داستان جالب بهلوان و جواب اشتباه تاجر

49
داستان جالب بهلوان و جواب اشتباه تاجر
داستان جالب بهلوان و جواب اشتباه تاجر

روزي تاجری بغدادی از بهلول سوال کرد که من چه بخرم تا منافع زياد ببرم؟ بهلول جواب داد آهن و پنبه. آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خريد و انبار نمود. اتفاقا” پس از چند ماهي آن ها ذا فروخت و سود فراوان برد. باز روزی به بهلول بر خورد.

اين دفعه گفت بهلول ديوانه من چه بخرم تا منافع ببرم؟ بهلول اين دفعه گفت پياز بخر و هندوانه.

سوداگر اين دفعه رفت و سرمايه خود را تمام پياز خريد و هندوانه انبار نمود و پس از مدت كمي تمام پياز و هندوانه هاي او پوسيد و از بين رفت و ضرر بسیار کرد. به سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول كه با تو مشورت کردم گفتي آهن بخر و پنبه، نفعي بردم. ولي دفعه دوم اين چه پيشنهادي بود که كردی؟ تمام سرمايه من از بين رفت !

بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول كه مرا صدا زدي گفتي : آقاي شيخ بهلول، و چون مرا شخص عاقلي خطاب نمودی، من هم از روي عقل به تو مشورت دادم . ولي دوم بار مرا بهلول ِ ديوانه صدا زدي، من هم از روي ديوانگي تو را راهنمایی کردم.

https://t.me/Iran_news_ajancy

تلگرام ما