از کارتن خوابی به گورخوابی تا سوپر میلیاردهای اختلاسگر،بهنام ابراهيم زاد

87

سال ٨٢ سال کارتن خوابان نامیده شد اما جامعه فقط یکدیگر را نگاه کردند و برخود سخت گرفتیم که چرا آنان جلوی چشممان بودند، اما ندیدیمشان. سال ٩٥ را باید سال گورخوابان نامگذاری کرد. و بهت آور اینست که حاکمان بی تدبیر در برابر چنین پدیده ای با بیشرمی تمام فقط اظهار نگرانی میکنند. از یکسو خبر شوک آور گورخوابان بالا میگیرد و از سوی دیگر خبر حقوقهای نجومی و میلیاردی و اختلاس های کلان مقامات عالیرتبه دولتی رسانه ای میشود. شرم نمیکنند. شرم نمیکنند بخاطر بر باد دادن درآمد ٩٥٠ میلیارد دلاری در دولت گذشته، شرم نمیکنند از دهها اختلاس ریز و درشت و تخلفات عمده آقازاده ها و تخلفاتی چون پدیده شاندیز، بانکها، بنیادها و تامین اجتماعی و غیره. و در کنار همه این به چاپ به چاپ ها افزایش فقر و بیکاری و کوچک کردن سفره مردم را شاهدیم داستان بر سر دره عمینی از تبعیض و نابرابری است که اولین عکس العمل در مقابلش خشم و نفرت عمیق ما مردم است. مسکن حق ما مردم است. درمان حق ما مردم است. تحصیل رایگان حق کودکان ماست. زندگی پر از رفاه شادی حق ماست. خشم و نفرت ما باید نتیجه اش فریاد زدن این خواستهای برحق باشد. خشم و نفر ما باید نتیجه فوری اش حمایتی اجتماعی از گورخوابان و کارتن خوابان و کودکان کار و خیابان و برخوداری از تامین اجتماعی و داشتن مکانی برای زیستن و زندگی ای قابل قبول انسان باشد. هجوم کودکان و نوجوانان پسر و دختر در سر چهارراه در هنگام چراغ قرمز برای عرضه دسته گلی و گیر آوردن لقمه نانی در روز، وجود هزاران معتاد و متکدیان، گویای مصائب دردناک سرمایه داری و حاصل این همه فقر و تبعیض و نابرابری است. سر بلند کردن پدیده هایی چون گورخوابی و کارتن خوابی و کودک کار و خیابان قلب تکاندهنده است و از ما مردم حرکتی می طلبد.چاره چیست و درمان کجاست؟تا معضل بیکاری حل نشود، تا به فقر و زندگی زیر خط فقر پایان داده نشود، تا ریشه های کشیده شدن جوانان ما به کام اعتیاد خشک نشود، تا این دره عمیق بین حقوقهای نجومی و ثروت های افسانه های آقازاده ها و مقامات عالیرتبه با دستمزد کارگر، معلم و بخش عظیم جامعه که در برابر کار و تلاش هر روزه شان سهمشان زندگی چند بار زیر خط فقر، و بی مسکنی و بی تامینی است پر نشود و جای اینهمه مسکنت و بی حقوقی یک زندگی شاد و انسانی حاکم نشود، و نیز تا وقتی که این بساط وارونه بر روی پایه های عدالت و انسانی گذاشته نشود، همین آش است و همین کاسه. به امید ایرانی بدور از تبعیض، بیعدالتی و نابرابری و پر از شادی و انسانیت. به امید جامعه ای پر از رفاه و بدور از چپاول و غارتگر.بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری و دفاع از حقوق کودک،عضو جمعیت کودکان کار و خیابان زندان رجایی شهر-بهمن ٩٥