آیا جراحی در ساختار ولایت فقیه و اتخاذ تصمیم‌های بزرگ شدنی است؟

71
آیا جراحی در ساختار ولایت فقیه و اتخاذ تصمیمهای بزرگ شدنی است؟
آیا جراحی در ساختار ولایت فقیه و اتخاذ تصمیمهای بزرگ شدنی است؟

این روزها همه جناح‌های درون نظام ولایت فقیه از عباراتی هم‌چون «اصلاحات ساختاری»، «جراحی مهم در ساختار نظام» و ضرورت اتخاذ «تصمیمهای بزرگ» دم می‌زنند؛ به‌نحوی که این طور برداشت می‌شود که گویا حالا که به‌گفته ولی‌فقیه در کشور «بن بستی وجود ندارد» جناحین می‌خواهند جاروی «جراحی مهم» و «اصلاحات ساختاری» را به دم جری،‌ یعنی به دم موش ولایت ببندند و او را از سوراخ بحرانهای وجود ناداشته بگذرانند.

حسین علایی رئیس سابق ستاد مشترک سپاه پاسداران یکی از کسانی است که به‌طور مفصل درباره ضرورت اتخاذ تصمیمهای بزرگ صحبت کرده است.

علایی که اظهاراتش در سایت جماران متعلق به حسن خمینی درج شده است، میگوید:  مسئولان کشور تهدیدات ترامپ را جدّی بگیرند و برای مقابله با آن استراتژی مشخص تدوین کنند. علایی در پاسخ به این سؤال که منظورش از مسئولان، قوه مجریه است یا کل حاکمیت؟ جواب می‌دهد که «وضعیت فعلی فراتر از دولت است.

نظام باید به میدان بیاید و مسأله را حل کند. البته نه با روش‌ها و شیوه‌های قبلی؛ باید در شیوه‌ها تجدید نظر شود».

پاسدار علایی که در این مصاحبه که اساساً با ایما و اشاره حرف می‌زند در پاسخ به خبرنگار که چرا روشن‌تر حرف نمی‌زند؟ می‌گوید چون حرف‌هایی که من بزنم را شما نمی‌توانید منتشر کنید و کشور هم ظرفیت شنیدنش را ندارد و باید محرمانه بماند».

اما در ادامه روشن می‌کند که منظورش زهر خوردن خامنه‌ای و غلط کردم گویی از هر آنچه تا کنون گفته، می‌باشد.

علایی می‌افزاید: «چرا امام یک روز می‌گفتند «جنگ، جنگ، تا رفع فتنه از عالم» و دو هفته بعد قطعنامه را قبول کردند؟».

غلامرضا ظریفیان از مهره‌های جناح اصلاحات از ضرورت جراحی‌های مهم در شرایط کنونی سخن می‌گوید: «بخش زیادی از فشارهای موجود ناشی از فشارهای خارجی نیست بلکه مشکلات ساختاری و رفتاری است. در این شرایط است که مسئولان کشور باید اجماع کنند و دست به جراحی‌های مهم بزنند؛ در زمینه اقتصاد، سیاست، واگذاریها، تجمیع قانون، ارتباط با نظام بین‌الملل».

اما به‌رغم این‌که رسانه‌ها و مهره‌های حکومتی توصیه می‌کنند «اصلاحات ساختاری» انجام بگیرد، «جراحی‌های مهم در ساختار نظام» صورت بگیرد، «تصمیمهای بزرگ» صورت بپذیرد و…، که مفهوم تمامی آنها زهر خوردن علی خامنه‌ای‌ است. اما واقعیت این است که خامنه‌ای نه تنها قادر به جراحی‌ها و تصمیم‌های استراتژیک و خوردن زهر، مانند خمینی نیست، بلکه در مورد امور جزیی‌تر نیز قادر به تصمیم قاطعی نیست.

در حال حاضر نیز او در زمینه اموری مانند ای تی اف، برجام و در مسائل تاکیتکی دیگر نظیر این‌که روحانی برای شرکت در مجمع عمومی ملل ‌متحد برود یا نرود و اگر رفت در اجلاس شورای امنیت که در آن رئیس‌جمهور آمریکا سخنرانی می‌کند حاضر بشود یا نشود نیز قادر به تصمیم‌گیری نیست و حتی در زمینه بسیاری از امور جزیی جنگ و جدال بین دو باند توان حل و فصل اختلافات را ندارد چه رسد که به دم این «جری»‌ بخت برگشته جاروی «اصلاحات ساختاری» هم بسته شود. دیگر غیرممکن است موش ولایت از محاصره بحرانها سالم بیرون بجهد.

حسین شریعتمداری رئیس کیهان در این رابطه می‌نویسد: «خودداری آقای روحانی از شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل می‌تواند پاسخ دندان‌شکنی به اهانت‌های بی‌وقفه ترامپ باشد… مگر حضور همه ساله آقای روحانی در نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل چه دستاوردی داشته است که با حضور نیافتن ایشان از دست برود؟!»

یکی از مهره‌های جناح اصلاح‌طلب  به نام فریدون مجلسی در روزنامه‌ ایران ارگان دولت روحانی نوشت: « اگر ایران حرف و موضع سازنده‌یی برای گفتن در عرصه بین‌الملل دارد چه بهتر که این موضع را از بالاترین جایگاه و در یکی از مهم‌ترین این گردهمایی‌های رهبران سیاسی جهان عرضه کند. (چرا که) ایران در شرایط حال حاضر نه فقط با تحریم‌های اقتصادی که با تحریم رسانه‌یی و خبری مواجه است… این مهم البته باید به تشخیص و صلاح تصمیم‌گیران ارشد نظام (بخوانید خامنه‌ای) برسد».

علت این‌که ولایت فقیه با این همه اختیاراتی که دارد قادر به چنین تصمیم‌گیریهایی نیست بن‌بستی است که در تمامی زمینه‌ها حاکمیت ولایت فقیه در آن گیر افتاده است.

زیرا رژیم اساساً ظرفیت چنین اصلاحات، جراحی‌‌ها و… را ندارد و به‌محض این‌که خامنه‌ای وارد این مقولات شود، به‌قول قیام‌کنندگان در درجه اول باید خودش از جایگاهش بلند شود(سیدعلی ببخشین دیگه باید بلند شین) که به تبع آن نظام هم سرنگون می‌شود و در این صورت نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان.

بگذریم. به‌قول عبید زاکانی:‌ غرض از موش و گربه برخواندن، مدعی فهم کن پسر جانا

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy