ناگفته‌ای از مرگ هاشمی رفسنجانی از زبان دختر بزرگش فاطمه هاشمی

183
ناگفته‌ای از مرگ هاشمی رفسنجانی از زبان دختر بزرگش فاطمه هاشمی

فاطمه هاشمی دختر هاشمی رفسنجانی می گوید: پیش از مرگ پدرم کسی با موتور نزدیک شده و گفته به پدرتان بگویید می‌خواهند بزنندش و رفته است.

غلامعلی رجایی مشاور هاشمی رفسنجانی: من آدم امنیتی نیستم که بتوانم اتفاقات را تجزیه و تحلیل  کنم اما از زبان خانم آقای هاشمی شنیده شده بود که هاشمی رفسنجانی ۱۰روز  پیش از مرگش، با نام بردن از کسانی، گفته است که روزی آنها مرا خواهند کشت…

وی به کلمه گفت: می‌دانم اتفاقی افتاده است، و آن اتفاق مرگ طبیعی و سکته نیست، نه من آدم امنیتی هستم که بتوانم جزییات واقعه را تجزیه و تحلیل کنم و نه اطلاعات لازم را دارم، تنها می‌دانم که اتفاقی افتاده است. برحسب قاعده آقای هاشمی شاید خود را در معرض ترور می‌دیده است. فاطمه خانم هم یک بار چیزی گفت: «یک کسی با موتور نزدیک شده و گفته است که به پدرتان بگوید که می‌خواهند بزنندش» و بعد هم رفته است… حالا آن شخص چه کسی بوده، و از کجا گفته این حرف‌ها را من نمی‌دانم.

فرزندانشان هم در مراسم جماران، هم آن شب اول می‌گفتند و هم بعدتر بحث رادیو اکتیو را مطرح کردند…

به نظر من باید منتظر باشیم مقامات امنیتی اظهارنظر بکنند؛ چون در این قضیه نظر دادن من مبنای کارشناسی ندارد. حالا به هرحال ابهاماتی وجود دارد، نکاتی هست که به طور حتم در چند دهه‌ی دیگر روشن خواهد شد. ولی آن چیزی که ما از هاشمی رفسنجانی سراغ داشتیم که آخرین روز را هم من فیلمش را منتشر کردم… فیلم­ش را دیده‌اید؟

فیلم آخرین روز هاشمی را من منتشر کردم. دوربین‌های مدار بسته گرفته بودند. ما صحبت کردیم، یک مکثی کردند و مثل همیشه پله‌ها را طی کردند و دویدند. من هم در فیلم برمی‌گردم و پشت سرم را نگاه می‌کنم…

آن هاشمی رفسنجانی که ما دیدیم ده، پانزده سال دیگر همین هاشمی بود، ایشان پله‌ها را می‌دوید. ما مشهد چند جا برای بازدید رفتیم و واقعاً ایشان در سن هشتاد و یک سالگی پله‌ها را می‌دوید.

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajancy