بحران‌های سیاسی که علی خامنه‌ای را محاصره کرده و مسیر خطرناکی که برای برون رفت انتخاب کرده است

سخنرانی علی خامنه‌ای در سالمرگ خمینی را برخی یک خودکشی سیاسی میدانند و میگویند دستور خامنه‌ای در بازگشت به پروسه احیای سانتریقیوژهای اتمی، یک امتیاز طلائی به نخست وزیر اسرائیل در دیدارش با رهبران سه کشور آلمان فرانسه انگلستان و یک خودکشی سیاسی  برای خامنه ای بود، چرا؟

خامنه‌ای کلاً به سه موضوع پرداخت؛‌ یکی به ادامه‌ قیام و حرکتهای اعتراضی که هر روز در سراسر کشور جریان دارد و روزبه‌روز هم گسترده‌تر می‌شود.

دوم، موضوع برجام و اظهار خشم و نارضایتی از وضعیت برجام که خامنه‌ای در این رابطه تلاش کرد با توجه به وضعیت به‌وجود آمده خودش را تبرئه کند و گناه برجام را به گردن روحانی و جناح او بیندازد!

سوم هم مسأله برنامه موشکی و دخالت‌های منطقه‌‌ای بود که این روزها با فشار‌های همه‌جانبه بین‌المللی، بوی تخلیه منطقه از طرف رژیم بیشتر از هر زمان دیگری به مشام می‌رسد!

در حقیقت این سه مساله، جدی‌ترین مشکلات رژیم در حال حاضر هستند و موفقیت یا شکست رژیم بسته به پاسخ‌هایی است که باید به سه مسأله بدهد.

در مورد قیام و حرکتهای اعتراضی، حرف خامنه‌ای حرف همه دیکتاتورها بود که وقتی دستشان از همه جا کوتاه شده، با انتساب مردم معترض و اساساً هر حرکت اعتراضی به خارج از مرز‌ها تلاش می‌کنند هویت ملی اعتراض و معترضان را منکر شده و در فرهنگ سیاسی حکومت با زدن یک برچسب تروریستی به هر حرکت اعتراضی سرکوب آن را مشروع! کنند.

نکته بعدی، صدور فرمان از سرگیری فعالیت‌های اتمی بود، وی برای کسب آمادگی‌های لازم جهت رسیدن به ۱۹۰هزار سو در تأسیسات اتمی و آماده کردن الزامات به کارگیری سانتریفوژهای از دور خارج شده و حتی افزایش آنها فرمان صادر کرد. اما صریحا تکرار میکرد که ما «در چارچوب» برجام حرکت می‌کنیم. او میترسید که مبادا از این حرفش، به‌عنوان نقض برجام اتخاذ سند شود، تأکید کرد: «البته در چارچوب برجام»!

اما مسأله این است که حتی اگر حکومت بخواهد هم، عملاً نمی‌تواند غنی‌سازی در ابعاد قبل از برجام را از سر بگیرد چرا که همان‌طور که اعلام شده، نظام در همان ابتدای برجام، سانتریفوژهایشان را اوراق کرده‌ و اگر از همین فردا هم اقدام به تعمیر و ساخت آنها بکنند، صرف‌نظر از این‌که به اعتراف خودشان امکانپذیر نیست، سالها طول می‌کشد تا بتوانند به سطح قبلی برسند. بنابراین حرف‌های خامنه‌ای در این قسمت صرفاً قدرت‌نمایی‌های پوشالی بود که مصرف داخلی دارد و برای روحیه دادن به نیروهای ریزشی می‌باشد!

نکته‌ بعدی، در مورد توان موشکی رژیم بود که گفت: «در مقابل هر موشک که به ما بزنند، ما ۱۰تا موشک شلیک می‌کنیم!»

…« هر کس به ما موشک بزند ما… »! او نگفت کجا؟ و چه کسی یا نهادی یا کشور یا رئیس جمهوری! بحث موشک زدن به رژیم را مطرح کرده است؟

اما با اینهمه و باز در همان ژست توخالی قدرت هم، حواسش جمع بود که مبادا همین حرف‌های توخالی هم موجب دردسرش بشود، چون بلافاصله اشاره کرد که: «در برابر زورگویی دشمنان هم ما هیجان زده و احساساتی تصمیم نمی‌گیریم به جای متن به حاشیه‌هایی که برایمان می‌سازند اعتنا نمی‌کنیم و وارد حواشی نمیشیم!»

هر ناظری و هر شنونده‌ای با شنیدن این کلمات به سرعت متوجه می‌شود که خامنه‌ای چقدر دست و پایش را جمع کرده و تلاش می‌کند طوری حرف نزند که گزک! به دست حریف بدهد!‌

خامنه‌ای در مورد ژست‌های منطقه‌یی هم فقط کلی‌گویی کرد و کلماتی مثل عدالتخواهی و دفاع از ملت فلسطین و مقاومت و… را ردیف کرد؛ ولی این که در مورد سوریه و یمن و… می‌خواهد چه کار کند، چیزی نگفت! آن‌هم در حالی که در این مناطق، صحبت از عقب‌نشینی رژیم در میان است، اما او هیچ حرفی در این زمینه‌ها نزد و اساساً ورود نظامی به مناطق نفوذ منطقه‌یی نیروهایش را هم به خمینی منتسب کرد و تلاش کرد خود را به نوعی بی‌گناه! نشان دهد.

همه احتیاطها را در قسمتهای اول سخنرانی کرد اما در حمله به روحانی هیچ احتیاطی نداشت و تقصیر تمامی شکست‌های اتمی خودش را بر سر روحانی شکست و تلویحا او را «به تنهایی» مقصر شکست برجام اعلام کرد.

او باید یک مقصر پیدا کند که تقصیر شکست برجام و بیش از ۱۰۰میلیارد دلار مخارج آن و پیامدهای آن در منطقه را به‌سر او بکوبد!‌

به این ترتیب خامنه ای یک جنگ جناحی جدید را استارت زد در حالی‌که به‌خوبی می‌داند شکاف در رأس حاکمیتش، پیامدهای جدی و خطرناک اجتماعی برایش خواهد داشت!

در اوضاع بهم‌ریخته داخلی، دوگانگی در رأس حاکمیت  میدان بازتری برای حرکت‌های مردمی ایجاد خواهد شد!‌

واقعیتی که تا همینجا هم درستی آن روشن شده و باز هم روشن‌تر خواهد شد.

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy