توافق روسیه و ترکیه در غیاب رژیم ایران و نتیجه‌گیری از آن

59
توافق روسیه و ترکیه در غیاب رژیم ایران و نتیجه‌گیری از آن
توافق روسیه و ترکیه در غیاب رژیم ایران و نتیجه‌گیری از آن

روز ۲۶شهریور توافق روسیه و ترکیه در غیاب رژیم ایران صورت گرفت. و تصمیمی که موفق به اتخاذ آن در ۱۶شهریور در تهران نشدند در ترکیه گرفتند.

مواضع مسکو و تهران در این رابطه یکسان بود، ولی آنکارا شدیداً مخالف اجرای عملیات نظامی بود و مخالف بود که ادلب تحت کنترل دمشق قرار بگیرد.

طی این ۱۰روز، اردوغان ۲بار با پوتین ملاقات کرد و نتیجه ملاقات دوم در سوچی این بود که روسیه مواضع خود را از همسویی با رژیم ایران به همسویی با ترکیه تغییر داد و رژیم در این جریان تنها ماند و از این تحول کنار گذاشته شد.

به نوشته روزنامه روسی ایزوستیا، توافق صورت‌گرفته بین طرف روسی و ترکیه‌ای شامل چند جنبه مهم به هم مرتبط است:

در وهله نخست، صحبت بر سر اقداماتی برای تفکیک اپوزیسیون میانه‌رو و افراطی است، تقویت پست‌های بازرسی ترکیه و همچنین افزایش مناطق امن.

ثانیاً اکنون روند حل و فصل سیاسی اوضاع، سمت صلح‌آمیز و مثبت می‌یابد.

در این بین، بار سنگینی برعهده ترکیه گذاشته شده که باید زمینه مذاکرات را فراهم سازد.

این تحول که در آن کلاً رژیم کنار گذاشته شده و هیچ نقشی برای آن در نظر گرفته نشد، بدون تردید یک شکست برای رژیم و علامتی از فروریختن «عمق استراتژیکش» در سوریه است. روزنامه‌ها و رسانه‌های رژیم با عباراتی نظیر «به حاشیه رانده شدن» رژیم یا «رودست خوردن تهران از مسکو و آنکارا» و… این تحول را توصیف کرده‌اند.

روزنامه جهان صنعت نوشت: «در حقیقت نشست سوچی در غیاب تهران به‌معنی رو‌دست خوردن تهران هم از مسکو و هم از آنکاراست. این وضعیت بیانگر آن است که آنها به نقش‌یابی تهران در بحران سوریه آن‌چنان که در نشست سه‌جانبه تهران گفته می‌شود، موافقتی ندارند و اگر هم موافقتی داشته باشند، استراتژیک و تعیین‌کننده نیست. در این شرایط، مهم‌ترین بازنده بحران سوریه، تهران است که زمینه آن به دست پوتین و اردوغان فراهم شده است».

اگر چه رسانه‌های حکومتی از این تحول به‌عنوان «رودست خوردن از روسیه و ترکیه» و یا «نارو زدن»‌ روسیه به رژیم و… نام می‌برند، اما واکنش رسمی رژیم آخوندی که از این توافق غافلگیر شده بود این بود که صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارد و ۱۸۰درجه برخلاف واقع وانمود کند که گویا این توافق حاصل تلاشهای رژیم بوده است.

ظریف به‌طور مبتذلی خودش را قاطی کرده و با اشاره به سفرهایش به آنکارا و دمشق و بعد با اشاره به اجلاس تهران، به‌طور شیادانه‌یی می‌گوید: «دیپلماسی فعال مسئولانه در چند هفته گذشته، سفر من به آنکارا و دمشق و سپس اجلاس سران ایران، روسیه و ترکیه در تهران و نشست اخیر در سوچی، به جلوگیری از جنگ در ادلب منتهی می‌شود. دیپلوماسی اثر دارد».

این حرکت  ظریف داستان ملا نصرالدین را تداعی می‌کند که با خرش داشت از برابر گروهی از مردم عبور می‌کرد و خر او را محکم به زمین زد، ملا برخاست و در حالی که خودش را می‌تکاند گفت: خودم هم می‌خواستم همین جا پیاده شوم! حالا هم ملاهای حاکم که در همه جا از عراق و بصره تا سوریه و ادلب و یمن دارند شکست می‌خورند، نهایتا باید بگویند خودمم داشتم میرفتم؟

مثلاً قاسمی می‌گوید:«نشست سران دو کشور روسیه و ترکیه و اعلام توافق حاصل‌شده پیرامون چگونگی حل و فصل مسأله ادلب در سوریه گامی مهم و اساسی در زدودن بقایای تروریست‌ها در سوریه است که می‌تواند از طریق مساعدتهای مورد نیاز برای حل و فصل سیاسی مسائل سوریه و در نظر گرفتن تمام جوانب انساندوستانه، به روند استقرار صلح در سوریه و پایان بخشیدن به حیات گروه‌های تروریستی در این کشور کمک کند».

اما  علی خرم، دیپلمات سابق، در گفتگو با «انتخاب» ناگزیر اعتراف می‌کنند: «در نشست تهران، آقای اردوغان موضوع تأخیر در حمله به ادلب را مطرح کرد که با مخالفت ایران و روسیه روبه‌رو شد. اکنون توافق جدید او با پوتین ۲معنا می‌تواند داشته باشد. اول این‌که روسیه در رودربایستی با ایران، با پیشنهاد ترکیه موافقت نکرد و احتمال دوم این‌که ترکیه امتیازات دیگری به روسیه پیشنهاد کرده و مسکو هم تغییر عقیده داده است.

پوتین اهل زدوبند است؛ ممکن است این بار با ترکیه علیه ایران شده باشد».

خرم افزود: «پس اجلاس تهران چه بود که ۱۰روز پس از آن، ۲کشور از ۳کشور حاضر در آن، دوباره بر سر میز می‌نشینند و توافقی به‌عمل می‌آورند که درست برخلاف توافق صورت‌گرفته در تهران است»!؟

علت این چرخش بدون شک مقاومت مردم سوریه است چنانچه روزنامه جمهوری نوشته است: «معارضینی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند ولی با اتخاذ مواضع تحکم‌آمیز، گویی به‌عنوان پیروز میدان جنگ، مایلند شروط خود را بر همه تحمیل کنند». بعد در مورد پیآمد خواسته مقاومت سوریه افزوده: «با مروری به شروط معارضین و تروریستها بهتر می‌توان دریافت که قضیه چیست. سوریه باید روابطش با ایران را قطع کند و نیروهای ایرانی از سوریه خارج شوند. بشار اسد هم از قدرت کناره‌گیری کند».

علاوه بر این، ترکیه هم منافع مشخصی در سوریه و مشخصاً ادلب دارد. اردوغان پیش از این نیز گفته بود ۳میلیون نفری که در ادلب حضور دارند، در صورت حمله روسیه، ایران و سوریه به ادلب شرایط دشواری را برای ادامه زندگی در پیش خواهند داشت و به مرزهای ترکیه سرازیر می‌شدند. از سوی دیگر با حمله به ادلب و پیامدهای آن،‌ کردهای سوریه نیز قدرت بیشتری پیدا می‌کردند و این برای ترکیه که همواره حساسیت بالایی نسبت به مسأله کردها دارد، می‌توانست بسیار خطرناک باشد.

علاوه بر اینها کشتار ادلب به چهره و وجهه ترکیه لطمه می‌زد.

در همین راستا بایستی از مخالفت افکار عمومی جهان و هشدارهای آمریکا و کشورهای غربی که نسبت به هر گونه جنگ و کشتار در ادلب هشدار می‌دادند، در محاسبات مربوط به این تحول یاد کرد.

و اما آنچه که بسیار مهمتر است بحرانها و شرایط انقلابی ایران است که از دیماه گذشته همگان را متوجه کرده که آخوندها رفتنی هستند و آنکه صاحب مملکت است مردم ایران هستند.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy