غلامرضا حسنی (ملاحسنی) ۹۱ساله قاتل فرزند خودش امروز مرد

653
غلامرضا حسنی

غلامرضا حسنی معروف به ملا حسنی  (زادهٔ ۲۹ تیر ۱۳۰۶ در بزرگ‌آباد ارومیه، مرگ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷) در سن ۹۱سالگی.

در پرونده این جنایتکار چند موضوع مهم قابل توجه است وی از تا ۲۴ دی ۱۳۹۲ نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی و امام جمعهٔ شهر ارومیه بود.

غلامرضا حسنی هم مانند جنتی و گیلانی پسر خودش را اعدام کرده است او در اوایل انقلاب محل اقامت رشید حسنی پسرش که از اعضای فدائیان خلق بود را به کمیته انقلاب اطلاع داد. رشید حسنی پس از محاکمه اعدام شد.

این جنایتکار در واقعه قارنا و در ۱۱ شهریور ۱۳۵۸ متهم است. در این واقعه عده‌ای از اهالی کرد روستای قارنا و بعضی از اعضای حزب دموکرات که اهالی روستا به آن‌ها پناه داده بودند در شهرستان نقده توسط گروهی دیگر کشته شدند.

پس از آن سپاه به این منطقه  حمله کرد و خمینی هم پیام داد و گفت قرار نیست که هر کاری میخواهنذ بکنند و فرمان سرکوب داد.

غلامرضا حسنی مانند دیگر امام جمعه های مورد تایید ولی فقیه میبایست خون آشام باشد و برای اثبات بندگی دستش را در خون فرزندش کند و او هم مانند جنتی و گیلانی از این امتحان سرفراز بیرون آمد.

غلامرضا حسنی  نمایندهٔ دور اول مجلس  بوده است.

طبق مدارک مرکز اسناد انقلاب اسلامی ۳ بار هدف ترور قرار گرفته‌است (یکبار در تهران و دو بار در ارومیه).

در اسفند سال ۱۳۸۸ مدیرکل سازمان میراث فرهنگی آذربایجان غربی به خبرگزاری ایلنا گفت که برای «ثبت معنوی» نام غلامرضا حسنی در فهرست «آثار معنوی» از سازمان میراث فرهنگی ایران تقاضا کرده‌است و امیدوار است تا پایان سال ۸۸ نام حسنی، به‌عنوان یکی از میراث فرهنگی ایران به ثبت برسد.

در ۱۴ فروردین ۱۳۹۰ و در جلسه اعضای هیئت دولت ایران، حسنی «نشان درجه یک شجاعت» را از محمود احمدی‌نژاد دریافت کرد. به گفتهٔ وب‌گاه فارس، این نشان به‌خاطر سوابق مبارزاتی حسنی پیش از انقلاب ۵۷، مبارزه با کُرد در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب و حضور در جنگ ایران و عراق به او داده شده‌است.

غلامرضا حسنی در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۹۷ در اثر عفونت کلیه مرد.

غلامرضا حسنی درباره اعدام پسرش میگوید: پسر بزرگم رشيد با رژيم شاه سخت مبارزه مي‌كرد . در دانشگاه تهران تحصيل مي‌نمود، يكي دو بار دستگير و زنداني شد. قبل از پيروزي، وقتي به اروميه و روستا مي آمد، در برگزاري هر چه باشكوهتر مراسم نماز جمعه بزرگ‌آباد، تلاش مي‌كرد و در فعاليت‌هاي جنبي آن از قبيل: بيل زني در باغات، شخم زدن، كمك كردن به فقرا و مستمندان مي‌كوشيد

او پس از پيروزي انقلاب، ناگهان به گروه سياسي سازمان فدائيان خلق پيوست و از سران آنها شد، به طوري كه مسئوليت شاخه آذربايجان غربي بر عهده او بود. خيلي با او صحبت كردم تا در راهش تجديد نظر كند، ولي نكرد. در همان زمان انشعابي در ميان اعضاي اين گروه پديد آمد و به دو گروه اقليت و اكثريت منشعب شدند و اقليت‌ها به جمع گروهك‌هاي سياسي محارب پيوستند و جنگ مسلحانه بر ضد حكومت اسلامي آغاز كردند. الان یادم نيست رشيد جز كدام يك از اينها شد، وي به هر حال من احساس خظر كردم. تصميم گرفتم جلوي فعاليتهاي او را بگيرم.

نخست چند بار تذكر و تهديد انجام گرفت ولي فايده‌ نكرد.

آن وقت نماينده مجلس و در تهران بودم. يك روز رشيد به تهران آمده بود. جايش را شناسايي كرديم. در كميته انقلاب تهران با آيت‌الله مهدوي‌كني تماس گرفتم و گفتم يك موردي هست، چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم هست. يكي از محافظان خودم به نام آقاي جليل حسني را نيز همراه آنها كردم. او از بچه‌هاي كميته اروميه بود و الان به تجارت مشغول است. گفتم اگر مقاومت يا فرار كرد بزنيد نگذاريد فرار كند و اگر هم تسليم شد، دستگيري كنيد و به كميته تحويل بدهيد.

آنها رفتند و او را دستگير كردند. رشيد چند روزي در كميته تهران بود. بعد براي بازجويي و محاكمه به تبريز انتقال دادند. او چون محل فعاليت‌هايش، استان آذربايجان بود در اين شهر محاكمه و به اعدام محكوم شد و بلافاصله حكم اجرا گرديد.

در مرحله اول، رشيد را به دادستان وقت، حضرت حجت الاسلام سيد حسين موسوي تبريزي تحويل داده بودند، او نيز وي را به يكي از دامادهايش كه او هم قاضي بود، سپرد و حكم اعدام رشيد را او صادر كرده بود. حتي بعد از اعدام جنازه‌اش را هم به ما تحويل ندادند.

اگرچه حجت الاسلام غلامرضا حسنی ادعا می کند که «وقتی خبر اعدام رشید را شنیدم، چون به وظیفه‏‌ی خود عمل کرده بودم، هیچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب با هیچ شخصی ولو پسرم باشد، شوخی ندارم و با هیچ احدی در این مورد عقد اخوتی هم نبسته‏‌ام.

هنوز هم اگر یکی از فرزندانم بر ضد انقلاب و رهبری، خدای ناکرده، فعالیت کند، همان کاری را خواهم کرد که با رشید کردم.» با این حال او به صراحت به اعدام پسرش اعتراض دارد و گفته «حقیقت این است که رشید مستحق اعدام نبود.

او جنایتی را مرتکب نشده بود، یا کسی را نکشته بود، تنها جرمش این بود که گرایش شدید کمونیستی داشت و این هرگز منجر به اعدام کسی نم‌ی‏شود. حداکثر آن که باید به حبس ابد محکوم می‏‌گردید.»

علاوه بر رشید حسنی پسر حجت الاسلام حسنی، روزنامه های ۹ مهرماه سال ۸۲ از «خودسوزی» حمیده حسنی دختر امام جمعه ارومیه خبر دادند. دلایل و چگونگی خودسوزی حمیده حسنی هرگز با جزئیات در رسانه ها مطرح نشد و در هاله ای از ابهام باقی ماند.

تلگرام ما

https://t.me/Iran_news_ajancy