا برود! تا حتی بعنوان نمونه کشاورزان شهرهای شمال کشور پرتقالهای خودشان را که طی یکسال به زحمت به دست آوردند نتوانند به فروش برسانند، و همه یخ زد و خراب شد. تا کشاورزان شیرهایشان را در جوی آب روان کنند و صیفی جاتشان فرش جاده شود! همه اینها نتیجه سیاستهای روحانی بود که با فریب و کلید و امید روی کار آمد و آمار اعدام و خودکشی را افزون کرد و مبشر نا امیدی بیشتر و بیشتر مردم شد!

حالا واقعا صحنه انتخابات پیش رو چه خواهد شد؟ آیا با توجه به اینکه گفتیم سیاست خارجی آمریکا تعیین کننده برای ایران است خامنه ای تلاش میکند که روحانی را زیر یوغ خود بیاورد و او را سر کار نگه دارد!‌

در هر دو صورت چه از نوع روحانی باشد چه از نوع احمدی نژاد حرف اصلی این است که سر و ته این نظام از یک کرباس چرکین و آلوده است و هیچکدام با آن یکی فرقی ندارند!

پس چه باید کرد و وظیفه ما چیست

افزایش چشمگیر اعتراضات سیاسی و اجتماعی حکومت را در مخمصه ناجوری قرار داده است در همین دوران قضیه گورخوابها اوج میگیرد و وضعیت شکننده ای را بوجود می آورد!‌ مخمصه پشت مخمصه -حکومت برای متعادل کردن اوضاع تلاش میکنند، کمی عقب نشینی کند ولی آیا همین کافی است

جنگ و دعواهای حقوق های نجومی بالا گرفته است!‌ بقول رییس مجلس برای اینکه دزدیهای بیشتر و اختلاس های بیشتری انجام نشود، یکسری از حقوقهای نجومی را تصویب کرد اما دو روز بعدش کوتاه آمد و مصوبه را پس گرفت اینجا هم دزدیهای دیگری بر ملا شد اما همه دزدها با سیاست آی دزد آی دزد پیش رفتند و هر یکی آن یکی را به بر ملا کردن پرونده ترساند

مشکلات اقتصادی به مشکلات سیاسی راه میبرد و شعارهای مردم در تظاهرات سیاسی میشود و این نوید خیلی چیزهاست!‌ بازنشستگان میخوانند زیر بار ستم نمی کنیم زندگی و مردم اهواز می گویند هیهات من الذله و این دو شعار این دو تجمع در دو نقطه ایران بیانگر خیلی چیزهاست

حرف آخر- وظیفه ما چیست

بنابراین در چنین نمایشی مطلقاً نباید شرکت کرد. درود بر آن مادر شهید که میگفت؛ این جعبه عقرب است، دستتان را بکنید توی آن، یا عقرب زرد بردارید یا عقرب سیاه! فرقی نمیکند هر دو شما را میگزد و می کشد و عاقل و برنده آن کسی خواهد بود که دست که در جعبه عقرب نمیکند!