داستان جالب پیش فروش میمونها در هندوستان و یک تشابه ساده

80
داستان جالب پیش فروش میمونها در هندوستان و یک تشابه ساده
داستان جالب پیش فروش میمونها در هندوستان و یک تشابه ساده

در روستایی در هند آقای پولداری به روستایی ها اعلام کرد که به ازای هر میمون۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.

روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به گرفتن میمونها کردند.

هزارها میمون به قیمت ۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند..

به همین خاطر این اقای زرنگ این بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی ها فعالیتشان را از سر گرفتند.

پس از مدتی موجودی ها هم کمتر و کمتر شد، تا سرانجام روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزار های خود رفتند…

این بار پیشنهاد به ۴۵ دلار رسید و… در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.

این بار اون آقا ادعا کرد که به ازای خرید هر میمون ۷۰ دلار خواهد داد، ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت، کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون ها را بخرد.

در ، شاگرد به روستایی ها گفت: این همه میمون درقفس وجود دارد! من آنها را به ۶۰ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت اربابش آنها را به ۷۰ دلار به او بفروشید.. روستایی ها که وسوسه شده بودندپولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند.

البته از آن به بعد دیگر کسی نه اون آقا را دید و نه شاگردش را.. و تنها

روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون …

البته این داستان هیچ ربطی به داستان بانک مرکزی برای پیش فروش سکه طلا و اين جور چيزها ندارد

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy