به مناسبت زادروز مصدق۲۹اردیبهشت نخست وزیری که بزرگترین سرمایه ی سرزمین ایران را “ملی” کرد ولی بزرگداشت اش در آن سرزمین ممنوع است!

26
به مناسبت زادروز مصدق۲۹اردیبهشت نخست وزیری که بزرگترین سرمایه ی سرزمین ایران را
به مناسبت زادروز مصدق۲۹اردیبهشت نخست وزیری که بزرگترین سرمایه ی سرزمین ایران را "ملی" کرد ولی بزرگداشت اش در آن سرزمین ممنوع است!

دكتر محمد مصدق قهرمان ملی که برای استقلال و آزادی وطن خود میکوشید

مخالفین مصدق، او را انگلیسی خواندند. روس ها او را نوکر امپریالیسم آمریکا لقب دادند. انگلیس ها او را کمونیست نامیدند. ولی بالاخره معلوم شد دکتر محمد مصدق یک قهرمان ملی است و بدون پشتیبانی هیچ دولت بیگانه‌ای برای استقلال و آزادی وطن خود می کوشد.

ریو ارول، لوموند، فرانسه سال ۱۳۴۵

نقل قول زير از زنده ياد دكتر محمد مصدق راجع به زمانی است كه با استعفای او از والی‌گری فارس موافقت شده بود.

خود نقل قول به حد كافی گوياست و محتاج شرح موسع تری نيست. با خواندن اين نقل قول ياد جمله‌ای از كتاب «روابط ايران و امريكا؛ زير سايه‌ی مصدق» اثر مورخ امريكايی -«جيمز.اف.گود» افتادم كه مهمترين ايراد مصدق را از منظر غربی‌ها اين دانسته است كه «مصدق قابل خريداری نبود.»(نقل به مضمون) گرچه ترديدی نيست كه سوای «فسادناپذيری»، درك درست مصدق از منافع ملی و گرايش به تحول بنيادين اقتصاد ملی به سمت اقتصادی توليدی را، نمی توان بخشی از جرايم سياسی – تاريخی نابخشودنی وی از منظر غربی‌ها ندانست.

اقتصاد سياسی كودتای امريكايی عليه دولت مردمی مصدق، حتی متكی به آثار اقتصاددانان متاخر سرمايه داری، به آسانی خواهد توانست ريشه های عناد نوليبرال‌های امروز وطنی با مشی و روش مصدق را توضيح‌پذير كند كه پرداخت به آن در اين مختصر نمی‌گنجد. تنها به همين اشاره‌ی اقتصاددان كره‌ای – ها جون چانگ – بسنده می‌كنم كه گرايش و تبليغ نوليبراليسم در كشورهای پيرامونی صرفا با فساد رفتاری اين مبلغان قابل توضيح است.(نقل به مضمون)

گذشته از تمامی موارد پیش گفته، در این جملات نقل شده از زنده‌یاد مصدق شاید بتوان راز گستردگی فساد در بین سیاسیون کنونی ما را به خوبی دریافت، بلکه نیاز ساختارهای غیرِ مردمی به سیاسیون آلوده را بهتر شناخت و دانست که چرا اینهمه فساد عریانِ سیستماتیک در ساختار موجود، در نهایت با بی‌تفاوتی نادیده گرفته می‌شود.

نقل قول دكتر محمد مصدق؛

قوام [قوام الملك شيرازی] آمد پيش من، گفت: «شما واقعا در اين مدت در شيراز خيلی زحمت كشيديد. ما می‌ديديم كه از خودتان هم خرج می‌كنيد.

نبايد كه از خودتان متضرر بشويد.» و ده هزار تومان چك به من می‌خواست بدهد كه «قابلی ندارد، جبران ضرر شود.» گفتم: «بفرماييد، چك را داشته باشيد. من براي مملكتم خدمت كرده ام. محتاج هم نيستم. در تهران سر و زندگی دارم. اگر ضرری كشيده‌ام مربوط به كسی نبوده، خير، بفرماييد شما زحمت نكشيد.»

به جان شما اگر آن ده هزار تومان را گرفته بودم، فورا مرا در شيراز دستگير می‌كردند. اين ها برگه می‌خواهند بگيرند كه مستمسك دستشان باشد (به قول مرحوم صمصام السلطنه كه به مستمسك «دستمسك» می‌گفت) به كسانی اعتماد می‌كنند كه از آن ها پرونده‌ای داشته باشند، تا به محض لگداندازی پرونده‌اش را بيرون بكشند. از همه‌ی اين‌هايی كه سر كار می‌آورند، پرونده‌های مسلمی از ناپاكی دارند.

آقا خدا می‌داند پاك ماندن خيلی مشكل است. لازمه‌اش اين است كه خيلی محروميت‌ها را قبول كرد و خيلی با احتياط و جمع و جور بايد زندگی كرد.

رنج‌های سياسی دكتر محمد مصدق (يادداشت‌های جليل بزرگمهر به كوشش عبداله برهان)، نشر ثالث، چاپ دوم، تهران ١٣٩٠، ص ٥٥-٥٦

تلگرام ما

http://t.me/Iran_news_ajanc