سیر تکاملی قیام مردم ایران نشان میدهد که لاجرم تا برکندن ریشه دیکتاتوری استمرار خواهد داشت

قیام مردم ایران ازخواسته‌ها و مطالبات مردم ـ به‌خصوص زنان و جوانان ـ از پراکندگی موضوعات به تمرکز بر خواست‌های مشترک، ملی و اصلی رسیده است. منظور از خواست‌های مشترک، ملی و اصلی  یعنی سیاسی شدن آنها رو به حاکمیت است.

زیر چتر نظام‌های دیکتاتوری ـ به‌خصوص نوع توتالیتاریستی مذهبیِ آخوندی‌اش ـ همه‌چیز مردم سیاسی می‌شود. درست مثل همین شرایط فعلی که آب و نان، سپرده‌های بانکی، لباس و مو، موسیقی، حقوق کارگر و کارمند و فرهنگیان، فرار مغزها، فقر، اندام‌فروشی و معیشت روزانه مردم، همگی سیاسی شده‌اند.

مسیری که قیام‌ مردم ایران طی کرده‌، چند ماه است که گذار از کمیت به کیفیت را بارز کرده است. این گذار، از خود نشانه‌هایی را می‌پراکند که دارای اهمیت بسیاری است و باید نشانه های  این کیفیت در دسترس را شناخت.

کیفیت قیام‌های مردم را با آنچه که با آن روبرو بوده و به چشم دیده ایم، بررسی می‌کنیم:

این قیام در پروسه از پراکندگی به پیوستگی رسید،  قیام دی ۹۶ آغاز مرحله جدید بود.

پوسته‌یی شکست، شرایطی چرخید و کیفیتی بارز شد.

شاخص آن هم شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» بود. مردم بر اصل ماجرا انگشت گذاشتند و تضادی آشتی‌ناپذیر بین مردم و حکومت بیش‌‌از‌پیش نمایان گشت.

از آن پس تاکنون، هفته‌یی نبوده است که چندین شهر ایران در حال مصاف با سرکوبگران حکومتی نباشند.

خواسته‌های مردم هم آن‌قدر با واقعیت‌های ملموس زندگی و معیشت و بود و نبودشان پیوند دارد که اصلاً قابل صرف‌نظر‌کردن نیستند.

این خواسته‌ها، مطالباتی هستند که گریبان حکومت را گرفته‌اند. پاسخ خواست‌ها و مطالبات مردم در گرو پایان دادن به اختلاس، چپاول، حضور در سوریه و یمن و عراق و آزادی زندانیان سیاسی و برچیدن دیکتاتوری است.

بنابراین هم مردم نمی‌توانند از حداقل‌های معیشتی و حیاتی خودشان بگذرند، هم حاکمیت ولایت نمی‌تواند این خواسته‌ها را پاسخ دهد. گذشته از این‌که پاسخ این خواسته‌ها، نفی کلیت نظام ولی‌فقیه است.

از این رو، این قیام‌ها لاجرم تداوم و استمرار خواهند داشت.

موضوع دیگر فراگیری قیام است. اگر بر محور فرضی نموداری از ۲۰سال پیش راه بیفتیم، شاهدیم که قیام‌های مردم ایران از تک‌نمودها ـمثل قیام قزوین در سال ۷۳ـ تاکنون، همواره در مسیر پیشرفتشان، حرکت عرضی و گستر‌ش‌یابنده داشته‌اند. در قیام دی ۹۶ که از مشهد شروع شد، ۲روز هم نشد که به ۱۴۲شهر ایران سرایت کرد و نظام را  دچار بحران بقا و موجودیت کرد.

قیام دی ۹۶ چون مشعلی به کانون‌های خشم و اعتراض پرتاب شد. به‌دنبال آن شهر کازرون برخاست. بعد شاهد تظاهرات کارگران با قطعنامه‌یی بسیار متفاوت نسبت به مراسم مشابه سالیان قبل بودیم. سپس کامیون‌داران زحمتکش عرصه را بر حاکمیت دزد تنگ کردند.

نقش خیانت‌های زیست‌محیطی حاکمیت ولایت فقیه و نابودی منابع طبیعی و اقلیمی ایران باعث شد که قیام‌ها به شورش مردم اهواز و برازجان و خرمشهر علیه تباه‌سازی‌های زیست‌محیطی و آب توسط حکومت کشیده شود.

اکنون هم بر سر برجام و نتایج آن، هم بر سر فساد دولتی و حداقل‌های معیشتی و هم بر سر نفی دیکتاتوری، قیام های مردم ایران کاملاً سیاسی و سمت‌وسودار شده‌اند. به همین دلایل هم باید بر گسترش‌یافتن قیام به سراسر ایران تأکید کرد.

نکته مهم دیگر اینکه در مسیر طی شده، کیفیتی که حاصل شده  و مردم دست بر پایه‌ها و بنیادهای ساختاری نظام می‌گذارند.

از نظر مردم ایران حاکمیت ولایت فقیه با همه دستجات آن باید سرنگون شوند.

وقتی مردمی فریاد می‌زنند و مدام تکرار می‌کنند که «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا»، به یقین تمامیت این رژیم را به مقابله طلبیده‌اند. چرا که ریشه فساد و تباهی و دزدی و توسعه‌طلبی و دیکتاتوری در یک بنیاد قرون‌وسطایی و انسان‌ستیز برپا شده است که حکومت را «ودیعه الهی» به خود می‌داند و حفظ آن را «اوجب واجبات» معرفی می‌کند.

مطالبات مردم هم در مسیر ریشه دارتر شدنشان، ریشه‌های حکومت را نشان میگیرد همان سه مشخصه حاکمیت ولایت فقیه : «تا دیکتاتور رو کاره ـ قیام ادامه داره»؛ «سوریه را رها کن ـ فکری به‌حال ما کن»؛ «مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه‌ای»؛ «توپ، تانک، فشفشه ـ آخوند باید گم بشه»؛ «می‌میریم، می‌میریم، ایرانو پس می‌گیریم»؛ «وای به روزی که مسلح شویم» و…

اکنون تمام ترس و نگرانی حاکمیت این است که قیام‌ها به رو در رویی تمام‌عیار با حاکمیت و نفی کامل آن کشیده شده‌اند. زیرا دست توانای قیام مردم ۳ستون نگهدارندهٔ حاکمیت ولی‌فقیه را نشان گرفته است؛ بازویی که نیرو و توان و قدرت آن به اندازه اراده‌یی به وسعت تمام مردم ایران‌زمین است.

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy