مصاحبه با آقا اسماعیل یکی از گورخواب‌های زابل با وضعیت رقت انگیز

36

اخیراً تصاویری از یک گورخواب در زابل منتشر شده است که بسیار رقت‌آور و تأسف‌انگیز است. تصاویر مردی که در فاصله ۲متری بین گورها زندگی می‌کنند.

آقا اسماعیل میگوید به جرم درگیری با مامور از اهواز به زابل تبعید شده است و الان ده سال است که گورخواب است او متاهل و دارای دختری است که جزو تیزهوشان است. ده سال است که درآمد شستن قبرها و زندگیش با مردگان میگذرد. اگر تا انتشار این خبر ماموران سراغش نرفته و به شیوه آخوندها که ضرب و شتم و دستگیری است مسائلش را حل نکرده باشند جای شگفتی است!

۲سال پیش که موضوع گورخواب‌های تهرانی رسانه‌یی شد امام‌جمعه زابل در حضور نهاوندیان، رئیس‌دفتر وقت روحانی، از وجود ۶هزار کارتن‌خواب و گورخواب در گورستانهای شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان خبر داد.

اما با وجود این‌که این گفته او توسط رسانه‌های حکومتی انعکاس گسترده‌یی یافت اما مقامات دولتی نسبت به آن واکنشی نشان ندادند و در واقع این خبر به محاق سکوت سردمداران این حکومت گور و گم شد.

اما با گذشت بیش از یک‌ونیم سال از گفته‌ امام‌جمعه زابل، اکنون با انتشار تصاویر گورخواب‌های زابلی توسط اینستاگرام یکی از خبرنگاران، بار دیگر موضوع گورخواب‌های زابلی موضوع روز رسانه‌ها شده است.

در این زمینه  تسنیم ۱۹تیر ۹۷ با عنوان «سکوت ۱۰۰۰گورخواب سیستانی در خانه‌ اموات» می‌نویسد: «در حالی موضوع ۵۰گورخواب تهرانی به سرعت رسانه‌یی شد و مردم و مسئولان دست در دست هم برای آنها گرم‌خانه ایجاد کردند که هنوز بعد از گذشت چند سال به‌حال بیش از ۱۰۰۰گورخواب زابل فکری نشده است».

این رسانه حکومتی پس از ذکر این مقدمه گزارش اسف‌انگیزی از وضعیت این گورخواب‌ها و بر اساس گفته‌های خودشان دارد که بسیار رقت‌انگیز است.

وضعیت گورخواب‌‌ها در سیستان و به‌خصوص در منطقه زابل آن روی سکه بیکاری بالای ۴۰درصدی در استان سیستان و بلوچستان و خشکیدن هامون توسط نظام ضدمردمی و فقر روزافزون هموطنان در این خطه از کشور است.

مردمی که اکثریت قریب به اتفاق آنان از گرسنگی و محرومیت رنج می‌برند.

اما واقعیت این است که گورخوابی تنها مربوط به تهران و یا زابل و سیستان و بلوچستان نیست، بلکه یک موضوع عمومی است و آن‌چنان که فرماندار زابل میگوید:مساله گورخواب‌ها و معتادین یک موضوع کشوری است».

گورخوابی معلول هیولای فقر و گرسنگی است که در حال بلعیدن ایران است. واقعیت فقری که رسانه‌ها و مهره‌های حکومت نیز نمی‌توانند آن را کتمان کنند.

آمار و ارقامی که اقتصاددان‌ها، مهره‌ها و رسانه‌های حکومت از گسترش و عمق آن و انواع آسیبهای اجتماعی ناشی از آن ارائه می‌دهند، تکان‌دهنده است.

وقتی ۳۳درصد از جمعیت کشور در فقر مطلق و حدود ۳۰درصد مردم گرسنه‌ هستند و نان خالی هم در سفره ندارد و خط فقر و یا در واقع «خط مرگ» برای مردم به حدی رسیده است که درآمد یک خانوار حتی نمی‌تواند هزینه غذای بخور و نمیرشان را تأمین کند، طبیعی است که بحرانهایی نظیر گورخوابی، کارتن‌خوابی و حاشیه‌نشینی نیز رشد و گسترش می‌یابند، بحرانهایی که منحصر به منطقه محدودی از کشور نمی‌شوند، بلکه سرتاسر پهنای ایران را دربرمی‌گیرند.

بر اساس این واقعیت‌ها است که گورخوابی از اطراف تهران و خیابان خاکی و نصیرآباد تا اطراف زابل و تا همه گوشه و کنار ایران گسترش می‌یابد.

حل کردن مشکلات این بینوایان هم به شیوه آخوندی است:

پس از رسانه‌یی شدن موضوع گورخواب‌های نصیرآباد به نوشته یکی از رسانه‌ها «صبح مأموران آمدند، همه را زدند، وسایلشان را بردند و رفتند».

و به‌گفته یکی از گورخوابها: «صبح یک عده‌یی آمدند و با مشت و لگد ما را متفرق کردند، از شهرداری و کلانتری بودند. آنها که ما دیدیم، لباس خاصی تنشان نبود.

فقط می‌خواستند ما را متفرق کنند. وسایلمان را بردند و رفتند. البته نه وسایل همه را. فقط به ما گفتند بروید بیرون».(سایت خبرآنلاین ۷فروردین ۹۶)

اما این روزها حکومت بخصوص از فقرا و بیکاران و تمام کسانیکه به آنها ظلم کرده است بسیار می‌ترسد زیرا که ظلم۴۰ساله اینکه در کف خیابان با همین اقشار ستمدیده تعیین تکلیف میشود.

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy