آیا واقعا ستاد بحران برای حل مشکل خوزستان به آنجا رفته است؟

210
آیا واقعا ستاد بحران برای حل مشکل خوزستان به آنجا رفته است؟

اعتراضات سنگین شهرهای خوزستان حکومت را به وحشت از استمرار و عواقب آن انداخته است. تا جایی که روز ۳۰بهمن نیروی سرکوبگر انتظامی هر گونه تجمع در برابر استانداری اهواز را ممنوع و غیرقانونی اعلام کرد. با این همه مردم و به‌خصوص جوانان ساکت ننشستند و به اعتراضات خود ادامه دادند.

حالا به واقع چی شد که یکمرتبه همه دستگاههای حکومتی خودشان را به اهواز رساندند؟ خبر از حضور ۱۰ وزیر دولت و تشکیل ستاد بحران کشور در آنجا و امثال اینها داده شد؟ آیا اینها دنبال فروخواباندن بحران ریزگردها در خوزستان هستند؟

واقعیت این است که دلیل این حضور سراسیمه ترس از تعمیق و گسترش اعتراضات مردم اهواز بود، در این یک هفته مردم اهواز و ایستادگی آنها و این‌که با همه تلاشی که جناح های حکومتی کردند برای این‌که شعارهای مردم را تخفیف بدهند یا خود را همراه با مردم نشان بدهند اما نتوانستند و شعارها به ”رهبر بی‌کفایت عدالت عدالت “ کشیده شد، بنابراین اول از همه نیروی انتظامی وحشت‌زده اعلام کرد که دیگر تظاهرات جلوی استانداری ممنوع است که کاملاً روشن است که این را هم از بالای نظام به آنها گفته‌اند. چرا که دریافتند حتی بعد از این اطلاعیه هم جوانها با بسیجیها در نقاط مختلف شهر درگیر می‌شوند، لذا این‌که دولت و سپاه به خوزستان می‌روند، اصلاً نه دلشان به‌حال مردم خوزستان سوخته و نه مشکلی با ریزگردها دارند چون ساخته و پرداخته حاکمیت و عملکردهای خود آنهاست، مشکل آنها امنیت نظام است که در اهواز به لرزه در آمده است.

ابراز وحشتها تا جایی پیش رفت که آملی لاریجانی رئیس قضاییه گفت: بلایای طبیعی نباید ابزار سیاسی علیه دولت شود، تا توضیحات معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی خوزستان که در مورد علت بیانیه ممنوعیت تظاهرات در اهواز گفت: ”جهت جلوگیری از سوءاستفاده‌های سیاسی و حتی امنیتی برخی افراد از تجمعات روزهای اخیر مردم“ بوده، و از امام جمعه خوزستان که از ”سوء استفاده برخی جریانهای از شرایط به وجودآمده“ ابراز نگرانی کرد، اینها همه نشان می‌دهد که تا کجا حکومت از تعمیق و خشم مردم اهواز و کل خوزستان وحشت‌زده است.

آنچه نباید فراموش کرد این است که حکومت اساساً مشکلات و بحرانها را از منظر امنیتی دنبال می‌کند، لذا ممکن است ظاهراً کارهایی هم با هدف آرام کردن مردم و ممانعت از خشم بیشترآنها انجام دهد ولی  کاملاً روشن است که هیچ اقدام زیربنایی نه می‌خواهند و نه می‌توانند بکنند، چرا که دست سپاه پاسداران و مافیای حکومت در همه این خرابکاریهای زیرساختی محیط‌زیست مشهود است، در خشک کردن تالاب هورالعظیم برای کسب درآمدهای نفتی، در ساختن سدهای غارتگرانه مثل گتوند و شورکردن آب کارون و کرخه، در انتقال و دزدیدن آب کارون، و…

دراین رابطه آش آن‌قدر شور شده که روز دوم اسفند یک عضو مجلس به اسم پاپی گفت: ”هر کدام از مسئولان دولتی که به استان خوزستان سفر می‌کنند متأسفانه اعلام می‌کنند این ریزگردها از خارج از کشور وارد کشور میشه و ما نمی‌تونیم اون رو مداوا کنیم، بهانه‌های داعش بهانه مربوط به کشور سوریه، اردن، عربستان رو مرتب اعلام می‌کنند، ما اعلام می‌کنیم صددرصد مشکلاتی که امروز استان خوزستان در بحث ریزگردها با اون مواجه است ناشی از خشک شدن تالابهای استان خوزستان است“

بنابراین چاقو دسته خودش رو نمی‌برد و حکومت نه می‌خواهد و نه می‌تواند بحرانهای ریزگردها را حل کند، چون اینها معلول سیاستهای غارتگرانه و سرکوبگرانه است، که باعث و بانی همه این بدبختی هاست.